X
تبلیغات
اخبار دانشگاه آزاد شهریار شهرقدس





























اخبار دانشگاه آزاد شهریار شهرقدس

سلااااااااااام

احوال بچه های فارق التحصیل عزیز چطوره؟

اوضاع کار و بارتون چطوره؟ کار خوب با حقوق خوب پیدا کردین؟

توی این پست تو قسمت نظرات می خوایم بیشتر راجع به این قضیه بحث کنیم..

از دوستای عزیز فارق التحصیل که بعد ازینکه درسشون تموم شد از لحاظ شغلی و

درامد تو موقعیت خوبی هستن خواهش می کنم تو قسمت نظرات بگن که چطور به

اونجا رسیدن و به سایرین بگن چه کارایی لازمه که برای پیدا کردن یه شغل مناسب با درامد

خوب انجام بدن 

چون من با اکثر بچه ها که صحبت می کنم دنبال کار هستن و اونایی که بیرون کلاس نرفتن

سرشون بی کلاه مونده ولی کسایی که به صورت تخصصی یک زبان برنامه نویسی رو دنبال

کردن و یاد گرفتن خیلی به دردشون خورده..چون دانشگاه که ماشالا هیچکدوم از درسا و

کلاساش واقعا به هیچ دردمون نخورد

از دوستان شاغل می خوام که سایر عزیزان رو راهنمایی کنن...مرسی



طبق اخبار شنیده شده استاد ربابه غفوری مدیر گروه شدن و من موقعی که

می خواستم این نظر سنجی رو راه بندازم اسم ایشونو جزء اعضای هیئت علمی

ندیدم وگرنه حتما ایشون رو جزء گزینه ها قرار می دادم

حالا ببینیم شما دوست داشتین کی مدیر گروه بشه؟:دی



Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

بله همونطور که می بینید بیشترین رای رو استاد ولی زاده داره و بعد از ایشونم

استاد نجفی زاده...که به هر حال برای خانم غفوری در این پست آرزوی موفقیت می کنیم

راستی شما هم از روند کارای فارق التحصیلیتون ناراحتید؟

من که خیلی عصبانیم چون کارایی که راحت طی یه هفته می تونه انجام بشه و

زودتر تکلیف مدرک و سربازی(واسه پسرا) معلوم شه حدود یک ماه و نیم الی 2 ماه

طول می کشه!!!

امیدوارم مسئولین یه کارایی کنن که این کارا زودتر پیش بره تا همه از این معطلی در بیان

برچسب‌ها: دانشگاه ازاد شهر قدس, دانشگاه شهرقدس, مدیرگروه کامپیوتر شهرقدس, تازه ترین اخبار دانشگاه شهرقدس
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 1:8 توسط masi|

بچه ها شایعه شده که استاد موسوی از ترم بعد دیگه قرار نیست مدیر گروهمون باشن..

حالا دلیلشو نمی دونم..احتمالا یا می خوان از ایران برن یا از دانشگاه ما برن!

ولی اگه این اتفاق بیفته شما کدوم گزینه رو برای مدیریت گروه کارشناسی پیوسته کامپیوتر مناسبتر می دونید؟

دلیل انتخاب خودتونو تو قسمت نظرات بگید


راستی استاد نجفی زاه اعلام کردن پروژه هارو براشون میل کنیم! ولی من هرچی می فرستم

Failure Noticeمی ده..کاش اول از Active بودن ایمیلشون مطمئن می شدن...

توی کامپفو هم که جای هیچ ارسال نظری نیست..

کس دیگه ای هم این مشکلو داره؟


> Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

برچسب‌ها: مدیر گروه جدید, تازه ترین اخبار از مدیر گروه دانشگاه ازاد شهره قدس, تازه ترین اخبار دانشگاه شهرقدس, دانشگاه شهرقدس, مدیر گروه دانشگاه شهرقدس, nhka, hi aivrns
نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 22:55 توسط masi|

سلام بچه ها

اگه کسی با power designer v15 کار کرده ممنون میشم کامنت بذاره من چنتا سوال دارم

و اگر هم کسی مقاله ای در این رابطه داره خواهشا به من برسونه..مرسی


برچسب‌ها: power designer v15, دانشگاه شهرقدس, تازه ترین اخبار دانشگاه شهرقدس, دانشگاه ازاد شهرقدس, دانشگاه ازاد اسلامی شهرقدس
نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 12:45 توسط masi|

سلام

همونطور که همه میدونید یکشنبه هفته دیگه تو دانشگاه خبراییه و کل کلاسارو تعطیل کردن

دیوارای ساختمونا رو شستن و توی ساختمونا LCD نصب کردن و توی ساختمون فنی هم خودپرداز گذاشتن 

این چیزایی بود که من دیدم و اگه از دستشون بر میومد مسجد و ساختمون بغلی کارگاه رو هم تو همین 1-2 روز تموم میکردن و همه اینا به خاطر اینه که یکشنبه دکتر جاسبی میخواد بیاد از دانشگاه بازدید کنه...

کاش حداقل 3 ماه یه بار بیاد بازدید کنه!!! کلی خرج کردن و بریز و بپاش کردن

احتمالا بوفه هم شیرکاکائو صلواتی بده اونروز:دی

حالا شما هم از مشاهداتتون بگید


برچسب‌ها: جاسبی, دانشگاه شهرقدس, تازه ترین اخبار دانشگاه شهرقدس, دانشگاه ازاد اسلامی واحد شهرقدس, دانشگاه ازاد شهرقدس
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 20:25 توسط masi|

عید همگی مبارک..ایشالا تو سال جدید آویزونا دیگه رو پای خودشون وایسن..
بپیچونا دیگه نپیچونن..چتربازا زودتر فرود بیان..آدما پشت سر و جلوی هم یه
حرفو بزنن...آدما بفهمن کی هستن و چی هستن و خودشون باشن و اعتماد
به نفسای کاذبو بذارن کنار و همه تحمل انتقاد رو داشته باشن.
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 17:25 توسط masi|

سلام

5 اسفند روز مهندس بر همه فارغ التحصیلان دانشگاه چه بیکار چه کاردار چه زن دار و بچه دار و چه ندار مبارک باشه..ایشالا هرکی ارشد شرکت کرده هم قبول شه و همه دوستامون به بالاترین درجه ها برسند.

لکن من هنوز مهندس نشدم ولی مهندسا رو دوس دارم (غیر همجنسهاشو البته)

راستی از بچه هایی که فارغ التحصیل شدن هم می خوایم باز بیان به دانشگاه سر بزنن که ببینیمشون و تجدید خاطراتی بشه و همینطور به این وبلاگ هم سر بزنن و اگر هم دوست دارن

می تونن از خاطرات دوره دانشجوییشون و کلا درسایی که تو دوره دانشجوییشون گرفتن تو قسمت نظرات بنویسن خوشحال میشیم.


نوشته شده در پنجشنبه پنجم اسفند 1389ساعت 16:26 توسط masi|

این روز بزرگ رو به همه دانشجویان عزیز تبریک میگم

سبز باشید


سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 12:38 توسط masi|

دوست داشتید دانشگاه آزاد قزوین قبول میشدید یا همین قلعه رو دوست دارید؟!!!

[تصویر: 13890710165730.jpg][تصویر: 13880803114649.jpg][تصویر: 13880728111506.jpg][تصویر: 13880818141237.jpg][تصویر: 13880711113150.jpg][تصویر: 13880711113505.jpg][تصویر: 13880711120259.jpg][تصویر: 13880711120805.jpg][تصویر: 13880728114725.jpg][تصویر: 13880803120834.jpg]


[تصویر: 13880729093427.jpg][تصویر: 13880729092516.jpg][تصویر: 13880729092937.jpg][تصویر: 13880803120516.jpg][تصویر: 13880723115838.jpg][تصویر: 13880817161711.jpg][تصویر: 13880721133943.jpg][تصویر: 13880818133240.jpg][تصویر: 13880818133640.jpg][تصویر: 13890415122802.jpg]
نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 13:16 توسط masi|

من هردفعه هرچی منتظر می مونم بلکه این سه نفر دیگه هم که این بغل اسمشون هست یه تکونی به خودشون بدن و یه پستی بذارن می بینم بی فایدست و بازم خودم باید دست به کار شم!!

چهارشنبه که دانشگاه بودم بعداز مدتها سوژه معروف ترم اول-دوم وبلاگ رو دوباره تو دانشگاه دیدم ولی اندفه زلفی تنها نبود...زلفی یه یار داشت که هرجا می رفت مثل سایه دنبالش بود و چشم ازش برنمی داشت!
همینجوری مثل مرغ پرکنده دور محوطه می چرخیدن و دنبال هم بودن و حتی یه لحظه دیدم جفتشون دارن با موبایل در حالی که دو متر باهم فاصله داشتن حرف می زدن و هم زمان با هم قطع کردن....! خوب این نشون می ده که زلفی آدم با نشاطیه!



اینم دم دفتر اساتید زده بودن! استادشون ایدز داره


Ir Upload

... و اما اینم از مواردی که باید پسرای دانشجو حتما رعایت کنن مثل نپوشیدن لباس زنانه و تاتو نکردن ابرو و نپوشیدن آستین حلقه ای و رنگ نکردن مو و ....

ما که اینو دیدیم کف کردیم شما هم بقیشو بخونید جالبه!

Ir Upload

راستی کلاس آموزش مداحی برادران هم افتتاح گردید...(همینو فقط کم داشتیم) الان دیگه دانشگاه از همه لحاظ تکمیل شد!

نوشته شده در جمعه هفتم آبان 1389ساعت 12:30 توسط masi|

روزگار مثل برق و باد می گذره و هر سال یه رقم به سن ما اضافه می کنه و روزای بد و خوب توش زیاد داره ولی چیزایی که همیشه می مونه خاطره ها و بدی ها و خوبیهاست..من این پست رو می زنم تا هم از خاطرات خودم تو روزای اول دانشگاه بگم هم شما تو قسمت نظرات بیاید خاطره هاتونو تعریف کنید تا با هم یادی از گذشته کنیم

البته اول بگم عکسای این پست زیاده و من شرمنده دوستان dial upای هستم و ببخشید اگه بعضی از عکسها کیفیتش پایینه آخه اون موقعها گوشی من خیلی درپیت بود!

از روز اول شروع می کنم..فکر کنم آخرای دی بود که واسه انتخاب واحد اومده بودم دانشگاه و هنوز هیچکسو نمی شناختم و نمی دونستم قراره اینهمه دوست پیدا کنم و خاطرات و اتفاقای زیادی قراره بیفته..یادمه اونروز انقد حول شده بودم که فقط یه بولیز تنم کردم و اومدم قلعه و دیدم چه باد و طوفانیه تو دانشگاه و همونروزم سرما خوردم..

اونموقعها باید دم گروه به صف می شدیم تا مراحل ثبت نام و انتخاب واحد رو خانم کربلابب و استاد نجفی زاده انجام بدن و من واحدامو به استاد نجفی زاده نشون دادم و ایشونم یه نگاه به من کرد و گفت آخه تو ریختت به مبانی نمی خوره..بره به جاش ادبیات بگیر و منم گفتم باشه ولی همون فرمو دادم به خانم کربلایی..

وقتی اومدم بیرون دیدم بقیه هنوز تو صفن و این آقا اومد سمت من و راجع به مراحل انتخاب واحد ازم سوال کرد

و این شد که با هم مشغول صحبت شدیم و بدین سان من اولین دوستمو تو دانشگاه پیدا کردم..علی نوروزپور

و اونروز یه ساندویچ ژامبون بدمزه از بوفه منو مهمون کرد که دستش درد نکنه:دی


Ir Upload

خلاصه بعد از اونروز اگه ما پشت گوشومونو دیدم باز شدن در گروه رو هم می دیدم و برای سوالاتمون باید به دفتر اساتید مراجعه می کردیم که اونجا هم معمولا اون آقا هیکلیه با جوابای سربالا می پیچوندمون!

Ir Upload

بعد که می خواستیم بریم خونه دم در یه مینی بوس بود که مارو مجانی می برد تا میدون و ذوق می کردیم که ایول چه جای باحالی قبول شدیم و اینا چقد به فکر رفاه ما هستن..

Ir Upload

می رسیدیم میدون و گشنمون می شد و می رفتیم آیدا می زدیم 2تومن با سس فراوووون و چه حالی می کردیم:دی

Ir Upload

خلاصه تو اون مینی بوس که فقط همونروز ما دیدیمش که بعدا شد اتوبوس پولی ما انواع و اقسام آدم می دیدیم ...پورشایسته هم تو همون اتوبوس باهاش آشنا شدم:دی

Ir Upload

همیشه این اتوبوسامون در حال انفجار بود و با کلی زور و زحمت سوار می شدیم و هنوزم که هنوزه همون آشه و همون کاسه..

بعد از چندروز آیدا خوردن و رفتن و اومدن دیدیم اینجوری نمی شه و باید خرجمونو کم کنیم این شد که سری به سلف زدیم و دیدیم به به چه بوی کافوری میاد..غذاهاشم خداییش خیلی بد کیفیت بود ولی چه می شد کرد مجبور بودیم دیگه می فهمییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مجبور بودیم!!!!!!!!! تازه توی جعبه کمکهای اولیه سلف هم چه چیزا که پیدا نمی شه!

Ir Upload

یادش بخیر یه بار بعد از کلاس فکر کنم زبان عمومی بود نشستیم اسم و فامیل بازی کردیم و خاظرش هنوز که هنوزه تو ذهنم باقیمونده..

Ir Upload

اون مو قعها یکی با اسم میثم زلفی هم بود که با این موهای قشنگش کلی هم خاطرخواه داشت و با ح.ف بر سر ربودن دل دخترای بندر(دانشگاه) با هم در رقابت بودن

Ir Upload

این داداشمون هرکاری بگی می کرد و به هر دری می زد و بلندترین صندلیهارو انتخاب می کرد که  خودشو نشون بده

اون موقعها اکثر دخترا کم بزک مزک می کردن خودشونو و بیشتر قشر دخترا رو قوم چادری ها و قوم سیبیلوها تشکیل می دادن ولی خوب یکی مثل این دوستمونم اون وسطا یهو ظهور کرد و به خیلیا درس داد که وقتشه یه نگاه تو آینه به خودشون بندازن و یه ابرویی تمیز کنن و روژ لب و رژ گونه و رنگ موی مامانشونو رو خودشون امتحان کنن تا از دور عقب نیفتن...

Ir Upload

خلاصه که یادش به خیر اون موقعها که دانشگاه تلفناش سیم نداشت و دستشویی هاش شیشه نداشتو حراستش گشت نامحسوس داشت و یه دونه گدا رویری بوفش داشت....

Ir Upload

....بچه ها با هم خیلی خوب بودن و برف بازی می کردن و تو بوفه گل می گفتن و گل می شنفتن و سر کلاسا به جای درس گوش دادن ته کلاس فیلم می ذاشتن و تماشا می کردنو...

....و بعضی وقتا هم می رفتن(می رفتیم) قهوه خونه (اسم یارو یادم نیس) قلیون می گشیدیم 2تومن و املت می خوردیم 800 تومن..چه صفایی داشت و چه حالی می داد

Ir Upload

و شب که می رسیدم خونه میومدم این وبلاگ رو باز می کردم و از اتفاقای اون روز می نوشتم و یه آدم گاوی مثل این هم که بعدا فهمیدم کیه هم میومد چرت و پرت می نوشت.......

Ir Upload

..........................یادش بخیر...........................

حالا نوبت شماست..از خاطراتتون بگید

 

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 18:14 توسط masi|

برای مشاهده برنامه زمانبندی ثبت نام اینترنتی نیمسال اول 90/89 روی لینک زیر کلیک کنید


http://qods.shahryariau.ac.ir/tabid/38/articleType/ArticleView/articleId/93/----9089.aspx


لیست دروس ارائه شده ترم جدید رو توی پرتال گذاشتن

نظرتون رو راجع به ساعتها و روزها و اساتید توی قسمت نظرات بگید


نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 21:39 توسط masi|

سلام

مي دونم كه الان با نزديك شدن به ترم آخر و فارق التحصيلي و مهندس شدن اكثرتون توي

تكاپوي كار پيدا كردن هستيد و به آشنا و فاميل و دوستاتون سپرديد كه اگه كاري پيدا كردن

بهتون خبر بدن و هراز چند گاهي هم يه نگاهي به روزنامه ها مي ندازيد بلكه اونجا يه كاري

كه بتونيد يه درامدي داشته باشيد رو پيدا كنيد..

آخه ديگه ناسلامتي سنمون رفته بالا و كارمون ديگه از پول تو جيبي گذشته..و البته مي دونم

كه خيليا هم شاغل هستن و خيلي وقته دستشون تو جيب خودشونه ولي خوب كاري كه الان

دارن مطمئنا با كاري كه بعد از مهندس شدن خواهند داشت فرق مي كنه

من تصميم گرفته بودم كه اين سه ماه تابستون رو يه جا مشغول شم و يه مقدار تجربه كسب

كنم و بعدا اگه يه جا خواستم استخدام بشم يه رزومه اي داشته باشم كه ارائه بدم..براي همين

به فاميل و آشنا و همكاراي پدرم سپرده بودم كه اگه كاري بود بهم بگن ولي ازشون خبري نشد

واسه همين خودم چند وقتيه كه نيازمنديها رو نگاه مي كنم و با اين كارايي كه تو عكس زير مي

بينيد مواجه مي شم و اين سوال برام پيش مياد كه ما الان حدود سه سال و نيمه كه داريم توي

دانشگاه درس مي خونيم و رشتمون هم مهندسي نرم افزاره..

خداوكيلي كدوم يكي ازين زبونا رو به صورت حرفه اي توي دانشگاه به ما ياد دادن؟

Ir Upload

فرض كنيد شما الان فارق التحصيل شدين و بدون اينكه بيرون كلاسي هم رفته باشيد بخوايد

بريد سر كار و نيازمنديها رو باز مي كنيد و با اين كارا مواجه مي شيد..كدومشو مي تونيد انجام

بديد؟

من از همون اول كه اين رشته رو انتخاب كردم فكر مي كردم آخر سر مي تونم يه برنامه نويس

حرفه اي بشم ولي الان بعد از گذشت 7 ترم مي بينم فقط يه كم ++c و SQL  ياد گرفتم اونم در

حد آماتور!

خلاصه با اين همه پول و وقتي كه صرف دانشگاه كرديم باور كنيد اگه نصف اين پول و وقت رو

مي ذاشتيم مي رفتيم مجتمع فني يا كهكشان و يه زبون برنامه نويسي يا شبكه رو به صورت

حرفه اي ياد مي گرفتيم الان نونمون تو روغن بود و حداقل توي اين نيازمنديها دلمون خوش بود

كه يكيشو كامل كامل بلديم و مي تونيم اونو انتخاب كنيم..

خدا آخر و عاقبتمونو به خير كنه

البته اگه مي خوايد بيكار نباشيد اينجور كارا كه تو عكس زير مي بينيد هم هست!

Ir Upload

اين آگهي هم وقتي داشتم نيازمنديها رو ورق مي زدم ديدم كه به نظرم خيلي مسخره اومد!

به چنتا خانم نيازمنديد واسه چه آخه؟ واسه چه كاري؟


Ir Upload
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 15:3 توسط masi|

سلام

يكي از دوستان تو بخش نظرات گفتن كه راجع به دروس پروژه و كاراموزي و اساتيدش بحث

كنيم و منم ديدم موضوع خوبيه..

پس اين ترم با هر استادي اين دروس رو برداشتيد تو قسمت نظرات بگيد كه استادتون گفتن

چه كارهايي بايد انجام  بديد و يه جمع بندي كنيم و ببينيم كدوم استادا براي اين دو تا درس

بهترن تا يه كمكي بشه به دوستاني كه ترم بعد مي خوان اين درسا رو بگيرن!

مرسي

نوشته شده در شنبه نهم مرداد 1389ساعت 17:2 توسط masi|

سلام بچه ها

اين پست را جع به دو تا از استاداي خوبمونه كه طبق شنيده ها و شايعه ها از ترم بعد ديگه توي دانشگاه نيستن!

استاد پارسيا حكيميان كه تا اونجايي كه من مي دونم استاد دروس آز كامپيوتر و آز پايگاه داده بودن و واقعا خيلي بچه باحال و گلي بود و كلاساش خيلي باحال بود و خوش مي گذشت و مثل اينكه مي خواد بره آمريكا و از ترم بعد ديگه دانشگاه ما نيست و ما از همينجا از صميم قلب براش آرزوي موفقيت مي كنيم و اميدواريم هرجا كه هست خوش باشه و بهش خوش بگذره..


استاد وليزاده هم همونجوري كه خودشون ترم قبل مي گفتن مثل اينكه قصد ترك وطن دارن و مي خوان مارو با قلعه تنها بذارن
ولي انصافا ايشون هم خوب درس مي دادن هم نمونه سوالايي كه توي وبلاگش مي ذاشت به امتحان دادن ما خيلي كمك كرد و اين ترم قبل از رفتن يه حال اساسي به بچه ها داد و تقريبا به همه نمره خوبي داد..دستش درد نكنه
 مای آپ


يكي ديگه از اساتيدي كه خبري ازش نيست استاد كيان راد هستش و الان كه دارم فكر مي كنم ترماي قبل تقريبا استادا از بعضي لحاضا از استاداي فعلي بهتر بودن و الانم استاداي خوب مثل استاد جامعي و سامعي هستن ولي قبلا نسبت استاداي خوب به بد بيشتر بود ولي فكر مي كنم الان برعكس شده!
خلاصه ما كه 1-2 ترم ديگه بيشتر در خدمت اين دانشگاه نيستيم و هممون رفتني هستيم..
ايشالا هميشه اين دانشگاه پر باشه از اساتيد خوب
و استادا هم هميشه يه كاري كنن كه دانشجوها به جاي فحش به اقوامشون هميشه پشت سرشون خوب بگن و جاي خاليشونو حس كنن..
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 17:59 توسط masi|

نحوه واریز شهریه ثبت نام دوره تابستان:


دانشجویان واحد: تسویه بدهی و واریز یک میلیون ریال به صورت علی الحساب

دانشجویان مهمان: واریز شهریه ثابت دوره تابستان (نصف شهریه ثابت)


تقويم آموزشي تابستان 89

تقويم آموزشي دوره تابستان 89

دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرقدس


ثبت نام:               12/4/89 الي 14/4/89

شروع كلاسها:        20/4/89

پايان كلاسها:         28/5/89 

شروع امتحانات:      30/5/89

پايان امتحانات :         89\6\4

نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 17:53 توسط masi|

برنامه زمانبندی ثبت نام اینترنتی تابستان89

برنامه زمانبندی ثبت نام اینترنتی تابستان89

 

 

برنامه زمانبندی ثبت نام اینترنتی دوره تابستان 89 (کلیه رشته ها)

رشته

ورودی

شروع ثبت نام

پایان ثبت نام

مدت زمان

از ساعت

تاریخ

تا ساعت

تاریخ

کلیه رشته ها          

85 وماقبل

 9 صبح

12/4/89

18 عصر

12/4/89

 

کلیه رشته ها                

86

18 عصر

12/4/89

9 صبح

13/4/89

 

مترجمی زبان انگلیسی-  حسابداری (کاردانی و کارشناسی) حقوق- مدیریت بازرگانی(کاردانی و کارشناسی)-دبیری علوم تجربی- زیست شناسی عمومی- میکروبیولوژی- شیمی کاربردی- اقتصاد کشاورزی تکنولوژی مواد غذایی- زراعت علوم دامیصنایع غذایی (کاردانی و کارشناسی)

87

 9 صبح

13/4/89

18 عصر

13/4/89

 

گرافیک عمران( کارشناسی پیوسته و ناپیوسته)- کامپیوتر( کلیه مقاطع) مهندسی شیمی مکانیک خودرو- نقشه کشی معماری -  کاردان فنی برق الکترونیک

87

18 عصر

13/4/89

9 صبح

14/4/89

 

مترجمی زبان انگلیسی-  حسابداری (کاردانی و کارشناسی) حقوق- مدیریت بازرگانی(کاردانی و کارشناسی)-دبیری علوم تجربی- زیست شناسی عمومی- میکروبیولوژی- شیمی کاربردی- اقتصاد کشاورزی تکنولوژی مواد غذایی- زراعت علوم دامی

88

 9 صبح

14/4/89

18 عصر

14/4/89

 

گرافیک عمران( کارشناسی پیوسته و ناپیوسته)- کامپیوتر( کلیه مقاطع) مهندسی شیمی مکانیک خودرو- نقشه کشی معماری -  کاردان فنی برق الکترونیک-  صنایع غذایی (کاردانی و کارشناسی)

88

18 عصر

14/4/89

9 صبح

15/4/89

 

نوشته شده در جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 19:0 توسط masi|

سلام

ازونجايي كه من براي ترم تابستونم خيلي برنامه ريخته بودم و روي اون 6 واحد خيلي حساب باز

كرده بودم و مدام پيگير بودم كه چه درسايي ارائه مي دن و چطور مي شه انتخاب واحد كرد

(آخه من اگه اين 6 واحد رو نگيرم 9ترمه مي شم) 1 ماه پيش از مدير گروه محترم پرسيدم و

ايشون گفتن درسا رو مي زنيم روي برد و بعدشم مي گيم چطور انتخاب واحد كنيد..

خلاصه حالا نمي دونم از حواس پرتي من بود يا اطلاع رساني نكردن درست كه من يهو

فهميدمثبت نام تابستون به صورت دستي انجام شده و بچه هايي كه مي خوان واحد بردادن

بايد اسمشونو توي ليست بنويسن..منم رفتم توي گروه و فهميدم كه بابا ته ديگشم خوردن

وليست پرشده و استاد موسوي هم گفت ديگه ليست جا نداره كه اسم شما رو اضافه كنيم

و فهميدم اينجوري كه بوش مياد 9 ترمه مي شم!

حالا همه اينا رو گفتم كه نظر شما رو بدونم كه شما هم با طرح ثبت نام دستي موافقيد يا

مثل من از قافله عقب افتاديد و نتونستيد اسم نويسي كنيد و شاكي هستيد و با همون ثبت

نام اينترنتي موافقيد؟

نظرتون چيه؟

نوشته شده در شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 19:33 توسط masi|

سلام

اين چند وقت خيليا راجع به هنرمند پرور بودن دانشگاه دارن صحبت مي كنن و هر رشته اي براي خودش يه هنرمندي وارد جامعه كرده و بهش افتخار مي كنه..

از اونجايي كه اين هنرمنداي دانشگاه ما خيلي شاخن و معروفن و اصلا هم خز و خيل نيستن و با 1000تا بيب بيب هم نماين بالا ما گفتيم عكساشونو اينجا بذاريم بلكه بچه هايي كه نمي دونن ما چه دانشگاه هنرمند پروري داريم با اين دوستامون بيشتر آشنا بشن.

اين آقا( نفر اول از سمت راست) اسمش هست ميثم بيب بيب يا ميثم تئوس كه چندوقت پيش يه كليپ ضايع داد بيرون كه توش هي مي گه بيب بيب بيا بالا آهاي خوشگل زيبا..

http://www.img98.com/images/zewfzpubyk286hrl7hq.jpg

هر وقت من ديدمش تو ماشين يه دختر سوار بوده و كم مياد دانشگاه..هفته پيش اومد سر كلاس انديشه2 گليجون و استاد هم راهش نميداد و به زور اومد تو كلاس نشست و شروع كرد به مزه ريختن..دخترا هم كه انگار شاهزاده كچل روياهاشون با خر سفيد وارد شده به تيكه هاي بي مزه اين مي خنديدن و هي بر مي گشتن نگاش مي كردن و عشوه مي ريختن واسش اونم خر ذوق شده بود انگار به بزغاله كرانچي دادي..!

خلاصه هر كي مي خواد ايشونو ببينه سه شنبه ها ساعت 11:20 تا 12:50 كلاس  ؟630


نفر بعدي هي مي گه بوس بكن از من و مي گه اسمش سوسنه نه اعظم!

اسمشو نمي دونم چيه ولي اسم هنريش گامنو هست و بچه ها مي گن اكثرا دم بوفه وايميسه تا خانوما رو ذوق مرگ كنه..منم يك بار ديدمش خيلي لاغر تر از اون چيزي بود كه تو كليپ نشون مي داد و مشغول اسموكينگ بود..

http://www.1.dl-musicbaz.com/1388/esfand/pic/gamno.jpg

نفر بعدي آقاي مهدي معروف يه مهدي mp3 هست كه ايشون يكي از نوابغ موسيقي دنيا به حساب ميان و تاحالا كار زياد كرده و يك آلبوم هم بيرون داده (زيرزميني) و كليپاشم كه چند بار از tv persia و pmc پخش شده..يادمه رياضي 2 تو كلاس ما بود و يك كت بنفش تنش كرده بود و اومد سر كلاس..اكثرا هم يه شلوار شيش جيب سبز پاشه

(عكس ازش پيدا نكردم)

نكته جالب اينكه ايشون يكي از قديميترين بچه هاي دانشگاهه و ورودي سال 82 هستن و خيلي خوشحال هستن و فكر كنم اين ترم يا ترم بعد درسش تموم بشه.

خلاصه كه واقعا بايد به اين دانشگاه با اين همه هنرمند افتخار كنيم و بباليم حالا باز شماها فحش بديد به دانشگاه و باز بگيد دانشگامون خزه!

راستي اگه شما هنرمند ديگه اي تو دانشگاه سراغ داريد بگيد.

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:44 توسط masi|

بلاخره اينجا چي مي شه؟

يعني به عمر ما قد مي ده كه به قول بعضي ها اين پازل رو ببينيم؟(البته تموم شدش رو)

فعلا ايراداتي كه بعضي از بچه ها بهش گرفتن اينه كه سنش خيلي كوچيكه و فقط شايد

يك ميز و صندلي توش جا بشه و همچنين فاصله بين تماشاچي ها و سن خيلي كمه.

Free Image Hosting

يك مساله ديگه كه خيلي داره رو مخ من راه مي ره قضيه پاركينگه كه بلاخره تكليفش

چي مشه و الانم كه از هر 5تا دانشجو يكيشون ماشين داره و احتياج به يك پاركينگ خوب

و بزرگ خيلي حس مي شه بايد بگم مسئولين عزيز به جاي اينكه هر روز يك ساختمون جديد

بسازند و يك پازل جديد و يك آمفي تئاتر جديد بهتره به فكر پاركينگ هم باشند تا ما با ترس و

لرز ماشينمونو بيرون دانشگاه پارك نكنيم(آخه نيست قلعه خيلي جاي امنيه!!!)

و يا روزي 500 تومن به پاركينگ بغل دانشگاه نديم.

نظر شما چيه؟

نوشته شده در سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 13:10 توسط masi|

عيد همه بچه هاي دانشگاه قلعه حسن(البته بچه هاي با جنبه-با معرفت-باحال-پايه-خوش

خنده-بدون فيس و افاده-خاكي و ...) مبارك

http://nojavanan.files.wordpress.com/2009/03/norooz_1_pers.jpg
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 13:6 توسط masi|

فروردين

مراسم روز انرژی هسته ای

Free Image Hosting

از پچ پچ دوتا دختر فهمیدم که این مراسم روز انرژی هسته ایه..ازونجا که کلاسم نیم ساعت

قبل شروع شده بود پیچیدم رفتم بالا و در زدم و دروباز کردم و طبق معمول بچه ها انگار جن

دیدن همه داشتن بربر نگام می کردن!! 

استاده هم ششااااااااککیییییی!!! برگشت به من گفت این سروصدا که از

بیرون میاد واسه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتم استاد مراسم روز انژی هسته ایه...گفت ای ***********


ارديبهشت

خوب از کجای این دانشگاه آخه شروع کنیم!!....

بهتره از در ورودیش شروع کنیم که به قول احد واقعا مثل ابوغریب شده!!

کنترل شدید محسوس از در که وارد می شی پروپاچتو می گیره..مخصوصا این خانومای

بیچاره که فکر می کنم اونا بیشتر ازین قضیه کفری باشن!

از در عابر پیاده که بگذریم می رسیم به در ماشین رو!!!

به به واقعا گیر ازین بیشترم مگه می شه؟!! یه برچسب درست کردن که بهتره اسمشو

بذاریم برچسب کوفتی سرکاری!

غذای سلفم که قربونش برم شاهکاره..من یه مدت خیر سرم اومدم صرفه جویی کنم که

غذاهای هایدایا حسن کثیف نخورم خر شدم رفتم یکی ازین کارتای سلف رو گرفتم ۲-۳ بار

غذاشو خوردم اولا نصف غذا

رو که بیشتر نمیتونم بخورم انقد که بدمزس و بعدشم توی کلاس که کلا همش چرت می زدم

و شکمم صداهای عجیب می داد و تا شب ۳۰۰ بار باید توی دستشویی هنرنمایی کنم!

حالا اینا به کنار اونم ازون سایتشون که بخوای حساب کنی یه هفته کار می کنن بعد می رن

به خواب زمستانی و ۱سال بعد شاید یه کارایی بکنن..شایدم دوباره بگیرن بخوابن

ازینا که بگذریم میرسیم به دستشویی های قشنگ دانشگاه!! به به چه قدر تمیز و عالی و

خشبو!

انقدر این هواکشای دستشوییا قویه که هرکی بخواد بره اونتو عملیات شماره ۲ رو انجام بده

کل دانشگاه خبر دار می شن! وکافیه وقتی یکی این کارو بکنه و در کلاسای بغل دستشویی

باز باشه!کل کلاسو بو ورمیداره!


خرداد

به کی رای می دی؟
سلام بچه ها

فعلا که دانشگاه تعطیله و می دونم همه نشستین دارین خر می زنین و این درسا

پدر هممونو دراورده..

من گفتم اینجا یه نظر سنجی بذارم که هم یکم سرگرم شیم هم بدونیم طرز فکر بچه ها در

مورد کاندیداهای ریاست جمهوری چیه؟!


اعلام نتایج

واقعا هم مملکت هم خودمون دچار وضعیت داغونی شدیم..واقعا نمی دونم چی بگم و

برای خودم و هم نسلیام متاسفم که اینجوری باید نسلمون بسوزه..

خوب اومدم نتایج نظرسنجیمونو بگم که واقعا خنده دار و باعث تاسفه!

۱-محمود ا.نژاد ۵۸.۶٪

۲-محسن رضایی ۶.۸٪

۳-م ه دی ک ر و بی ۰٪

۴-م.ح مو سو ی ۲۷.۵٪

و کسانی هم که گفتن رای نمیدن ۶.۸٪ هستند.


تير

اين ماه چون اول تابستون بود و هيچ خبر خاصي راجع به دانشگاه نداشتم مطلب خاصي نذاشتم!


مرداد

بازگشایی پرتال

پرتال ها بعد از مدتی تاخیر دوباره راه اندازی شده و جالب اینجاست که علاوه بر سامانه

مروارید یک سامانه دیگر برای مشاهده پرتالتون راه انداختن..

اینها بیشتر بر میگرده به اون اعتراضی که پارسال عده ای از دانشجویان(که منم باهاشون

بودم) کردن برای مشکلاتی که برای انتخاب واحد پیش اومده بود و ترافیک بیش از حد

سایت در موقع ثبت نام  که امیدوارم با این طرحی که دانشگاه ریخته ما دیگه با اون مشکلات

قدیم مواجه نشیم


شهريور

استاد نیکروان مدیر ساختمون فنی مهندسی شدن و دیگه مدیر

  •  گروه کامپیوتر نیستن.

    من یه نظر سنجی راه انداختم که به نظر شما چه کسی برای مدیریت گروه

  •  کامپیوتر مناسبه

  • بعضی از بچه ها به من تذکر دادن که روی کامنت ها مدیریت داشته باشم الان فقط

    می تونم خواهش کنم از بچه ها که لطفا حرفای زشت و کش دار نزنید و به کسی توهین

    نکنید.من روزی ۱-۲ بار به اینجا سر می زنم.مطمئن باشید اگه حرف نامربوط ببینم زود پاک

    می کنم پس بعضیا خودشونو خسته نکنن.


    مهر

    طبق سفری که امروز به اتفاق هیات همراه با هواپیمای اختصاصی که هزینه آن از

     بیت المال خرج می شود به دانشگاه داشتم متوجه شدم که ساختمون ۶ فعلا کار داره

     و به همین خاطر اکثر کلاسها رو به همون ساختمون ۱ (فنی سابق) انتقال دادن و همونجا

    کلاسها اکثرا تشکیل شد.

    سایت کامپفو دوباره باز شد و کارشو شروع کرد..
    آذر

    افتخار حضور عمو احد و اولين پستش

    امروز با حسام یه سر به سایت ساختمونه شماره ۵ زدیم وقتی رفتم تو دیدیم هیچ

    کاربری نیست وقتی قضیه رو از آدمای انجا پرسیدیم نفری یه فرم ۴ برگی بهمون

    داد و گفت فرموپرکنید و همراه با مبلغ اگر اشتباه نکنم ۴ هزار تومان ببرید

    امورمالی و user pas برای خودتون بگیرید!!


    بهمن

    18ام انتخاب واحد ترم بعد رو باید

    انجام بدم

    احتمالا تا اون موقع هیچکدوم از نمره هام هم اعلام نشده و این واقعا طبق روال گذشته به

    شاهکارهای دانشگاه در زمینه برنامه ریزی اضافه می کنه.

    فکر کنم از 3 سال پیش که این وبلاگ رو زدم تا الان موقع انتخاب واحد هر ترم همین جمله ها

    رو می گم ولی مسولین محترم دانشگاه که از اینجا بازدید می کنن فکر کنم بی تفاوت از کنارش

    رد می شن!


    مسی: بچه ها من یه نظر سنجی راه انداختم که اگه قرار باشه به دوستاتون تو انتخاب

    واحد کمک کنید کدوم استاد رو بهش معرفی می کنید؟!

    نتيجه:

    بالاترین رای  استاد جامعی 19/6 %

    استاد سامعی و استاد عرب نژاد هر کدام 18% در رتبه دوم

    استاد نیکروان 16/3 %

    استاد ولی زاده 11/4 %

    استاد نجفی زاده و حقی کاشانی 4/9 %

    استاد قبادی 3/2 %

    استاد موسوی و استاد اکبری 1/6%

    می دونم همتون سر انتخاب واحد و استادا و کلاسا کلی حرص خوردید و اعصابتون

    داغونه!

    پس من یه نظر سنجی راه میندازم که ببینیم طرز چیدن چارت دروس و اساتید و طرز

    پیش بردن انتخاب واحد و اضافه ظرفیت دادن و اصلاع رسانی به موقع این ترم نسبت به

    ترم پیش بهتر شده یا بدتر!


    این پست را برای فارغ التحصیل شدن امیر رضا شاپوری گذاشتم

    امروز امیر درگذشت فردا پس فردا ما, چی میمونه جر خوبی داش امیر


    دیروز انتخواب واحد ۸۷ ها بود یکی از دوستام پیشم امد که با ADSL راحت تر انتخاب واحد کنه ولی بعد از یک ساعت ونیم حتی نتونست صفحیه انتخاب واحد رو باز کنه


    اسفند

    نتیجه نظرسنجی قبلی با عنوان :


    مدیریت انتخاب واحد ترم پیش بهتر بود یا این ترم؟

    %72 گزینه یک (ترم قبل)

    20% گزینه دو (ترم جاری)

    8% گزینه سه(فرقی نکرده است)
              

    ----------------------------------

    خلاصه مصاحبه با دکتر صداقت با کمی تحلیل:

    قسمت اول: از حودش تعریف کرده و یه دیاگرام از خودش داده

    قسمت دوم:یکم درباره دانشجویه ایده ال گفته

    قسمت سوم:وظایف معاونت دانشجویی رو توضیح داده خلاصش اینکه وکیل دانشجوها تو یونیه

    بعدش یکم ازکارای که معاونت اموزشی انجام داده گفته یکم درباره بسیج اساتید گفته ولی از اعضا به بهانه


     فکر کنم این ترمم یکی از سخت ترین ترمام باشه..

    کامپایلر..ریز...سیستم..شبکه(البته می گن آسونه) با چنتا جفنگیات دیگه که واقعا استادا یکی از یکی بهتر و گلتر و طرز درس دادنشون در حد بسیار عالی!!!!!!!! جوری که من همش سر کلاس چرتم می گیره و اونا بهم تیکه می ندازن و فکر کنم با این شروع بسیار عالی ای که داشتم کم کم باید به فکر یه کارنامه درخشان تو آخر ترم باشم..!


    ۸۵ ۸۶ ۸۷ ۸۸ ....

    دونه دونه دارن می گذرن یکی رو اون یکی اور رایت میشه من ورژن ۸.۵ من ورژن ۸.۶ من ورژن ۸.۷ همین جور ورژن ها میره بالا اما ایا قابلیت ها هم میره بالا؟

    نگذریم ولی دم عیده شاد باشیم

    مسي:

    گرچه هنوز خیلی تا عید مونده ولی از الان قول یه پست توپ واسه عید رو می دم که می خوام خاطرات دانشگاه در سال 88 رو یه مروری بکنم.



    اينم از تجديد خاطره و مرور سال 88
    اميدوارم سال بعدي سالي پر يركت و با خوشي و خرمي و سرشار از موفقيت براي همه شما باشه
    تعطيلات خوش بگذاره

    نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 23:19 توسط masi|

    فکر کنم این ترمم یکی از سخت ترین ترمام باشه..

    کامپایلر..ریز...سیستم..شبکه(البته می گن آسونه) با چنتا جفنگیات دیگه که واقعا استادا یکی از یکی بهتر و گلتر و طرز درس دادنشون در حد بسیار عالی!!!!!!!! جوری که من همش سر کلاس چرتم می گیره و اونا بهم تیکه می ندازن و فکر کنم با این شروع بسیار عالی ای که داشتم کم کم باید به فکر یه کارنامه درخشان تو آخر ترم باشم..!

    سر کلاس استاد ولی زاده(جلسه اول):شما سه تا که اون ته نشستید پاشید بیاید جلو بشینید..ببینید من اگه قاطی کنم بد قاطی می کنما..من تحملم زیاده ها!

    آخر کلاس بهشون گفتم استاد پس فکر کنم من کم کم برم حذف کنم دیگه نه؟ ایشو گفتن:شما با فرهاد خیرخواه نسبتی داری؟ گفتم بله..پسر عمومه..اول تو پرسپولیس بود الانم تو تراختوره

    از اونجایی که حدس می زنم استاد ولی زاده به تراختور علاقه داره و منم زدم تو خال گفتن حالا برو اندفه رو می بخشمت ولی من تحملم زیاده ها ولی اگه قاطی کنم بد قاطی می کنم!

    راجع به درس کامپایلر من هییییییییچ حرفی نمی زنم چون قضیه هتک حرمت و اینا پیش میاد

    اونایی که 2 سال پیش من اون مطلب رو نوشتم باید یادشون باشه که چه اتفاقاتی بعدش رخ داد!


    Free Image Hosting

    استاد قربانی عزیز تر از جانم..واقعا اصلا هلو تر و بی نظیر تر از ایشون 2نفر هستن یکی کیان راد اون یکی هم قوامی(رفیق فایریک قربانی) که من همیشه آرزو می کردم ای کاش همه درسای ما با این سه تا استاد بود!

    فرض کن ما 4 تا 6:30 با ق کلاس داشتیم آقا هلک . هلک ساعت 5 تازه اومدن سر کلاس و 5:30 هم درس تموم شد...آخرشم ما یه تیکه پروندیم گفتیم استاد سال نو مبارک دیگه..ایشونم انگار که قشنگ منتظر این جمله بود گفت سال نو شما هم مبارک و به این ترتیب بود که جلسه بعدم پیچیده شد..

    درس سیستم هم که قربونش برم فکر کنم من این درسو 100% میفتم چون اینجوری که استاد م می گن درس سختیه و مخصوصا یه فصل سخت داره که 7-8 نمره هم ازش میاد و ایشون روز اولی حسابی ما رو ترسوندن...اونایی هم که تو اون کلاس بودن 4-5 بار این جمله رو شنیدن که کتاب ایشون در عرض 6 ماه 3بار تجدید چاپ شده و نایاب شده و حتی یه دونه شم دیگه جایی پیدا نمی شه!

    لذا از دوستان ترم بالایی عاجزانه خواهش می کنم اگه کتابشونو دارن به منم بدن..مرسی!

    این ترم انقدر که تنوع توی کلاسای من هست اصلا نمی دونم با اینهمه تنوع چیکار کنم..

    همه درسام توی این 4تا کلاس خلاصه می شه:6303-6304-6305-6306

    و توی همشم یه مشکلی به اسم صدای اون دستگاه که استاد نیکروان بالای ساختمون فنی نصب کردن وجود داره به نحوی که نه استاد رستگاری صدای مارو می شنوه نه ما صدای ایشونو!(بقیه استادا هم کم و بیش همینطور)

    خلاصه که بیشتر اساتید جلسه آخر سال 88 شونو برگزار کردن و عیدم تبریک گفتن و رفت تا سال دیگه..

    گرچه هنوز خیلی تا عید مونده ولی از الان قول یه پست توپ واسه عید رو می دم که می خوام خاطرات دانشگاه در سال 88 رو یه مروری بکنم.

    نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 22:31 توسط masi|

    نتیجه نظرسنجی قبلی با عنوان :



    مدیریت انتخاب واحد ترم پیش بهتر بود یا این ترم؟

    %72 گزینه یک (ترم قبل)

    20% گزینه دو (ترم جاری)

    8% گزینه سه(فرقی نکرده است)
    دانشگاه ازاد شهرقدس شهریار
    نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 17:52 توسط masi|

    لینک compfo 


    Free Image Hosting

     دانشگاه شهرقدس

    نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 22:27 توسط masi|

    سلام سلام

    می دونم همتون سر انتخاب واحد و استادا و کلاسا کلی حرص خوردید و اعصابتون

    داغونه!

    پس من یه نظر سنجی راه میندازم که ببینیم طرز چیدن چارت دروس و اساتید و طرز

    پیش بردن انتخاب واحد و اضافه ظرفیت دادن و اصلاع رسانی به موقع این ترم نسبت به

    ترم پیش بهتر شده یا بدتر!

    طبیعیه که این یه مقایسه است برای اینکه بفهمیم مدیریت استاد نیکروان بهتر بوده یا

    استاد موسوی!

    پس نظر خودتونو تو نظر سنجی بگید و اگر توضیحی هم دارید تو قسمت نظرات بنویسید.

    مرسی



    اینم از نتایج نظر سنجی قبلی با عنوان "


    به نظرتون کدوم استاد خوبه باهاش درس برداریم؟



    بالاترین رای  استاد جامعی 19/6 %

    استاد سامعی و استاد عرب نژاد هر کدام 18% در رتبه دوم

    استاد نیکروان 16/3 %

    استاد ولی زاده 11/4 %

    استاد نجفی زاده و حقی کاشانی 4/9 %

    استاد قبادی 3/2 %

    استاد موسوی و استاد اکبری 1/6%

    پس این نظر سنجی خوب شد واسه بچه هایی که می خوان تازه انتخاب واحد کنن که

     بدونن با کیا کلاس بردارن و با کیا برندارن!
    نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 11:33 توسط masi|

    برنامه زمانبندی ثبت نام اینترنتی نیمسال دوم 89  

    این برنامه قشنگ و زیبا تقدیم به شما

    من که خودم 15ام امتحان مهندسی نرم افزار دارم...و 18ام انتخاب واحد ترم بعد رو باید

    انجام بدم

    احتمالا تا اون موقع هیچکدوم از نمره هام هم اعلام نشده و این واقعا طبق روال گذشته به

    شاهکارهای دانشگاه در زمینه برنامه ریزی اضافه می کنه.

    فکر کنم از 3 سال پیش که این وبلاگ رو زدم تا الان موقع انتخاب واحد هر ترم همین جمله ها

    رو می گم ولی مسولین محترم دانشگاه که از اینجا بازدید می کنن فکر کنم بی تفاوت از کنارش

    رد می شن!

    دانشگاه شهرقدس شهریار

    نوشته شده در چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 21:31 توسط masi|

    قابل توجه دانشجویان محترم و درسخونی که هرگز نیازی به این مواردی که در زیر خواهید دید ندارند! چون تا اونجا که من می دونم حداقل شما دانشجوهایی که از وبلاگ ما دیدن میکنیداز IQ بالایی برخوردارید و درساتونو همه فوت آبید و دیگه به جای پاسخ به سوالات قربونش نه چندان راست و ریست، باب التماس و منت کشی رو برای گرفتن نمره با استاد باز نمی کنید! زبونم لال اون هم با این املاء و دستخط های دکتر، فیثاغورثی...








    shahreghods

    نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 1:50 توسط masi|

    دانلود جزوه SQL درس پایگاه داده استاد عرب نژاد

    shahreyar

    نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 16:2 توسط masi|

    سلام

    سایت کامپفو دوباره باز شد و کارشو شروع کرد.. www.compfo.com

    و استاندارد تحويل فازهاي پروژه درس مهندسي نرم افزار يك استاد نجفي زاده:

    دانلود كنيد:
    استاندارد فازهاي تحويل پروژه

    فونتهاي لازم براي اين استاندارد

    نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 2:3 توسط masi|

     سلام بروبکس

     طبق آخرین اخبار استاد روح اله موسوی طیبی مدیر گروه کارشناسی کامپیوتر شدن!

     و همونطور که قبلا هم گفته بودم استاد نیکروان مدیر ساختمان فنی و مهندسی شدن!

     با شناختی که از استاد موسوی طیبی دارید فکر می کنید از پس این کار بر میاد و

     حدس  می زنید مدیریتش چطور باشه؟

    نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 0:1 توسط masi|

    سلام

    طبق سفری که امروز به اتفاق هیات همراه با هواپیمای اختصاصی که هزینه آن از

     بیت المال خرج می شود به دانشگاه داشتم متوجه شدم که ساختمون ۶ فعلا کار داره

     و به همین خاطر اکثر کلاسها رو به همون ساختمون ۱ (فنی سابق) انتقال دادن و همونجا

    کلاسها اکثرا تشکیل شد.

    در همون لحظات این فکر به ذهنم رسید که امروز بیام و این خبر رو اینجا بنویسم که ناگهان

    متوجه شدم اطرافم نورانی شده و همه دارن با تعجب به من نگاه می کنن!

     بر خود شگرف شدم و رفتم جلوی آیینه و دیدم یک هاله نور زیبا و درخشان اطراف سر من رو

    فرا گرفته..آخه خودتون که می دونید من همیشه راست می گم و برای صندلی ها سخنرانی

    می کنم و نمودارهای واقعی رو نشون می دم و تو بازی فوتبال هم دخالت می کنم..

    اینها همه از الطاف و برکات خداوندی و امام(ره) است.

    امیدوارم که سال تحصیلی پربار و خوبی رو داشته باشید.

    نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 22:43 توسط masi|

    سلام بروبکس...فعلا من هیچ خبری از دانشگاه ندارم چون آخرین بار یادمه ۳-۴ ماه

     پیش بود رفتم اونجا

    خدمت اون دوستمون که نظر خصوصی می ذاره بگم که خیلی لطف داری و ممنون از

    کمک و راهنمایی هایی که می کنی..این دوستمون پیشنهاد دادن نظرا رو فارسی

    بنویسید...هر کی دوست داره به نظر ایشون احترام بذاره 

    حالا واسه اینکه حوصلمون سر نره و دور هم باشیم اینو داشته باشید:

    شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس مي گذريد.

    سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است.

     يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم يا آقا كه در روياهايتان خيال

     ازدواج با او را داريد. شا مي توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب

     خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.

    نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 22:16 توسط masi|

    سلام بچه ها اینم از تاریخ ثبت نام تاخیری 

    زمانبندی


    در مورد نظر سنجی یکی از دوستان به نکته ای اشاره کردن که من ازش بی اطلاع بودم

    که استاد کیان راد و استاد عرب نژاد چون عضو هیات علمی نیستن نمی تونن مدیر گروه

     باشن پس من این دو استاد رو از گزینه ها حذف می کنم.ممنون از تذکرتون


    بعضی از بچه ها هم به من تذکر دادن که روی کامنت ها مدیریت داشته باشم الان فقط

    می تونم خواهش کنم از بچه ها که لطفا حرفای زشت و کش دار نزنید و به کسی توهین

    نکنید.من روزی ۱-۲ بار به اینجا سر می زنم.مطمئن باشید اگه حرف نامربوط ببینم زود پاک

    می کنم پس بعضیا خودشونو خسته نکنن.

    دانشگاه ازاد اسلامی واحد شهریار شهرقدس

    نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 0:46 توسط masi|

    سلام

    نمرات گرافیک و محیط استاد صامعی اعلام شد.از لینکهای زیر دانلود کنید:

  • نمرات درس گرافیک کامپیوتری (شهرقدس) [فایل pdf]

  • نمرات درس محیط‌های چندرسانه‌ای (شهرقدس) [فایل pdf]

    در ضمن به اونایی که راجع به شهریه نمی دونن چقدر پرداخت کنن بگم که من با

    خانم کربلایی صحبت کردم..ایشون گفتن قبل از انتخاب واحد شهریه ثابتتونو بریزید و

    واحداتونو بردارید و بعد برید تو قسمت امور مالی سایت و هرچقدر که بدهکار

  • شدید پرداخت کنید.

    اینم بگم که استاد نیکروان مدیر ساختمون فنی مهندسی شدن و دیگه مدیر

  •  گروه کامپیوتر نیستن.

    من یه نظر سنجی راه انداختم که به نظر شما چه کسی برای مدیریت گروه

  •  کامپیوتر مناسبه که این نظر سنجی رو می تونید سمت چپ ببینید و رایتونو

  • بدید.مرسی

  • نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 23:48 توسط masi|

    طبق اعلام سایت دانشگاه انتخاب واحد ترم بعد از روز ۱۰ شهریور شروع می شه!

    اینجوری که بوش میاد فکر کنم از ۱۵ ام یا ۲۰ ام یابد بریم سر کلاس!

    تو این ماه رمضون می خوان با زبون روزه بچه ها رو بکشن سر کلاس...دستشون درد نکنه!

    لابد هر درسی ۲۰ جلسه هم تشکیل می شه و مخمون این ترم قراره سوت که هیچی شیپور بزنه.

    این هم جدول ساعتبندی انتخاب واحد هستش که به نظر من نسبت به ترم قبل بهتر شده یعنی مثلا ۸۵

    رو به ۴ دسته و زمان تقسیم کردن که توی سایت ترافیک ایجاد نشه..از این لحاظ دستشون درد نکنه.

    http://fa.shahryariau.ac.ir/tabid/120/Default.aspx

    واین هم آدرس جدید پرتال :

     http://82.99.229.141

    در ضمن بچه هایی که تابستون گرافیک ورداشتن امتحان ۵ام (پنجشنبه) ساعت ۳۰/۱۱ می باشد.

    shahreghods

     

    نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 19:3 توسط masi|

    سلام بچه ها

    پرتال ها بعد از مدتی تاخیر دوباره راه اندازی شده و جالب اینجاست که علاوه بر سامانه

    مروارید یک سامانه دیگر برای مشاهده پرتالتون راه انداختن..

    اینها بیشتر بر میگرده به اون اعتراضی که پارسال عده ای از دانشجویان(که منم باهاشون

    بودم) کردن برای مشکلاتی که برای انتخاب واحد پیش اومده بود و ترافیک بیش از حد

    سایت در موقع ثبت نام  که امیدوارم با این طرحی که دانشگاه ریخته ما دیگه با اون مشکلات

    قدیم مواجه نشیم.پس بدانید و آگاه باشید ای دانشجویان گرامی با نشستن تو خونه و نق زدن

    و غرغر کردن کاری ازپیش نمیره! هر مشکلی که به ذهنتون رسید بیاید انجا بنویسید اگه همه

    همین مشکل رو داشتن یه برنامه می ذاریم و جمع می شیم تو دانشگاه و حرفمونو

    می زنیم..مطمئن باشید بلاخره چند وقت

    بعدش مسئولین یه کاری می کنن!

    دستشونم درد نکنه

    برای مشاهده سیستم جدید ثبت نام و اطلاع رسانی دانشگاه روی لینک زیر کلیک کنید:

    http://78.39.187.3

     

    نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 19:34 توسط masi|

    سلام بچه ها

    این نمرات درس معماری کامپیوتر استاد حمزه هستش که می تونید دانلود کنید:

    Download


    چهره جدید سایت یاهو
    ياهو مجددا طراحي صفحه اول خود را تغيير داد تا بتواند نظر مساعد تعداد بيشتري از كاربران را به خود جلب كند.



    به نقل از پي سي ورلد، ياهو در تغييرات جديدش تا حدي از گوگل و سرويس شخصي سازي آن موسوم به iGoogle الهام گرفته است.
    كاربران ياهو با استفاده از تغييرات اعمال شده راحت تر مي توانند در جهت شخصي سازي صفحه اول سايت ياهو گام بردارند و به عنوان مثال بلافاصله از اين صفحه به سايت فيس بوك يا جيميل منتقل شوند.
    به همين منظور بخشي به نام My Yahoo در صفحه اول ياهو در نظر گرفته شده است. ياهو دسترسي به برنامه ها و امكانات كاربردي 65 سايت ديگر را ممكن كرده تا كاربران وب را به استفاده از ياهو ترغيب كند.
    مدرن سازي طراحي صفحه اول، كاهش اقلام تجاري و تبليغاتي و بومي سازي بيشتر از جمله ويزگي هاي طراحي جديد است.

     

    نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 1:20 توسط masi|


    ثبت نام:                                         20/4/88 الي22/4/88

    ثبت نام مهمان ها:                            23  /4/88 الی 24/4/88

    شروع كلاسها:                                23/4/88

    پايان كلاسها:                                  31/5/88

    شروع امتحانات:                               1/6/88

    پايان امتحانات                                  7/6/88   


     به اطلاع ميرساند کلاسهاي گرافيک و محيط هاي چند رسانه اي (هر دو

    استاد) در روز پنجشنبه 25 تيرماه برگزار ميگردد.


    همه نمرات دروس استاد ولی زاده اعلام شد:


    در صورت داشتن اعتراض، پنج شنبه 25/4/88 ساعت 8 الی 10 به اتاق اساتید مراجعه نمائید.
    برای مشاهده نمرات كليك كنيد:

    نمرات آزمایشگاه معماری کامپیوتر گروه اول
    نمرات آزمایشگاه معماری کامپیوتر گروه دوم
    نمرات معماری کامپیوتر گروه پیوسته
    نمرات معماری کامپیوتر گروه اول ناپیوسته
    نمرات معماری کامپیوتر گروه دوم ناپیوسته
    نمرات معماری کامپیوتر گروه سوم ناپیوسته
    نمرات ریز پردازنده گروه پیوسته


    نمرات دروس كامپايلر و برنامه سازي پيشرفته- استاد حقي كاشاني


    نمرات دروس زبان ماشين - مدارمنطقي - آزمايشگاه معماري - استاد شفيع آبادي:


    كليك يا دانلود كنيد:

    نمرات درس زبان ماشين - استاد شفيع آبادي
    نمرات درس مدار منطقي - استاد شفيع آبادي
    نمرات درس آزمايشگاه معماري - استاد شفيع آبادي

     


    استاد باغبانی

    طراحی الگوریتمها - کارشناسی پیوسته (واحد شهر قدس)

    نظریه زبانها و ماشینها - کارشناسی پیوسته (واحد شهر قدس)

    نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 19:36 توسط masi|

    ثبت نام:                                         18/4/88 الي20/4/88

    ثبت نام مهمان ها:                            21  /4/88 الی 22/4/88

    شروع كلاسها:                                21/4/88

    پايان كلاسها:                                  31/5/88

    شروع امتحانات:                               1/6/88

    پايان امتحانات                                  7/6/88  

     

    برنامه زمانبندی ثبت نام اینترنتی دوره تابستان 88 (کلیه رشته ها)

    رشته

    ورودی

    شروع ثبت نام

    پایان ثبت نام

    مدت زمان

    از ساعت

    تاریخ

    تا ساعت

    تاریخ

    مهندسی کامپیوتر کارشناسی پیوسته و ناپیوسته -کاردانی کامپیوتر پیوسته و ناپیوسته – مهندسی کشاورزی علوم دامی و زراعت -  میکروبیولوژی- تکنولوژی مواد غذایی

    81و82و
    83و84و85

    11 صبح

    18/4/88

    11 شب

    18/4/88

    12 ساعت

    86 و 87

    11 شب

    18/4/88

    11 صبح

    19/4/88

    12 ساعت

    علوم تجربی – مهندسی عمران پیوسته و ناپیوسته – برق الکترونیک- مهندسی شیمی- مترجمی زبان انگلیسی – مدیریت بازرگانی- مکانیک خودرو

    81و82و
    83و84و85

    11 صبح

    19/4/88

    11 شب

    19/4/88

    12 ساعت

    86 و 87

    11 شب

    19/4/88

    11 صبح

    20/4/88

    12 ساعت

    حسابداری کاردانی پیوسته و ناپیوسته و کارشناسی ناپیوسته -  گرافیک – حقوق – زیست شناسی - شیمی کاربردی-صنایع غذایی کارشناسی پیوسته و ناپیوسته وکاردان فنی

    81و82و
    83و84و85

    11 صبح

    20/4/88

    11 شب

    20/4/88

    12 ساعت

    86 و 87

    11 شب

    20/4/88

    11 صبح

    21/4/88

    12 ساعت

     

    این هم لیست دروسی که رشته نرم افزار در ترم تابستان ارائه می ده:

    Free Image Hosting

    نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 21:32 توسط masi|

    سلام..امروز خبری دیدم که واقعا شوکه شدم...درسته این موضوع هیچ ربطی به دانشگاه نداره

    ولی می خوام بگم هم من هم بیشتر شما با تک تک آهنگاش خاطره داریم...

    یادتون بیاد(beat it-billie jean-bad-earth song-jam-black or white .....)

    مایکل جکسون، ستاره موسیقی پاپ آمریکا، در سن پنجاه سالگی درگذشت

    michael-jackson-death-dalyfa-org

    مایکل جکسون، پنج‌شنبه ظهر (۲۵ ژوئن) در محل سکونت خود در لس‌آنجلس دچار غش شد و در نهایت به دلیل ناراحتی قلبی حدود ساعت سه بعد از ظهر (به وقت لس‌آنجلس) در مرکز پزشکی دانشگاه کالیفرنیا درگذشت

    یکی از مقام‌های فوریت‌های پزشکی به خبرگزاری به سی‌ان‌ان گفته‌است که به دلیل قوانین حفظ حریم خصوصی افراد، نمی‌تواند جزئیات زیادی را در این مورد شرح دهد
    لس‌آنجلس تایمز نیز از قول وی نوشته هنگامی که ماموران اورژانس به منزل مایکل جکسون رسیده‌اند او نفس نمی‌کشیده‌است

    سی‌ان‌ان همچنین گزارش کرده در زمان بستری شدن مایکل جکسون، ورودی‌های منتهی به مرکز فوریت‌های پزشکی بسته شده بود و حتا به کارکنان نیز اجازه ورود داده نمی‌شد. ویدئوهای ضبط شده از محل بیمارستان، تجمع دوستداران این خواننده محبوب آمریکایی در منطقه را نشان می‌دهد

    لس‌آنجلس تایمز به نامشخص بودن وضعیت دقیق مایکل جکسون در زمان مرگ اشاره کرده و این‌که پلیس در حال بررسی موضوع است

    درگذشت مایکل جکسون در حالی روی داد که وی کنسرت‌هایی در پیش داشت که تمام بلیت‌های آن‌ها پیشاپیش به فروش رفته بود

    یوری گلر، ‌از دوستان نزدیک مایکل جکسون به خبرگزاری‌ها گفته‌است که «مایکل در وضع جسمانی خوبی قرار داشت و به ورزش و تمرین مشغول بود و خبر درگذشت او کاملاً شوکه‌کننده است.»

    مایکل جکسون را «سلطان پاپ» لقب داده‌اند و سبک آواز و رقص ویژه او، تعداد بیشماری از هنرمندان معاصر موسیقی پاپ را تحت تاثیر قرار داده‌است

     

    نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 14:25 توسط masi|

    سلام سلام

    واقعا هم مملکت هم خودمون دچار وضعیت داغونی شدیم..واقعا نمی دونم چی بگم و

    برای خودم و هم نسلیام متاسفم که اینجوری باید نسلمون بسوزه..

    خوب اومدم نتایج نظرسنجیمونو بگم که واقعا خنده دار و باعث تاسفه!

    ۱-محمود ا.نژاد ۵۸.۶٪

    ۲-محسن رضایی ۶.۸٪

    ۳-مهدی کروبی ۰٪

    ۴-میرحسین موسوی ۲۷.۵٪

    و کسانی هم که گفتن رای نمیدن ۶.۸٪ هستند.

    راستی دیروز شبکه bbc فارسی دانشگاه ما رو نشون داده که یه عده از بچه ها جلوی

    ساختمون فنی جمع شده بودن!

    خیلیا به من زنگ زدن و گفتن تو فیلم گرفتی فرستادی؟

    -نهههههههههههههههههههههههه من نفرستادم..الان تقریبا ۲هفته می شه که دانشگاه

    نرفتم!!

    در ضمن طبق اخباری که بچه ها امروز از دانشگاه به من دادن امتحانای امروز و فردا برگزار

    نمی شه و یک تاریخ دیگه(بعد از ۱۳ ام) توسط دانشگاه اعلام می شه که منم اینجا درج

    می کنم.

    مواظب خودتون باشید

    نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 13:13 توسط masi|

    سلام بچه ها

    فعلا که دانشگاه تعطیله و می دونم همه نشستین دارین خر می زنین و این درسا

    پدر هممونو دراورده..

    من گفتم اینجا یه نظر سنجی بذارم که هم یکم سرگرم شیم هم بدونیم طرز فکر بچه ها در

    مورد کاندیداهای ریاست جمهوری چیه؟!

    خوب این بغل رو اگه یه نگاه بندازین یه نظر سنجی گذاشتم که شما گزینه مورد نظرتون که

    می خواید بهش رای بدید رو انتخاب کنید..اگرم رای نمیدید و این چیزا رو قبول ندارید گزینه رای

    نمیدهم رو انتخاب کنید.

    در ضمن اونایی که می خوان رای بدن  اگه  دوس داشتن دلیل خودشونو واسه

    انتخابشون بگن که یه بحث داغ راه بندازیم.

    نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 19:46 توسط masi|

    سلام

    خوب از کجای این دانشگاه آخه شروع کنیم!!....

    بهتره از در ورودیش شروع کنیم که به قول احد واقعا مثل ابوغریب شده!!

    کنترل شدید محسوس از در که وارد می شی پروپاچتو می گیره..مخصوصا این خانومای

    بیچاره که فکر می کنم اونا بیشتر ازین قضیه کفری باشن! من نمیدونم به چه چیز خانوما گیر

    میدن ولی به ما اگه آستین کوتاه پوشیده باشیم  یا موهامون...خلاصه

    یه گیری باید بدن دیگه این بچه های تاکستان که قبلا ولد اونجا بوده میگفتن که ولد اینجوریه ها

    ولی ما تو گوشمون نرفت!

    هرچند کاری هم نمیتونستیم بکنیم!

    حراست عزیزم که ماشالا هر دختر و پسری رو با هم ببینه تو محوطه یه حال اساسی به

    جفتشون میده که دیگه تا آخر عمر فکر حرف زدن با جنس مخالف از سرشون بیفته!! واقعا

    خجالت آوره و نشون می ده که چقدر فرهنگ ما پایینه..کالجای اونورو میبینی دختر و پسر

    وسط محوطه از هم لب می گیرن کسی نگاشونم نمی کنه اونوقت اینجا فقط به خاطر حرف

    زدن باید به گه خوردن بیفتی!

    از در عابر پیاده که بگذریم می رسیم به در ماشین رو!!!

    به به واقعا گیر ازین بیشترم مگه می شه؟!! یه برچسب درست کردن که بهتره اسمشو

    بذاریم برچسب کوفتی سرکاری!

    Image and video hosting by TinyPic

    همین آقایی که من اینجا ازش عکس گرفتم مسئول اینه که ببینه آیا این برچسبو دارید یانه..

    نداشته باشی میگه دور بزن!

    Image and video hosting by TinyPic

     این بنده خداهاییم که این بیرون ماشینو پارک کردن کارتشونو نگرفتن(زورشون اومده)

    Image and video hosting by TinyPic

    این آقایونم الان مثلا اومدن ماشینا رو چک کنن که یه وقت یکی تو ماشینش خلاف نکنه یا پسر

    و دختر باهم تو ماشین نباشن یا هر کوفت دیگه...گیر رو باید بدن دیگه نمیشه که ندن!!

    من یه بار حوصله کلاس نداشتم زدم بیرون اومدم تو ماشین ۲تا آهنگ گوش بدم این آقایون

    اومدن می زنن یه شیشه! میگم چیه؟ می گه چیکار میکنی؟ نکنه داری تو ماشین *** می

    زنی؟

    میگم آخه به شما چه ربطی داره؟ میگن ما باید کنترل کنیم یه وقت خلافی صورت نگیره!!

    حالا موقعی که رفته بودم این کارت کوفتی رو بگیرم ازون خانومی که مسئول بود پرسیدم

    حالا به چه دردی می خوره؟

    فرمود اینجوری می تونیم کنترل کنیم کی میاد-کی می ره! و اینکه فقط دانشجوها می تونن با

    ماشین وارد و خارج بشن...

    آخه من میگم اگه هرکسی بخواد بیاد که از در ورودی میاد دیگه چه کاریه آخه!! اونجا هم که

    کارت دانشجویی رو کنترل نمی کنن... کم کم داشت بحثمون می شد که بیخیال شدم اومدم

    بیرون!!

    غذای سلفم که قربونش برم شاهکاره..من یه مدت خیر سرم اومدم صرفه جویی کنم که

    غذاهای هایدایا حسن کثیف نخورم خر شدم رفتم یکی ازین کارتای سلف رو گرفتم ۲-۳ بار

    غذاشو خوردم اولا نصف غذا

    رو که بیشتر نمیتونم بخورم انقد که بدمزس و بعدشم توی کلاس که کلا همش چرت می زدم

    و شکمم صداهای عجیب می داد و تا شب ۳۰۰ بار باید توی دستشویی هنرنمایی کنم!

    حالا اینا به کنار اونم ازون سایتشون که بخوای حساب کنی یه هفته کار می کنن بعد می رن

    به خواب زمستانی و ۱سال بعد شاید یه کارایی بکنن..شایدم دوباره بگیرن بخوابن(البته من

    اصلا منظورم با دوستام که اونجا کار میکنن و همکار دانشجوها نیست..وقتی اینترنت قطع

    باشه و مشکل از یه جای دیگه باشه به اونا ربطی نداره..شما هم هی به اون بدبختا گیر ندید)

    ازینا که بگذریم میرسیم به دستشویی های قشنگ دانشگاه!! به به چه قدر تمیز و عالی و

    خشبو!

    انقدر این هواکشای دستشوییا قویه که هرکی بخواد بره اونتو عملیات شماره ۲ رو انجام بده

    کل دانشگاه خبر دار می شن! وکافیه وقتی یکی این کارو بکنه و در کلاسای بغل دستشویی

    باز باشه!کل کلاسو بو ورمیداره!

    استادای خوشگل و باهوش و تحصیل کردمونو بگو...همگی فکر میکنن از اونجای فیل افتادن

    واقعا به قول احد و نیکروان اینا رو انگار از تو خیابون پیدا کردن! اکثرا بلد نیستن درسو درست

    توضیح بدن....

    یه کاری میکنن که همه گهگیجه بگیرن و خودشونم فکر میکنن چه قدر الان حالیشونه و استاد

    دانشگاه بودن و درس دادن چقد کلاس داره! جو توی کلاسا هم که همیشه سرد و بی روحه!

    هیچکی با هیچکی کاری نداره..نه سلامی نه علیکی...نه بگو بخندی..نه تیکه ای....هیچی...!!

    ناسلامتی ۲سال با هم بودیمو و ۲-۳ سال دیگه هم قراره باهم باشیم...این چه جو مسخره

    ایه آخه؟

    اینا همش نشوندهنده سطح فکر پایین و طرز فکرای احمقانه ایه که بعضیا فکر میکنن چون

    دخترن اولنباید سلام کنن یا بعضیا چون مایه تو جیبشون بیشتره یا خونشون فلان جاست یا....!

    خلاصه اینم از دانشگاه شیک و خوشگلمون یا این همه آدمای خوب وامکانات

    وسیعش..حالشو ببرید!

    در ضمن احد و لاله دارن ۲کلمه حرف حساب میزنن خواهشا کسی اون وسط خودشو تیکه

    پاره نکنه که بگه منم هستم...بذارید این حرفایی که ما یا هرکس دیگه می زنه به یه جایی

    برسه چون من می دونم

    که بعضی از مسئولین دانشگاه به این وبلاگ سر میزنن!

    پس قسمت نظراتو باز کنید و اگه نظری یا انتقاد دیگه ای دارید اضافه کنید..چرت و پرتم نگید

    که پاک می کنم.

    نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 21:25 توسط masi|

    نماینده مردم شهریار در خصوص اصل 44 قانون اساسی گفت: ما در مجلس سعی بر اجرای کامل این قانون داریم و خوشبختانه توسعه دانشگاه آزاد اسلامی افتخاری برای ایران و تولید علم بوده است.
    عدم رعایت صرفه جویی باعث شده که 87 میلیارد دلار ما صرف حاملهای انرژی که درست مصرف نمی شود بکنیم
    به گزارش روز جمعه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"مراسم جشن روز ملی فناوری هسته ای در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر قدس با حضور مسئولین شهر قدس و شهریار و دانشجویان و اساتید برگزار شد.
    دکتر ولد آبادی رییس واحد شهر قدس ضمن عرض خیر مقدم و تبریک این روز که به عنوان روز ملی فناوری هسته ای نامگذاری شده است به ایراد سخن پرداخت.
    رئیس واحد شهر قدس در این مراسم گفت: 20 فروردین ماه نماد و تابلوی موفقییتهای علمی دانشجویان و دانشمندان کشورمان است و باعث مطرح شدن ایران عزیز در سطح جهان شده است.
    وی اظهار داشت: بی شک دانشگاهها و مراکز علمی پژوهشی سهم به سزایی در این موفقیتها داشته اند و این امر مایه مباهات جامعه علمی و دانشگاهی می باشد دکتر ولد آبادی دستیابی به دانش هسته ای یا دانش تکثیر سلولهای بنیادی و همچنین ارسال ماهواره امید و تولید داروهای جدید را از مواردی دانست که باعث مطرح شدن کشورمان در جهان شده است.
    رئیس دانشگاه با اشاره به نامگذاری سال 88 به عنوان سال الگوی مصرف از سوی مقام معظم رهبری گفت: وظیفه همه اقشار مختلف است که به مواردی از اسراف از قبیل اینکه متوسط مصرف آب توسط هر ایرانی 2 برابر متوسط مصرف سرانه آب در دنیا می باشد و همچنین تنها سی درصد آب کشاورزی مصرف شده و هفتاد درصد آب مصارف کشاورزی به هدر می رود.
    وی اظهار امیدواری کرد که همه افراد جامعه از خانه که کوچکترین واحد اجتماعی میباشد صرفه جویی را آغاز و به بدنبال آن جامعه هم اصلاح شود.
    رئیس دانشگاه آزاد اسلامی شهر قدس همچنین گفت: ایران عزیز با وجود جوانان باهوش و و فرهیخته و با داشتن تمدن دیرینه و کهن ایران اسلامی آینده ای بسیار روشن در پیش دارد و امیدوارم که دستاوردهای ملی ما در همین جا متوقف نگردد ودر تقویم کشورمان روزهای زیادی را به عنوان روزهای توفیقات مختلفی در عرصه های علمی و پژوهشی داشته باشیم.
    حجت الاسلام میر احمدی ، امام جمعه شهر قدس در ادامه این مراسم گفت: بعضی ها اینگونه توجیه نکنند که ما می خواهیم برگردیم به زمان امیرالمومنین (ع) و نان و نمک بخوریم در حالی که این درست نیست بلکه ما می خواهیم زندگی امیر مومنان را الگو قرار دهیم و الگوی ما غربیها نباشند و دست به دامن آنها نشویم تا از آنها چیزی وارد مملکتمان کنیم تا سر سفره هایمان بخوریم.
    امام جمعه شهر قدس افزود: در حکومت اسلامی هم دنیا تامین است و هم آخرت ما تامین است واین باعث افتخار ماست که در حکومت اسلامی زندگی می کنیم. به گزارش ایسکانیوز، وی انقلاب اسلامی و فناوری هسته ای را نعمت بزرگی دانست که خداوند به مردم مسلمان ایران عطا فرموده است.
    حسین گروسی ، نماینده مردم شهریار و شهر قدس در مجلس شورای اسلامی نیز گفت: آن چیزی که کشور را می تواند به فناوری سوق دهد توجه به علم و تولید علم در دانشگاههای کشور است.
    گروسی با اشاره به اینکه وجود دانشجویانی را که دارای استعدادهای بالقوه است و انقلاب اسلامی سی بهار را پشت سر گذاشته است، خاطر نشان کرد: امروز ما هم سی مین بهار ]ازادی و جشن بزرگ هسته ای را که شاید کسی باور نمی کرد. شاید کسی باور نمی کرد آن روزی که امام خطاب به گورباچف فرمود: صدای خرد شدن استخوانهای مارکسیست به گوش می رسد و ما دیدیم که بعداز مدتی فروپاشی شوروی را که به تحقق پیوست، و در همان زمان امام فرمود که کاپیتالیسم غرب نمی تواند نیاز بشریت را برآورده کند و امروز داریم می بینیم غرب در فشار و بحران به سر می بردو نشانه از هم پاشیدن نظام سوسیالیست ونظام سرمایه داری غرب فراهم می شود.
    به گفته این نماینده مجلس ، امروز وظیفه ما این است که در نظام اسلامی که الگوهای مناسبی را ارائه می دهد با کمک جوانان عزیز کشورمان این الگوها را بکار بگیریم. به گزارش ایسکانیوز، وی همچنین اظهار امیدواری کرد که در مجلس بتواند با همکاری سایر نمایندگان مردم طرحهایی را که برای این نظام سودمند می باشد ارائه و اجرا کنند.
    گروسی همچنان در خصوص اصل 44 قانون اساسی گفت: ما در مجلس سعی بر اجرای کامل آن داریم و خوشبختانه توسعه دانشگاه آزاد اسلامی افتخاری برای ایران و تولید علم بوده و تاسیس دانشگاه آزاد از برکات انقلاب اسلامی است و در صورت عدم تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی فرزندان این مرز و بوم باید در کجا درس می خواندند. و امروز دانشگاه آزاد اسلامی در حال کیفی نمودن می باشد.
    گروسی همچنین در خصوص اصلاح الگوی مصرف و صرفه جویی گفت: صرفه جویی به معنای درست مصرف کردن است نه اینکه بگوییم آنجایی که نیاز مردم است صرفه جویی کنیم و یا مصرف نکنیم.
    به گزارش ایسکانیوز ، وی افزود: عدم رعایت صرفه جویی باعث شده که 87 میلیارد دلار ما صرف حاملهای انرژی که درست مصرف نمی شود بکنیم که اینها به کشور ما لطمه وارد می کند.
    نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 19:2 توسط masi|

    سلام بچه ها

    خوب و خوش و خرمید؟ روبراهید؟

    جای همتون خالی تعطیلات رفتم یه شمال زدم و آب و هوای عالی و خووووب(یکم خلاف هم کردم که بماند..)

    ازونجایی که فکر نمی کردم بچه ها حالاحالاها برن دانشگاه و کلاسا تشکیل شه بعد از

    رسیدن به ته گرفتم یه خواب توپ کردم و با صدای زنگ موبم پریدم..یکی از بچه ها بود گفت:

    کجایی؟

    گفتم رو تخت! گفت نمیای؟ گفتم کجا؟ گفت دانشگاه دیگه بابا! همه بچه ها ریختن وسط و

    مسط

    کلاسا هم همه تشکیله!

    اصلا حس و حالشو نداشتم که پاشم ولی ترس حذف شدن مجبورم کرد که پاشم و باروبندیلو

    ببندم و راه بیفتم...

    رسیدم دم در دانشگاه دیدم انبوهی از سیاهی وسط محوطه رو گرفته و صدای طبل و سنج و اینا میاد!

    صدای خنده بچه ها هم توش قاطی شده بود...

    رفتم جلوتر دیدم فرش پهن کردن وسط محوطه و همه هم دور این فرشه وایسادن و فقط

    دارن همدیگه رو نگاه می کنن و می خندن!

    Free Image Hosting

    ۲تا آقا حراستی هم بودن که هی می گفتن باباجون یا بیاین بشینین یا برین...اینجا واینسین!

    چند نفرم اون بالا وایساده بودن(از آقایون نظامی) و داشتن شیپور و سنج و طبل می زدن...

    روی درودیوار هم کلی پارچه زده بودن که خیر مقدم میگیم و ازینجور چیزا...معلوم بود آدمای

    والامقامی قراره بیان..

    از پچ پچ دوتا دختر فهمیدم که این مراسم روز انرژی هسته ایه..ازونجا که کلاسم نیم ساعت

    قبل شروع شده بود پیچیدم رفتم بالا و در زدم و دروباز کردم و طبق معمول بچه ها انگار جن

    دیدن همه داشتن بربر نگام می کردن!!

    هیف که بچه پررو نیستم وگرنه داد می زدم مگه دارین به نعلتون نگا می کنین؟؟؟؟؟؟؟

    برگشتم دیدم استادم زل زده داره می گه پسرجان ساعت چنده بابا؟ گفتم ببخشید استاد و

    بعدم رفتم نشستم..استاده هم ششااااااااککیییییی!!! برگشت به من گفت این سروصدا که از

    بیرون میاد واسه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟

    گفتم استاد مراسم روز انژی هسته ایه...گفت ای ***********بییییییببببببببببب

    خلاصه که با اون سروصدا نه ما فهمیدیم استاد چی گفت نه استاده فهمیدخودش چی گفت...

    وسطای کلاسم به سرم زد بیام بیرون یه عکس بگیرم و یه مطلبی بذارم واسه وبلاگ...

    من کامل توی این مراسم نبودم واسه همینم نمیدونم چی گفته شد و چی بود...اگه کسی

    آمار درستی داره بگه..

    در آخرم این روزو به همه تبریک می گم..به امید موفقیتهای بعدی

     

    نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 21:6 توسط masi|

    alt
    once all the scientists die and go to heaven
    They decide to play Hide-n-seek. .
    روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند
    آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند


    Unfortunately Einstein is the one who has the den…
    He Is supposed to count up to 100 …
    and then start searching
    . .
    متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.
    او باید تا ۱۰۰ میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.

    Everyone starts hiding except Newton
    همه پنهان شدند الا نیوتون …


    Newton just draws a square of 1 meter
    and stands in it Right in front of
    Einstein

    نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد.
    دقیقا در مقابل انشتین.


    Einstein s
    counting…97, 97, 98, 100

    انشتین شمرد ۹۷,۹۸,۹۹,۱۰۰


    He opens his eyes and finds Newton standing in front..
    Einstein says Newton s out… Newton s out
    .
    او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش
    ایستاده.
    انشتین فریاد زد نیوتون بیرون( ساک ساک) نیوتون بیرون( ساک ساک).

    Newton denies and says I am not out.
    نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.

    He claims that he is not Newton ..
    او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم.

    All the scientists come out to see how
    he proves that he is not Newton

    تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن
    تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست…


    Newton says I am standing in a square of area 1 m squared.
    That makes me Newton per meter squared

    نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام…
    که منو نیتون بر متر مربع میکنه


    Since one Newton per Meter squared is one Pascal,
    I'm Pascal, Therefore Pascal is out
    … …
    از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد
    بنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال ساک ساک
    )
    نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 15:33 توسط masi|

    سلاااااااااااااااااااااااااااااام به همه بروبچه های گل و بلبل دانشگاه

    سال نو همتون مبارک باشه

    ایشالا ۱۰۰۰۰سال دیگه عمر کنید و نوروزا رو جشن بگیرید و زیر سایه پدر و مادرتون باشید..

    ایشالا امسال سالی پر برکت و پر از خوشی و شادی و موفقیت واسه هممون باشه.

    خلاصه که بهترین آرزو ها رو واستون می کنم و اینم بگم که بیاید تو سال جدید هممون آدم باشیم!

    یه آدم کامل...

    کسی رو از خودمون نرنجونیم..به همه محبت کنیم و عشق بورزیم...

    بچه ها از همینجا هم (تو قسمت نظرات) می تونید عید رو به همدیگه تبریک بگید..

    می تونیم از همینجا هم دور هم باشیم

    نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 14:27 توسط masi|

    سلام بچه ها

    امروز اومدم از فعالیتهای اخیر دانشگاه بهتون اطلاعاتی بدم.

    طبق مشاهدات اینجانب در دانشگاه دو دستگاه نصب شده که اولی

    همونطور که در تصویر زیر می بینید یک دستگاه خودپرداز بانک ملت هست

    که موقعی که من این عکس رو گرفتم فعال نبود ولی امیدوارم

    هرچه زودتر به بهره برداری برسه!

    Image and video hosting by TinyPic

    این خودپرداز رو توی طبقه همکف ساختمون یک(فنی مهندسی) کار

    گذاشتن..واقعا خیلی دستگاه به درد بخوریه و وجودش توی دانشگاهمون

    خیلی لازم بود..


    .. واما دستگاه دوم که خیلی عجیب و جالب هستش!

    Image and video hosting by TinyPic

    این دستگاه هم تلفن عمومیه و هم واسه خودش یه پا کامپوتره و می تونید

    باهاش به اینترنت هم برید!

    این دستگاه رو در طبقه همکف ساختون دو(علوم انسانی) کار گذاشتن!

    به عکس زیرو شماره هایی که روش زدم توجه کنید تا متوجه شید چطوری

    کار می کنه:

    Image and video hosting by TinyPic

    ۱-در این قسمت کارت تلفن رو وارد می کنید که اگه خواستید تلفن بزنید که

    با استفاده از شماره ها که با شماره ۴ نشونش دادم می تونید شماره

    بگبرید..و اگرم خواستید می تونید به اینترنت کانکت شید و با

    سرعت بسیار بالا ازون استفاده کنید(سرعت بالا رو بی شوخی گفتم چون

    واقعا سرعتش خوب بود)

    ۲-در این قسمت هم می تونید هم فلش وصل کنید و چیزایی که دانلود

    کردید رو توی فلشتون بریزید و هم می تونید هدست  هم بهش وصل

    کنید!

    ۳-این هم موس این دستگاه هست که یه چیزی تو مایه های موس لپ تاپ

    هستش که در نوع خودش جالبه و در کنارش هم که کیبورد رو مشاهده می

    کنید.

    ۴-این هم شماره هاست که بهتون گفتم و می تونید شماره بگیرید و تلفن

    بزنید!

    خلاصه که دستگاه جالبیه و امیدوارم ازین دستگاها حداقل تو هر ساختمون

    ۲-۳ تا بذارن چون مطمئنا مشتریهای زیادی داره(یکیش خود منم)

    از مدیریت محترم هم بابت زحماتشون تشکر می کنیم و حداقل بیاید این

    دفعه نیمه پر لیوانو ببینیم ...دستشون درد نکنه

    فقط ایشالا از ترم دیگه هم مشکل انتخاب واحد و سایت هم حل بشه دیگه

    عالی می شه!

    در ضمن به گزارش خبرگذاری vergil سایت کامپیوتر تا بعداز عید به

    ساختمون ۵ منتقل می شه و راه میفته..

    حالا اگه خودش یا رضا اومدن اینجا و این مطلب ذو دیدن خواهشا توی نظرات

    توضیح بیشتری بدن..

    نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:40 توسط masi|

    خبببببررررررررررررررر فوووریییییییییییییییییییی

    بچه ها همین الان برید نمره های ترم پیشتونو ببینید!! همش عوض شده!!

    اینو نگاه کنید:

    Image and video hosting by TinyPic

    همه نمره ها دستکاری شده!! نمی دونم چه اتفاقی افتاده..من که همه نمره هام عوض شده ولی معدلم همونه! به چنتا از دوستامم زنگ زدم همه این اتفاق براشون افتاده!

    بابا من زبان تخصصی ۱۵ شده بودم اینجا شدم ۱۱ و مثلا زبان ماشین ۱۰ شده بودم و الان تبدیل شده به ۱۶!!!

    تازه نمره های ترم قبلم که دیگه فاجعه شده!! مثلا اندیشه که ۱۷ شده بودم الان شده ۷

    یا مبانی ترم ۱ که ۱۲ شده بودم الان شده ۹ !!!!!!!

    این چه وضعشه آخه؟؟؟؟؟؟؟ نکنه الان بریم دانشگاه بگن آقا یا خانم شما درسای ترم اول و دومتو افتادی الان همش حذف می شه؟

    بابا این چه وضعشه آخهههههههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


     

    سلام بچه ها

    اول از همه بگم که استاد دهقان بلاخره نمره هارو اعلام کرد!!

    من واقعا با دیدن این نمره ها قبر خودمو کندم....این ترم از روی ناچاری باهاشون معماری ورداشتم!

    تورو خدا فقط برید نمره های برنامه نویسی پیشرفته شونو ببینید تا بفهمید چی می گم!

    دانلود كنيد:
    نمرات درس هوش مصنوعي - استاد دهقان
    دانلود كنيد:
    نمرات درس معماري كامپيوتر - استاد دهقان
    دانلود كنيد:
    نمرات درس سيستمهاي خبره - استاد دهقان
    دانلود كنيد:
    نمرات درس برنامه سازي پيشرفته - كارشناسي پيوسته - استاد دهقان
    دانلود كنيد:
    نمرات درس برنامه سازي پيشرفته - كارشناسي ناپيوسته - استاد دهقان

    کلاسهای فردا پنجشنبه 1 اسفند استاد کاشانی تشکیل نمیشود

    یه نکته دیگه هم کی می خواستم بگم اینه که پس از sgu.blogfa و sgu.ir و shgu اینک نوبت sgubasij.ir رسید!

    می گم خوبه من و نوروزپور این sgu رو اختراع کردیم که دیگه کسی انقد به مخش فشار نیاره

    وگرنه همه الان نابغه شده بودن انقد که می خواستن به خودشون زحمت بدن! بابا این همه اسسسسسم!!!

    و اما نکته اصلی اینکه امور شهریه اعلام کرد هرگونه بدهکاری به دانشگاه رو باید تا قبل از حذف و اضافه پرداخت کنید وگرنه انتخاب واحدتون می پره..

    پس همین الان برید و بخش کارنامه مالیتونو ببینید و بدهیتونو پرداخت کنید!


     

    نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 0:1 توسط masi|

    سلام بچه ها

    اولا ممنون از همه اونایی که نیومدن و تشکر ویژه از اونایی که اومدن!

    امروز با تعدادی از بچه ها با استاد نیکروان صحبت کردیم و تمام مشکلات

    انتخاب واحد و نمره ها و...رو به ایشون گفتیم.

    ایشونم گوش کردن و قرار شد مسائلی که از دستشون برمیاد رو حل کنن!

    و قرار شد مسائل مربوط به اینکه  استادا نمره هارو دیر می دن و تجدید نظر

    نمره ها رو حل کنن!

    در ضمن الان هرکس اعتراض داره باید بره دانشگاه و مثل قبل برگه اعتراض

    پرکنه و تحویل گروه بده!

    و قرار شد با استادایی که دیر و بد نمره می دن برخورد بشه و در ضمن

    گفتن که در ثبت نام تاخیریا و حذف و اضافه بازم به کلاسا ظرفیت می دن ....

    از اونجایی هم که مسائل انتخاب واحد مربوط به ایشون نیست ما و خیلی از

    بچه ها که تو دانشگاه بودن امضا جمع کردیم و خلاصه متنش این بود که

    ریاست محترم واحد عزیز این سایت شما و نحوه انتخاب واحد مشکل داره و

    استادا نمره هارو دیر میدن و نمیشه تجدید نظر کرد! و نوشتیم که خواهشا

    یه اقدامی بکنید و خیلی از بچه ها هم زیرشو امضا کردن و اونو تحویل

    منشی ریاست دادیم که به دستشون بدن!

    با معاون رئیس دانشگاه و آقای غزلباش(مسئول سایت) هم صحبت کردیم و

    کلا مشکلات رو بهشون گفتیم...و در ضمن گفتیم که ساعت ۵:۴۵ سایت باز

    بوده و بعضیا انتخاب واحد کردن!

    اگه بهتون بگم اینا چه جوابایی به ما دادن واقعا خندتون می گیره مثلا وقتی

    گفتیم سایت ساعت ۵:۴۵ باز بوده  فرمودن شما ساعتاتون خرابه و ساعت

    ما درسته و راس ساعت ۶ سایت باز شده!

    راجع به بقیه مسائل و جوابایی که به ما داده شد دیگه زیاد توضیح نمی دم

    چون به طرز فجیعی پیچوندنمون!

    خلاصه در آخر قرار شد یک اقدام مفید در زمینه انتخاب واحد ترم بعد بشه که

    دیگه اینجوری دچار مشکل نشیم و قرار شد که گروه بندی و زمان بندی برای

    انتخاب واحد بشه..

    یعنی مثلا انتخاب واحد ۸۵ که ۱۵ام تا ۱۷ام باشه مثلا  روز .... از ساعت ...

    تا ...! و بقیه گروهها هم ساعتهای دیگه..

    در ضمن امروز دو جمله  بسیار مفید هم فهمیدیم..که پهنای باند دانشگاه

    ما ۱۶ مگابایته و با سنجش برابری می کنه!!!! و دیگری اینکه دانشگاه ما ۲۰۰

    میلیون تومان بابت سامانه مروارید به این شرکت پرداخت کرده!

    به قول شاعر: آخه پهنای باند ما کلفته......معاون رئیس دانشگاه اینو گفته!!

    نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 21:9 توسط masi|

    قابل توجه دانشجويان کارشناسي پيوسته:

    مشکلاتي از قبيل عدم اجازه اخذ دروس، بازنشدن صفحه انتخاب واحد دانشجو و کلا مسائل مرتبط با سايت دانشگاه، ارتباطي با گروه ندارد. لطفا جهت رفع مشکلات فوق در ساعات اداري به سايت دانشگاه مراجعه نماييد
    جهت مشکلات مربوط به ميزان شهريه واريزي در ساعات اداري به امور شهريه دانشگاه و يا اطلاعيه درج شده در سايت دانشگاه مراجعه نماييد.
    اگر دانشجوي ترم آخر هستيد و ميخواهيد پيش از 20 واحد انتخاب نماييد، در ساعت اداري به گروه مراجعه نموده و نامه افزايش سقف واحد را دريافت نماييد.

    پ.ن:هیچ توضیحی نمیدم فقط خدا به دادمون برسه!!!!

    نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 13:6 توسط masi|

    سلام بچه ها

    امیدوارم امتحاناتونو خوب داده باشید و با نمره های بالا پاس شید و این

    تعطیلات بهتون خوش بگذره..

    فقط اومدم یه سری آمار و اطلاعات بدم و برم..

    اول نتیجه نظرسنجی خودمون رو بگم که راجع به برنامه امتحانا بود که ۸۹٪

    به گزینه افتضاح و ۱۱٪ به گزینه خوب رای دادن.

    در نظرسنجی سایت رسمی دانشگاه هم که در همین خصوص بود ۱۷۵۷

    نفر به گزینه ضعیف رای دادن و ۴۳۵ نفر به گزینه عالی رای دادن که هنوزم

    می تونید توی نظرسنجی دانشگاه شرکت کنید..


    خوب در خصوص انتخاب واحد ترم بعدم که در زیر همه چیز واضح و گویاست

    اگه سوالی داشتید توی نظرا بگید یا من یا بقیه دوستان جواب می دیم.

    برنامه زمانبندی ثبت نام اینترنتی نیمسال دوم 88/87 (کلیه رشته ها)

    Image and video hosting by TinyPic

    برنامه زمانبندی ثبت نام با تاخیر اینترنتی نیمسال دوم 88/87 (کلیه رشته ها)

    Image and video hosting by TinyPic برنامه زمانبندی ثبت نام با تاخیر اینترنتی نیمسال دوم 88/87 (کلیه رشته ها)

    برنامه زمانبندی حذف و اضافه اینترنتی نیمسال دوم 88/87 (کلیه رشته ها)

    Image and video hosting by TinyPic

    در مورد شهریه هم من خبر خاصی ندارم..اگه دوستان اطلاعات دقیقی دارن

    به ما بگن که ما اینجا درج کنیم.

    نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 17:32 توسط masi|

    سلام بچه ها

    از اونجایی که الان از سر یکی از امتحانام اومدم و فردا صبح هم باز یه امتحان

    خیلی مهم دارم وپس فردا هم باز یه امتحان خیلی مهمتر دیگه دارم و به

    شدت اعصاب و روانم به هم ریختست

    می خواستم ببینم نظر شما در رابطه با این طرز امتحان دادن و برنامه امتحانا

    چیه؟

    من واقعا خونم به جوش اومده و خیلی داغونم.

    حالا نظرتونو راجع به برنامه امتحانا در نظرسنجی این بغل بگید و در قسمت

    نظرات نظرتونو راجع به نحوه سوال دادن اساتید بگید...

    من که به شخصه می گم امتحانای این ترم واقعا شاهکاره!!!!!!!!!!!!!


    بچه ها این نظرسنجی که من گذاشتم رو سایت دانشگاه هم گذاشته
    خواهشا برید اونجا هم شرکت کنید
    شاید مسئولین ببینن و واسه ترمای بعد فرجی بشه!
    اینم آدرسش: www.shahryariau.ac.ir

    نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 19:8 توسط masi|

    نسخه آزمایشی ویندوز 7 آماده عرضه شد
    منبع: WinBeta.Net
    مدیر اجرایی مایکروسافت اعلام کرد، نسخه آزمایشی سیستم عامل ویندوز 7 روز جمعه در سراسر جهان موجود خواهد بود.

    استیو بالمر که سخنرانی افتتاحیه نمایشگاه امسال CES 2009 را برعهده داشت اعلام کرد ما به‌دنبال عرضه بهترین نسخه ویندوز تاکنون هستیم و تمامی مواد لازم یعنی سادگی، قابلیت اطمینان و سرعت را به ‌کار گرفته‌ایم و طراحان و شرکت‌های شریک مایکروسافت می‌توانند فوراً آزمایش ویندوز 7 را آغاز کنند.

    طبق اعلام مایکروسافت، جانشین سیستم عامل ویندوز ویستا تمامی وظایف روزمره را انجام داده، زمان راه‌اندازی شدن رایانه را کاهش و عمر باتری را افزایش می‌دهد.

    بالمر همچنین اعلام کرد كه نرم‌افزار ویندوز در قلب امپراتوری مایکروسافت به برنامه‌ای تغییر یافته که شبکه رایانه‌ها، تلفن های همراه و برنامه‌های میزبانی شده در سرویس‌های آنلاین را به یکدیگر متصل می‌کند.

    امکان Play-to در ویندوز 7 پخش راحت آهنگ، ویدیو و عکس‌های دیجیتالی را در شبکه‌های رایانه خانگی مقدور می‌کند همچنین برنامه‌های مدیا پلیر و مدیا سنتر در ویندوز 7 از فورمت‌های رسانه‌یی بیشتری برای پخش ویدیو، آهنگ و سایر محتوای دیجیتالی پشتیبانی می‌کنند و برای مجموعه گسترده‌تری از دستگاه‌ها سینك می‌شوند.

    بر اساس این گزارش نرم‌افزار ویندوز 7 همچنین به گونه‌ای طراحی شده تا کنترل‌های صفحه لمسی را كه جانشین موس خواهند شد اجرا کند.

    نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 14:21 توسط masi|

    خداحافظ یاری...سلام ولدآبادی

    همونطور که قبلا خدمتتون عرض کرده بودم دکتر یاری از سمت ریاست

    دانشگاه ما برکنار شدندو طبق شواهد مشخص شد که دکتر ولدآبادی

    ریاست دانشگاه تاکستان ریاست دانشگاه مارو به عهده گرفتن...

     

    نمی دونم هر ۲دانشگاه رو با هم اداره می کنن یا فقط مال مارو!

    خلاصه دیروز وارد دانشگاه شدیم و از پارچه های که روی دیوار ساختمون یک

    زده بودند فهمیدیم که ریاست جدید انتخاب شده...

    <# FILE_TAGS #>

    از بعضی از بچه ها راجع به ایشان سوالاتی کردیم...بعضی ها می گفتن بچه

    های واحد تاکستان از ایشون خیلی راضی نبودند و مثل اینکه ایشون در

    تاکستان طرحی ریختن مبنی بر جدا شدن روزهای دخترا از پسرا...

    حالا آیا این طرح هم برای ما اتفاق میفته یا نه نمی دونم..خدا به خیر کنه

    ایشالا~!

    <# FILE_TAGS #>

    بعضی ها هم از ایشون به نیکی یاد می کردن و می گفتن بسیار سختکوش

    هستن و اقدامات زیادی در خصوص خدمت به دانشجویان انجام می دن..

    ما که امیدواریم نظر دوم صحت داشته باشه و کمبودها جبران بشه..

    برای ایشون آرزوی موقیت می کنم و ایشالا که بهتر از رئوس پیشین باشن و

    کارهای مثبتی انجام بدن.

    راجع به نظرسنجی هم بگم که یه اتفاقایی برام افتاد که نزدیک بود جونمو

    سرش از دست بدم که فعلا ثبت موقتش کردم.....

    کلا من سر این وبلاگ خیییییلی دردسر کشیدم..یه بارم حراست منو

    خواست و تا پای اخراج هم رفته بودم....

    حالا نظرتون راجع به برکناری دکتر یاری و انتخاب دکتر ولدآبادی چیه؟

    نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 17:25 توسط masi|

    سلام بچه ها

    بلاخره امروز نظرسنجی تموم شد و همونطور که در تصویر زیر می بینید

    استاد نیکروان به عنوان بهترین استاد انتخاب شدند..

    البته استاد جامعی هم فاصله کمی با ایشون داشتن که تقریبا می شه

    گفت این دو استاد بین بچه ها محبوب تر هستن..

    GiGaImage.com , Power Image Hosting , Dedicated Servers ,Power Host

    اون اساتیدی هم که رای نیاوردن یا رای کمی آوردن هم خوب مشخصه

    که نظر بچه ها در موردشون چیه.!!

    البته اینم بگم که من این نظرسنجی رو بعد از امتحانا و وقتی که نمره ها

    اعلام شد دوباره می ذارم.مطمئنم اون موقع نظر خیلیاتون بر می گرده.

    در ضمن ایشالا ترمای بالاتر نظرسنجی برای اساتید دیگر خواهیم داشت!


    ...و اما عکس روز

    بدون شرح..

    GiGaImage.com , Power Image Hosting , Dedicated Servers ,Power Host

    نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 17:43 توسط masi|

     
    هفته گذشته و از تاريخ 2 تا 5 آذر ماه چهاردهمین نمایشگاه بین المللی الکترونیک، کامپیوتر و تجارت الکترونیک (الكامپ 2008) در تهران و در محل دائمی نمایشگاههای بین المللی برگزار شد.

    در همين راستا و با توجه به اينکه حدودا 426 کمپانی داخلی و خارجی در نمايشگاه امسال شرکت کرده بودند بر آن شديم تا با حضور در محل نمايشگاه گزارشی تصويری برای شما عزيزان تهيه نماييم.

    خاطر نشان می کنم متاسفانه بسياری از کمپانی های داخلی و خارجی صاحب نام نتوانستند در نمايشگاه امسال شرکت کنند. در جستجوی دليل اين موضوع متوجه شديم مسئولين برگزاری نمايشگاه هزينه اجاره غرفه را برای کمپانی های داخلی که قطعات و سخت افزار های کامپيوتری را از خارج به داخل ايران وارد می کنند، به دلار محاسبه می کنند.

    در نتيجه اکثر اين کمپانی ها برای شرکت در نمايشگاه مجبور بودند مبالغی بين 80 تا 300 ميليون تومان را به نمايشگاه بپردازند. مشخص است پرداختن اين هزينه هنگفت برای بسياری از کمپانی ها و برای چهار روز کاری و روزانه هفت ساعت ميسر نيست و مسلما اگر کمپانی ها اين هزينه را خرج نياز های بازاريابی خود کنند به نتايج بهتری خواهند رسید.

    از طرفی گفتنی است اجاره غرفه در نمايشگاه های بين المللی از جمله Gitex و Computex نيز تا اين حد سرسام آور نيست اما در هر صورت سعی کرديم که از غرفه اکثر کمپانی هاي شرکت کننده که در ضمينه سخت افزار های مربوط به حيطه کاری ما فعاليت ميکنند بازديد کرده و گزارشي مناسب تهيه نماييم.

    در اولين حضور در نمايشگاه و با ورود به سالن 31B اولين غرفه ايی که توجه ما را به خود جلب کرد غرفه کمپانی Goalsun بود، اين کمپانی که مدت هاست در ضمينه واردات سخت افزار هاي کامپيوتر در ايران فعاليت می کند غرفه ايی زيبا و بسيار جالب برای بازديد کنندگان محيا كرده بود.
     
    مشاهده: ادامه مطلب
    نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 14:0 توسط masi|

    سلام علیکم

    ازونجایی که شنبه ها صبح زود کلاس مدار منطقی داریم و حس درس گوش دادن

    نیست و فعلا در خواب به سر می بریم laptop را باز کرده و فیلمی گذاشته و تماشا

    می کنیم و حالش را می بریم..

    البته مجبوریم دیالوگها رو فقط به صورت زیرنویس ببینیم و از صدا و موزیک خبری

    نیست..

    این دو نفر هم که مشاهده می کنید سخت مشغول پیگیری اون فیلمه هستند و

    نمی ذارن که ما درس بخونیم که!!(چقدم من درس می خونم واقعا!!)

    یه روز max payne-یه روز madagaskar2-یه روز the house ...ایشالا هفته دیگه فیلم جدید..

    GiGaImage.com , Power Image Hosting , Dedicated Servers ,Power Host


    ....واما اینم از پدیده های جدید روزگاره...

    اینجوری که بوش میاد این آقا سخت به دنبال به قول خودش داف هستند.!!

    من از خانومای خوب یونی خواهش می کنم با این تبلیغات گسترده ای که ایشون

    کردن یه آستینی واسه این بنده خدا بالا بزنن...بیچاره انگار بدجوری تو کفه!!

    GiGaImage.com , Power Image Hosting , Dedicated Servers ,Power Host

    راستی یه موضوع دیگه اینکه من پشت بعضی از صندلی ها دیدم که فحشای خیلی

    ناجوری می نویسن..

    من از همینجا به اونایی که فحش می نویسن بگم که اگه این مطلبو می خونن

    خواهشا دست ازین کارا بردادن...به خدا اینجا دانشگاهه!!

    زندون نیست که همه جاش فحش بنویسی عزیز من!!

    شاید یه روز خواهر خودت پشت همین صندلی بشینه و اون فحشی که تو نوشتی رو

    ببینه!!

    پس بیخیال این کارا شو دوست عزیز! واقعا زشته....

    نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 0:10 توسط masi|

    سلام بچه ها..خوبید؟

    بعضی از بچه ها برام نظر خصوصی گذاشته بودن که آقا چرا وبلاگ فعلایتش کم شده و کم مینویسی؟!

    عرض به حضور این عده از دوستان که این ۲دلیل داره:

    ۱-توی دانشگاه اتفاق آنچنان مهمی نمیفته که ما بخوایم راجع بهش پست بذاریم

    ۲-سایر نویسنده های اینجا ۱۰۰۰۰ ماشالا انقدر فعالیتشون زیاده که وقت سر خواروندن ندارن

    چه برسه به اینکه وبلاگ رو آپ کنن!!!

    من تا اونجایی که بتونم سعی می کنم زود به زود اینجا رو به روز کنم که شرمنده دوستان بازدید کننده

    نشیم..ولی بچه ها باور کنید دست تنها آپ کردن سخته..اگرم کسی هست که دلش می خواد تو اینجا

    مطلب بنویسه  و کمک من باشه به من بگه تا من یک اکانت براش بسازم..

    خوب حالا می ریم سراغ چند اتفاق و خبر اخیر::::

    اول اینکه اگه در هنگام ورود به بوفه(تقریبا همونجا که پاتوق آقای م.ز هست و ایشون با انواع و اقسام

    ترفندها سعی در جلب توجه دارند ازبازی با laptop بگیر تااا.....) اگه موقع چک کردن موهاتون(خانوما

    آرایششون) یک نگاه هم به این کاغذی که در زیر عکسشو مشاهده می کنید بندازید متوجه می شید

    که دوستان دفتر بسیج دانشگاهمون یک سری کنفرانس و سمینار برپا کردن که همه توضیحات رو در

    عکس زیر می تونید مشاهده کنید:

    <# FILE_TAGS #>

    مطلب دوم سمینار توهههههههههم صراط هستش که بنده نمی دونم این اسم رو کی واسه این سمینار

    انتخاب کرده...هر کی بوده خیلی فکر به خرج داده واقعا//

    همونظور که در عکس هم می بینید این سمینار در مورد بررسی فرقه های مختلفی هستش که الان

    در ایران و دنیا وجود داره که همونطور که مشاهده می کنید طبق معمول در مورد تاریخش سوتی دادن

    (سال ۷۸!!!) یعنی این سمینار احتمالا ۹سال پیش در زمین خاکی که الان شده دانشگاه ما برگزار شده!

    <# FILE_TAGS #>

    واما سومین مطلب در مورد عکسهایی هستش که روی در زیر پله ای طیقه اول ساختمون یک(من

    هرچی فکر کردم دیدم اسم ازین بهتر نمی تونم واسه اونجا بذارم) چسبوندن...که عکس آقایون برای

    نمایش عموم روی در شیشه اصلی و عکس خانوما هم داخل اتاق روی دیفال چسبونده شده که

    احتمالا این هم شیوه نوین در طرحهای دوست یابی یا شایدم زوج یابی باشه...!!

    خدا رو چه دیدید شایدم عکس  همسر آیندتون قاطی همون عکسا باشه...برید یکم دقت کنید  

    <# FILE_TAGS #>

    نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 15:11 توسط masi|

    چند وقت پیش بود که دولت  اعلام کرد نرخ بیکاری در ایران تک رقمی شده ! البته همونطور که امت  میدونن آمار و ارقامی که دولت  بیرون میده معلوم نیست از کجا در میاد  و اینقدر این قضیه چالش بر انگیز شده که حتا صدای خودی هاشون رو هم در آورده و شده حکایت هر چه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک ! اما وقتی که خوب به دور و اطراف خودتون توی شهر نگاه میکنین متوجه میشین که همچین هم  بی ربط نگفتن و واقعن جوون های ما خیلی کار برای انجام دادن دارن و فقط چشم بصیرت میخواد که اونها رو کشف رمز کنه :

    شبها وقتی توی خیابون به سمت خونه حرکت میکنین جوون یا جوونهایی رو احتمالن در کسوت خفاش مشاهده میکنین که در تعقیب شما هستن و اگر فرصتی دست بده , خفتتون می کنن ! این خودش اشتغال در شب هست و بخش کمی از جوون های ما در این شیفت کار میکنن !
    - عصر که میشه یه عده جوون دیگه با لباسهای نارنجی خوشرنگ میان توی خیابون و تا ساعت 12 شب توی محله میچرخن و زنگ خونه ها رو میزنن و طلب ماهیانه میکنن ! اگه در گذشته سوپورهای شهرداری پیرمردها بودن , امروز جوون های 18 – 19 ساله در لباس مقدس سوپوری مشغول به کار هستن که کارشون دو بخشه . یکی سر کیسه کردن مردم و دومی حقوق گرفتن از شهرداری . تمام 30 روز ماه اینها هر شب زنگ خونه ت رو میزنن و ماهیانه میخوان ! حالا پول توجیبی میشه بهش گفت یا ماهیانه ؟ نمیدونم ولی اینو میدونم که اگه بهشون پولی ندی فردا هر چی آشغال توی محل هست یهو جمع میشه جلوی در خونه ت !
    - سر چهارراه ها هم که همیشه پر از جوون های فعال هست که به شغل شریف گل فروشی و اسپند دود کردن شیشه پاک کنی و فال فروشی و لنگ فروشی و جغجغه فروشی و مواد رد کردن و ... اشتغال دارن که این هم شغل مقدسیه و آمار بیکاری رو پایین میاره .
    - یه عده جوون هم داریم که از همه بیشتر مشغله دارن . اینها صبح که میشه از خونه میزنن بیرون و زیر آفتاب در گوشه ای میشینن تا دری به تخته بخوره و فرجی بشه و کاری گیرشون بیاد ! بسته به تخصصی هم که دارن از سطل رنگ بگیر تا بیل و کلنگ و ماله و لوله و اینا هم در کنارشون هست !
    - یه عده هم داریم که اینها به شغل مقدس درس خوندن مشغول هستن . فکر میکنن برن دانشگاه و بیان بیرون استخدام میشن و کار گیرشون میاد و میشن مدیر و اینا ... که البته آرزو بر جوانان عیب نیست ولی مساله اینه که این دسته باید ز گهواره تا گور دانش بجورن (!) تا دچار بیکاری نشن !!!! وگرنه به محض اینکه درس رو کنار بذارن , چیزی جز بیکاری در انتظارشون نیست .
    - یه عده جوون مرفه بی درد هم داریم که اینها کارشون خیلی سنگینه . صبح ها ساعت 11 از خواب بیدار میشن و دوشی میگیرن و صبحانه ای میخورن و کمی به سر و وضعشون میرسن و بعد سوار ماشین میشن میرن باشگاه بدسازی و هیکلی میسازن و چیزی میخورن و بعد سولار میگیرن و خوب که شکلاتی شدن بعد سوار ماشین میشن و میرن سراغ دختر بازی و تا نیمه شب چرخ میزنن و شب خسته و کوفته میان خونه و این روند همچنان ادامه داره ! باباهه پول میاره و بچه کیف میکنه .
    - یه عده جوون دیگه داریم که اینها بیش فعالی دارن ! چند نفری دور هم جمع میشن و گوشه ای توی بر و بیابون و باغی و ویلایی پیدا میکنن و از سر عصر تا بوق سگ فقط آب شنگولی میخورن و دنیا به چیزشونم  نیست و این وسط شاید چند تایی هم جنس لطیف هم دعوت کرده باشن و ...
    - یه عده دیگه داریم که اینها اهل بخوری جات هست و به مشغله دود و دم میپردازن که شغل بسیار حساسی هست . از علم شیمی بگیر تا پزشکی درش دخیله . تزریقات و مخلوط کردن مواد و پودر کردن قرص و اسنیف و ... که باعث میشه تا 8 ساعت آینده رو فضا باشن و فضاپیمایی کنن که اینهم شغل مقدسیه !
    - در بین خانم ها هم فعالیت زیادی دیده میشه ! آگهی های کاریابی زیادی وجود داره و شرکت هایی که وجود خارجی ندارن این خانم ها رو جذب میکنن و .... , اونها رو مشغول به کار میکنن ! گاهی هم البته متوصل به زور میشن و زورکی اونها رو مشغول به کار میکنن !
    - خود اشتغالی هم که این روزها خیلی اپیدمی شده . همون شغل شریف تن فروشی که اشتغال بخش تقریبن در حال بزرگ شدن جامعه زنان رو به خودش اختصاص داده و اینروزها اینقدر این شغل پر درآمد شده که غیرت مردهای ایرانی رو هم لولو برده و زنهای شوهردار هم برای تامین مخارج تن به این شغل بی دردسر و شدیدن پولساز میدن !!
    البته در کناره همه اینها مشاغلی مثل شستن پله ها و جارو کشی و حمالی و پیک موتوری و مسافرکشی و عملگی و چاه کنی و بساز بندازی و دلالی و کلاهبرداری و قاچاق و قوادی و سرقت مسلحانه و آدم ربایی و فروش زنان و دختران به عرب ها و قاچاق انسان و رفتن در تشکیلات دولتی و تشکیل مافیا و ... رو هم میتونین بهش اضافه کنین !

    خلاصه تا دلتون بخواد ما توی این مملکت کار داریم و برای همین هم هست که  معجزه هزاره اعلام میکنن که بیکاری تک رقمی شده . در واقع حق داره : اعتیاد خودش یه کاره . چاقو کشی و دعوا راه انداختن یه کاره . سر گذرها ایستادن و دختر بازی کردن یا دعوا راه انداختن یه کاره . مواد فروشی کار هست . خفت گیری کار هست . سرقت و آدم ربایی کار هست . تجاوز به زنها و دخترها کار هست . زورگیری کار هست . گدایی کار هست . تن فروشی کار هست . اغفال دخترها و فروششون به خانه های فساد کار هست . سوار ماشین شدن و الکی توی خیابون ها چرخیدن کار هست . سربازی رفتن کاره . وقت تلف کردن  خودش یک کار مفیده و خلاصه تا دلتون بخواد کار وجود داره ... غیر از اینه ؟

    منبع: shima

    نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 22:53 توسط masi|

    سلام سلام

    یه خبر داغ داغ داغ

    امروز داشتم تو سایتهای سینمایی چرخ می زدم و می خواستم ببینم فیلمهایی که قراره چند

    وقت دیگه اکران بشن چیا هستن که تو سایت هالیوود چشمم به عکسی که در زیر مشاهده

    می کنید افتاد!!

    واقعا خوشحال شدم...خییییییلی باعث افتخاره که یه ایرانی در صدر جدول top 10 celebrities

    هالیوودو بالاتر از جنیفر آنیستون(همسر قبلی برد پیت)-آنجلینا جولی-برد پیت-بریتنی اسپرز-

    جانی دپ و ...قرار گرفته!! باور نمی کنید؟؟؟؟؟ خودتون برید ببینید www.hollywood.com

    من فیلم body of lies رو دیدم..واقعا خیلی خوب و در سطح یه بازیگر حرفه ای هالیوود بازی

    کرده..با آرزوی موفقیتهای بیشتر برای او و هنرمندان ایرانی

    راستی منتظر فیلم میترا حجار هم که توی هالیوود بازی کرده باشد...

    بچه ها اینهمه بازدید می کنید اگه توی نظر سنجی بهترین استاد شرکت کنید و نظر هم بدید بد

    نمی شه ها!! به نفع خودتونم هست چون اساتید عزیز هم ازین وبلاگ بازدید می کنن.

    نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 11:3 توسط masi|

    سلام و سلام

    خوبید همگی ایشالا؟

    تو این چند روز که یه نمه هوا سرد شده دیگه کم کم همه لباسای گرم رو دراوردن و دانشگاه

    یه حال و هوای دیگه گرفته...

    بعضیا مثل من مریض شدن و ۱ هفته افتادن تو خونه بعضیا هم مثل ... مخشون

    ایراد پیدا کرده و مطلب چرت و پرت پست می کنن!

    خوب از اونجایی که این چند وقت از صحبتای بچه ها می شنوم که هی از فلان استاد تعریف

    می کنن و بعضیا هم می گن واییییی استاد فلانی چقدر افتضاحه و ای کاش با اون یکی فلانی

    (استاد) ور می داشتم.بنده یک عدد نظرسنجی اینجا قرار می دم و شما بفرمایید که به نظر

    شما کدوم یکی از اساتید عزیز از همه بهتر هستند...

    اینجوری معلوم می شه کدوم یکی بهتره و هم معلوم می شه کدوم بدتره و همه ازش

    ناراضین (با این نظر سنجی یه کمکی هم به ترم پایینیا می کنیم که بدونن ترم بعد با کدوم

    استاد بردارن)

    خوب حالا برای رای دادن به سمت راست صفحه(زیر منوی آمار بازدید) مراجعه کنید و رایتونو

    بدید...

    هرکسی هم دوست داشت دلیل رایشو تو قسمت نظرات توضیح بده...

    با تشکرات فراوان

    نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 1:17 توسط masi|

    ساعت ۶ صبح با صدای alarm گوشیم چشام باز می شه..دکمه قطع شدن صداشو می زنم و در حالیکه

    تو مخم دارم حساب می کنم چند دقیقه دیگه اگه بخوابم دیرم نمی شه چشامو می بندم و می گم

    اه اه باز باید برم توی اون...(اه رو به خاطر بچه هاش نمی گم..بلکه به خاطر فضاش می گم!)

    با لگد بابام و دادو بیدادش که می گه مگه تو امروز نباید بری اون خراب شده ۳ متر از جام می پرم..

    ساعتو نگاه می کنم می بینم ۶:۵۰ دقیقه است و من باید ۷ دم میدون باشم که با دوستم قرار دارم..

    تو دلم می گم واییی!!! چه افتضاحی!! یه لیوان شیر رو ورمیدارم و با یه قند گنده در یک ثانیه می خورم.

    سریع لباسامو می پوشم و در حال بستن بند کفش یادم میفته که کیفمو ورنداشتم(هه مثلا دارم میرم

    دانشگاه!)...یه لحظه ز جلو آینه رد می شم و می گم وایییییییی!!! قیافه رو!! حالا هرکاری هم می کنم

    مویی که سیخ شده صاف نمی شه!! نوروز پور زنگ می زنه::کدوم گوری هستی پس؟

    -اومدم علی...۲دقیقه دیگه اونجام!

    علی:بیا و در سال تحصیلی جدید تصمیم بگیر دیر نیای دیگه...

    -خوب بابا..اومدم

    ساعت ۷:۲۰ می رسم میدون و نوروزپور با چهره ای سرشار از عصبانیت و خشم بهم نگاه می کنه و

    ساعتو نشون می ده!!

    منم قبل از اینکه اون چیزی بگه میگم اه اه این راننده تاکسیه پیییر بود عین مورچه راه می رفت!

    تو راه دانشگاه هی به هم نگاه می کنیم و می گیم اه اه اه باز باید بریم اونجا یعنی؟؟؟!!

    تو مترو صدای خروپف یه پیر مرد بلند می شه...من و نوروز همدیگه رو نگاه می کنیم و یهو می زنیم زیر

    خنده..یه دفه نگاه همه میاد سمت ما...مردی که جلوی ما نشسته زیر لب می گه:جوونای مارو نگاه

    کن..دیوانه ها..مثلا دانشجوی مملکتن..!!!

    می رسیم دم در دانشگاه....حراست عزیز جلومونو می گیره...

    (اینجاهاش سانسور می شه...حوصله دردسر و تعهد دوباره رو ندارم!)

    می رسیم به دم در کلاس...تق تق تق

    درو باز می کنیم....بچه ها که اکثرا علکی خوشن و به همه چی می خندن وقتی می بینن تو کلاس جا

    نیست و ما باید بریم صندلی بیاریم شروع می کنن هر هر خندیدن...باشه بابا آفرین به شماها که زود اومدین!

    اسم استادو نمی برم چون مثل قبل برام دردسر میشه.....آقا شروع می کنه یه چیزایی واسه خودش

    می گه..از هر دری می گه....فکر کنم می خواد راجع به cpu صحبت کنه...بله بچه ها هارد دیسک

    اینجوریه...فلاپی اونجوریه...حالا درس  راجع به cpu هست!

    کلاس تموم می شه...من نوروزپورو نگاه می کنم..نوروزپورم با ناراحتی منو نگاه می کنه..می گه چیزی

    فهمیدی؟؟

    -نه!! تو چی؟ فهمیدی؟

    نهههههههههه باباااااا!!! ای به....(سانسور)

    از کلاس می ریم بیرون...توی محوطه یه عالمه آدم وایسادن و فقط حرکات همدیگه رو زیر نظر دارن!

    یاد اون فیلمایی میفتم که از کالج ها و دانشگاههای اونور آب دیدم...به نوروزپور می گم آخه چی می شد

    اگه ماهم تو دانشگامون باشگاه داشتیم؟ چی میشد اینترنت دانشگامون همیشه به راه بود؟

    چی می شداگه بوفمون یکم درست حسابی بود؟

    و ۱۰۰۰۰تا چی میشد دیگه..!!

    اونم می گه::هه هه عمو مسعود اینجا ایرونه...بیخیال...این توهما و آرزوها به عمر ما قد نمیده!

    امین حبیبی رو از دور می بینم...می گم آقا این اینترنت نمی خواد راه بیفته؟

    می گه فردا ایشالا....می گم آهان از همون فرداها که پارسالم می گفتی دیگه ها؟؟!!

    می گه:ای..گیر نده دیگه مسعود و بعدشم می خنده.

    هر گوشه دانشگاهو می بینیم دارن یه چیزی علم می کنن! کاش به جای این همه ساختمون یکم فضای

    سبز بیشتر و امکانات بیشتر..آخه اینهمه پول دادیم چی شد پس؟ اون ۵۰ تومن که اول کار بابت امکانات

    ازمون گرفتن چی شد؟ کو امکانات؟

    شاید امکانات یعنی قطعی اینترنت...شاید یعنی غذای بوفه..شاید یعنی برپایی چادر به مناسبت

    هفته دفاع مقدس...شاید..شاید این جمعه بیاید شاید..خبری در راه است..آب را گل نکنید..باد را ول

    نکنید!

    بعد از تموم شدن کلاسا هم خسته و کوفته و با یه دل پر غم بر می گردیم خونه هامون که چرا ما

    پیشرفت کردن و خوب زندگی کردن و تفریح کردن بهمون نیومده؟

    چرا از کل جهان ۲۰۰۰۰۰ سال عقبیم؟ چرا وزیر ارتباطات اینترنت ۱۲۸ به بالا را ممنوع می کنه؟

    چرا GPRS بعد از یک قرن وعده و وعید هنوز راه نیفتاده..؟

    و ۱۰۰۰۰۰ تا چرای دیگه مخمونو هنگ می کنه و با این فکر خوابم میبره و با صدی نوروز پور و تکونش بلند

    می شم و دورو برمو نگاه می کنم..می گه رسیدیم میدون./.

    همیشه تو تنهایی خودم به این فکر می کنم که شاید ۲-۳ سال دیگه یه مدرک آبکی بگیرم...

    بعدش ۲سال باید به خدمت مقدس سربازی برم و کافور بخورم تا قوای جنسیم کم بشه و با یه مشت

    دهاتی سرو کله بزنم...بعد از ۲سال تازه می خوام وارد بازار کار بشم!! آیا اصلا واسه من کاری هست؟

    آیا با این مدرک کسی بهم کار می ده؟ آیا حقوقش می تونه زندگیمو بچرخونه؟

    تکلیف تشکیل خونواده چی میشه؟؟ چرا نسل ما داره این بلاها سرش میاد؟؟

    ما چه گناهی کردیم؟؟ ما تاوان چی رو داریم پس میدیم؟ همه جوونا دارن معتاد می شن! واسه چی؟؟

    به قول بهرام:اینجا مهندس مملکت پشت دخل باکسیه(سیگار)....

    (ببخشید اگه توش غلط املایی داره! اینو ساعت ۱ بامداد روز۴شنبه نوشتم! و الان گوشیمو می ذارم

    روی زنگ و به فکر اینه فردا باز می خوام برم اونجا کم کم خوابم میبره)

    مسعود خیرخواه

    نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 1:4 توسط masi|

    حسین::
    سلام اینم عکس جدید گلشیفته !!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!-------->!؟<------ چرا؟؟
    این جوری دیگه لازم نیست موهاشو شونه کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!


                       



    عکس های گلشیفته فراهانی در اکران فیلم مجموعه دروغ ها در نیویورک

    عکس های گلشیفته فراهانی در اکران فیلمش در نیویورک

    به نظر من که خیلی تیپ افتضاحی زده...!! کاش یه مشورتی با سمیرا مخملباف و نیکی کریمی که سابقه حضور توی همچین جاهایی رو دارن می کرد..

    نه به اون حجابش و کلاه گیس گذاشتنش توی فیلم و نه به اینجوری ظاهر شدنش...

    اینجوری هم که بوش میاد دیگه راهی برای بازگشت به ایران نداره..

    به هر حال امیدوارم موفق باشه و حداقل برای فرش قرمز فیلمای بعدیش یه دستی به موهاش بکشه و یه لباس بهتر بپوشه.

    برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید...



    ادامه مطلب
    نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 2:10 توسط masi|

    تساوی در دربی شصت و پنجم

     

    شصت و پنجمین دربی تیم های استقلال و پرسپولیس با بیست و نهمین تساوی دو تیم به پایان رسید

    پس از تساوی نیمه اول دو تیم ، استقلال نیمه دوم را با یک تغییر در خط میانی آغاز کرد و مهدی امیرآبادی جایگزین هاشم بیگ زاده شد. در مقابل، پرسپولیس بدون تغییر نیمه دوم را آغاز کرد .

    در حالی که هنوز ثانیه هایی از نیمه دوم سپری نشده بود آرش برهانی روی غافلگیری خط دفاعی پرسپولیس گل برتری آبی پوشان را رقم زد. دقیقه ۴۵ پاس در عمق جباری ، آرش برهانی را در موقعیت تک به تک با مهدی واعظی قرار داد تا مهاجم استقلال با ضربه دقیق قفل دروازه پرسپولیس را باز کند.

    ادامه مطلب رو هم بخونید..جالبه


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 17:30 توسط masi|

    سلام و سلام و سلام

    دلم می خواست شنبه به مناسبت بازگشایی دانشگاه یک بروز رسانی داشته باشم که

    متاسفانه با مراجعه به خانه و مطلع شدن از قطعی تیلیفون و خاک بر سر شدن اینجانب مبنی

    براینکه پدر بزرگوارم فرمود تا قرون آخرش رو باید خودت بدی(آخه همش پول اینترنت بود.!!)

    که در نهایت قلکمو شکوندمو سکه ها و پس اندازامو رو هم ریختم تا تونستم تلفونو وصل کنم...

    خوب...شنبه تقریبا دانشگاه شلوغ بود و همه اونایی که گفته بودن ما که هفته اول عمرا

    دانشگاه نمیایم اومده بودن....خیلیا عوض شده بودن و خیلیا همونی بودن که قبلا هم بودن

    بدون هیچ تغییری..! جلسه اول هم که اساتید محترم نه گذاشتن و نه برداشتن هر کدوم تقریبا

    یک فصل کامل درس دادن وکل تابستون رو یک جا از دماغمون دراوردن...

    اینم یکی از هنرنماییهای بچه هاست که راجع به استاد خویش چنین سروده ست:

    استاد ما چه نازه....گوشاش چقد درازه(گوش کن چه می نوازه...به به...حافظا)

    Image and video hosting by TinyPic

    خلاصه کلاسا که تموم شد شنیدیم یک صدای نوای اصفهانی از ساختمون۲ به گوش

    می رسه...

    رفتیم داخل و فهمیدیم که در اون مکان محفل انس با قران برپا شده و قراره که افطاری هم

    بدن....

    Image and video hosting by TinyPic

    چشممون افتاد به اطاقی که توش افطاری ها رو گذاشته بودن.******* اینجاهاش

    سانسور می شه!

    Image and video hosting by TinyPic

    اخویون فعال بسیج هم به مناسبت هفته دفاع مقدس راهروها رو تزیین کرده بودن و

    عکسهای جبهه و جنگ هم توی راهرو ساختمون ۲ نصب شده بود..دستشون درد نکنه...

    Image and video hosting by TinyPic

    دانشگاه ما اصولا در اینجور موارد بسیار فعاله ولی در زمینه های رفاهی و امکانات از فعالیت

    کمتری برخورداره..!!

    اینترنت سایت هم طبق معمول قطع بود و خیلیا داشتن با شبکه اینترانت حذف و اضافه

    می کردن..

    یکی از مسولین سایت هم امیدواری عظیمی به همه داد و خیال همه رو راحت کرد که

    احتمالا پرتها قراره قطع بشه...

    خلاصه سالی که نکوست از بهارش پیداست..

    راستی بدینوسیله به اطلاع آهاد ملت اعم از پیر و جوان و خرد و کلان (وای بازم کلان...) می

    رساند که خط اتوبوس دانشگاه-شهریار نیز افتتاح گردید که بدینوسیله از زحمات مسئولین

    محترم تشکر می کنیم!

    البته اینم احتمالا مثل قضیه خطهای تاکسی دانشگاه-آزادی میشه..!

    نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 16:44 توسط masi|

    فرض کنیم از آن دسته دانش آموزانی هستید که ورود به دانشگاه خواب و خوراک را از شما ربوده است و به همین دلیل یکسال هر گونه تفریح و خوشی را بر خود حرام میکنید و با همه قطع رابطه می کنید و مثل یک حیوان شریف و زحمتکش (که به دلیل اینکه ممکنه بعضی دوستان ازش برداشت توهین آمیز بکنند اسمشو نمیارم) درس می خوانید و در نهایت موفق می شوید یک رشته 4 ساله در شهری غیر از شهری که ساکن هستید قبول شوید.این مقاله در نظر دارد نگاهی داشته باشد به تماس های تلفنی یک دانشجوی لیسانس صفر کیلومتر در یک شهر غریب:

    ترم اول(ترم جو گیریدگی): الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه.راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر OVER DOSE از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

    ترم 2(ترم عاشق شدگی):آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم.امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم...

    ترم 3(ترم افسردگی):الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام.....

    ترم 4(ترم زرنگ شدگی):الو سلام سکینه جون خوبی عزیزم؟منم شربتعلی! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...سکینه جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم......

    الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....

    ترم5 (ترم مشروطه گی):الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم...

    ترم 6(ترم ولخرجیدگی) : الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!

    ترم7 (ترم پاتوقیده گی):سلام داش مصی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم.نوکرتم.آقایی

    ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی):الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....


    اینم ببینید..جالبه!!! بازم صد رحمت به قلعه حسن خودمون...

    547

     

    نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16:41 توسط masi|

    زمان تشكيل كلاسها از هفته آينده:

    كليه كلاسهاي دانشگاه از روز شنبه 6 مهرماه آغاز ميشود.


    اطلاعيه بسيار مهم قابل توجه دانشجويان کارشناسي پيوسته - دروس ساختمان داده-مدار منطقي-مدار الکترونيکي:

    به اطلاع دانشجويانيکه دروس مدار منطقي يا ساختمان داده يا مدار الکترونيکي در روز پنجشنبه اخذ نموده بودند ميرساند، اين کلاسها بدليل بحد نصاب نرسيدن حذف شده اند و دانشجويان فوق به ساير کلاسهاي اين دروس منتقل شده اند. اين دانشجويان ميتوانند با مراجعه به سايت دانشگاه انتخاب واحد جديد خودرا مشاهده نمايند. در صورت بروز مشکل روز چهارشنبه 3 مهر صبح به گروه مراجعه نمايند.

    منبع:www.compfo.com

    نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 23:52 توسط masi|

    alt



    آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
    آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
    آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
    آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
    آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
    آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
    آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
    آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
    آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
    آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
    آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
    آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
    آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
    آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
    آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
    آخرين کلمات يک دوچرخه‌سوار: نخير تقدم با منه!
    آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!
    آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...
    آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
    آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
    آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
    آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
    آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همه‌اش سه نفرند...
    آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی: پس مکانيکه ميدونه که با دوست دخترش...
    آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
    آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...
    آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
    آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
    آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده...
    آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...
    آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
    آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
    آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
    آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
    آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
    آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
    آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟


    آخرین کلمات ا×××ی نژاد:::من امام زمانو دیدم!
    //////////// امیر جولایی:مسعود من یه مطلب نوشتم..بیا ببین خوبه؟!
    //////////// فردوسی پور:آقای دایی شما چرا باختید؟
    //////////// قلعه نویی:مقصر باخت تیم بازم من بودم...ببخشید
    //////////// مسعود مرادی:hand نبود
    //////////// یک فیلم فروش به من: آقا به خدا زیر نویس داشت..پرده ای هم نیست..
    //////////// خانم کربلایی:بچه ها همه کلاسا پر شده..!
    //////////// یاری: ایلده این ترم هم ثبت نام اینترنتیه..با سامانه مروارید
    //////////// رضازاده(اگه نمی کشید کنار): من 1تن می زنم..یا ابولفضل
    //////////// خودم: باباجون می شه ماشینو بدی من برم یه کاری دارم...

    اگه چیزی به ذهنت می رسه بهش اضافه کن

    نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 22:53 توسط masi|

    لذت سینما

     

    بعضی از ستاره ها در عالم هنر بعد از گذشت زمان تبدیل به اسطوره میشن. اسطوره هایی که با چند نسل ارتباط برقرار میکنند و فراتر از نسل خودشون گام بر می دارند. آل پاچینو از ” پدر خوانده” تا ” اسکارفیس” و “ریکروت” , رابرت دنیرو از ” پدرخوانده” تا ” راننده تاکسی” و ” اینسایدر” . این ها سینما رو مدیون خودشون کردند. هر کدوم از این دونفر فیلمهایی رو بازی کردند که میشه باهاشون طعم سینما رو مزه مزه کرد و وقتی لذت دیدن یک فیلم بیشتر میشه که این دو اسطوره رو در کنار هم در یک فیلم ببینیم.
    سیزده سال پیش این دو در یک فیلم  روبروی هم قرار گرفتند در شاهکاری از مایکل مان به نام ” مخمصه”. و حالا پس از سیزده سال در ۱۲ سپتامبر فیلمی اکران شد که این دو ستاره رو بازهم  درکنار هم قرار داده.
    فیلم ” قتل عادلانه ” به کارگردانی جان اونت…

    ادامه مطلب رو هم بخون جالبه(مخصوصا تیکه آخرش)


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 16:26 توسط masi|

    سلام بچه ها

    تاریخ و زمان حذف و اضافه رو از لینک زیر مشاهده کنید::

    http://shahryariau.ac.ir/azd.htm


    تحملم يه حدي داره


    اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين !......... بي خيالش
    اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن !.........خوب شده ديگه

    اگه يه دفعه هارد 60گيگابايت شما ویروس گرفت و همش پاک شد !.........پيش مياد ديگه

    اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه !.........ببازه

    اگه سر مراسم خواستگاري،همونجا،عروس خانوم گفت نه!.........ايشاالله خوشبخت بشه

    اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما !.........مسئله اي نيست

    اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6،ساعت 7 رفتين سر كار !.........دقيقا" رفتين سر كار

    اگه كفشي رو كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن !.........تعجبي نداره

    اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين !.........مباركه،عروسي رو كه نمي شه نرفت

    اگه گار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين !.........اينجوري هم يه صفايي داره

    اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده !.........حتما" حكمتي توي اون بوده

    اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن !.........لبخند بزنين

    اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گيري بلد نبودين !.........خودتون رو نبازين

    اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده !.........عيبي نداره بابا
     
    نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 3:3 توسط masi|

    آموزش Visual C# 2005 به فارسی
    Learn Visual C# - FARSI
    یه سوپرایز برای علاقمندان به برنامه نویسی با زبان C# . برای شما لینک دانلود کتاب آموزش فارسی Visual C# 2005 را که بصورت PDF می باشد آماده کردم امیدوارم لذت ببرید

    این کتاب شامل 18 فصل و 951 صفحه می باشد.
    حجم کتاب 12 مگابایت است.
    http://rapidshare.com/files/135965964/Learn_Visual_C__2005_Farsi.pdf

     


     

    دانلود مرور گر جدید و بسیار زیبای گوگل با نام Chrome
    alt

    خبر انتشار اولین مرورگر گوگل با نام Chrome اغلب کاربران و طرفداران اینترنت را به تکاپو برای دریافت و آزمایش آن انداخته و این در حالی است که به خاطر عرضه این محصول به صورت محدود در تعدادی از کشورهای جهان امکان دریافت آن برای کاربران ایرانی وجود ندارد. البته نگران نباشید! چراکه همیشه راه حلی برای این موارد وجود خواهد داشت ، اگر برای دریافت و نصب این مرورگر تلاش کرده باشید احتمالا به این نتیجه رسیده اید که امکان نصب آن به صورت آنلاین وجود ندارد اما راه حل دوم ، نصب این برنامه به صورت آفلاین است که امکان تست و بررسی این مرورگر را برای تمامی کاربران ایرانی فراهم آورده

    برای دانلود از لینک زیر استفاده کنید :
    http://rapidshare.com/files/142790975/offline_chrome_installer_1_.exe


    نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 23:9 توسط masi|

    سلام

    باز این دانشگاه ما اومد یه طرح نوین راه بندازه و کار دانشجوها رو راحت کنه طبق معمول ..د.

    البته چندتا از بچه ها به هزار زور و زحمت تونسته بودن از طریق اینترنت شهریه هاشونو پرداخت

    کنن ولی خیلیای دیگه مثل من مجبور شدن که طبق سنت ترمانه(یعنی مثل ترمای پیش)

    فیشها رو دست بگیرن و برن دانشگاه!!

    در بدو ورودمون به دانشگاه با توده عظیمی از سیاهی مواجه شدیم که جلوی ساختمون ۱ رو

    فرا گرفته بود...هرچی نزدیکتر می شدیم می دیدیم این توده شبیه آدم می زنه...با اندکی تفکر

    متوجه شدیم که اینها خانمهایی هستن که توی صف شهریه وایسادن!

    از شانس بسیار بسیار خوب ما یکی از دوستان برای ما تو صف وایساده بود و به محض مشاهده ما

    فریاد براورد که کدوم گوری بودید؟ بیاید توصف وایسید بابا پدرم در اومد...

    ما هم وایسادیم و بعد از چند لحظه مامور شهریه گفت سیستوم خرابه! که آه و ناله ملت روزه دار

    دراومد که در نهایت بنده خدا گفت فیشاتونو بدید من خودم می زنم تو کامپیوتر....

    اون صحنه ای که این آقا این حرفو زد از ایستگاه مترو صادقیه(وقتی مترو میاد) هم ۱۰۰۰۰۰ برابر بدتر

     بود و زیر دست و پا له شدیم!

    Image and video hosting by TinyPic

    خلاصه امیدوارم همتون تونسته باشید شهریه هارو پرداخت کنید...


    واما تصادف.......

    ای خدا چی بگم که به قول دوستم علی انگار هر ماه رمضون باید یه بلایی سر ما بیاد...

    بله در راه بازگشت از دانشگاه بودیم...توی جاده مخصوص....سوار بر اسب نقره ای(۲۰۶ نیما)

    خوش و خرم داشتیم بر می گشتیم و می گفتیم آخیییییش شهریمونو دادیم....

    داشتیم به یه ۴راه نزدیک می شدیم که چراغ سبز بود و ثانیه شمار روی صفر گیر کرده بود...

    نیما هم گفت تا قرمز نشده بریم...خلاصه که پارو رو پدال فشار داد و سرعت رفت رو ۶۰تا...

    خدا این بلا رو سر هیچکدومتون نیاره....

    وارد ۴راه که شدیم یه دفه دیدیم یه نیسان جلومون سبز شد...وای خدا عجب صحنه ای بود

    Image and video hosting by TinyPic

    سمت چپ ماشین محکم با نیسان برخورد کرد و من و بقیه هم که شوکه شده بودیم سریع خودمونو

    جمع کردیم...هنوز ماشین سرعت داشت و یک کامیون هم روبروی ما بود که خدا می دونه اگه نیما

    ماشینو به راست منحرف نمی کرد و به جدول نمی خوردیم و ماشین کیسه هوا نداشت

    الان بنده و علی و علیرضا و نیما توی سردخونه بیمارستان بودیم...

    Image and video hosting by TinyPic

    Image and video hosting by TinyPic

    خلاصه که خیلی شانس آوردیم که زنده موندیم...ایشالا ازین بلاها سر هیچکس نیاد

    خیلی مراقب خودتون باشید و پشت فرمون که می شینید جو گیر نشید..

    همه این اتفاقا توی ۴ثانیه رخ داد و باعث شد نیما ۲میلیون تومن پیاده بشه و صورتهای ما زخمی

     بشه...اون شوک و ترسی  که بهت دست می ده از همه چی بدتره...از دیروز تاحالا ۱۰۰۰ بار اون

    صحنه اومده جلوی چشمم و با خودم می گم کاش قبل از چهار راه به نیما می گفتیم صبر کنه...

    اما دیگه اون لحظه بر نمی گرده...

    کلا منظورم اینه که حالا خدارو شکر این حادثه تلفاتی نداشت ولی خدایی نکرده اگه یه وقت یه

    اتفاق بدی بیوفته دیگه هرچی هم بشینید و از خدا بخواید شمارو ببره به ۱دقیقه پیش غیر ممکنه...

    مواظب خودتون باشید>>

    نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 15:49 توسط masi|

    سلام سلام دوستای گلم

    آقایون و خانوما لیست دروس ارائه شده برای ترم بعد توی سایت دانشگاه تو بخش لیست دروس

    ارائه شده برید و هر درسی که می خواید توی قسمت جستجو بزنید ولیست کلاسها و اساتید و

    ساعتهاشو براتون میاره...

    که شما کد هر درس که مد نظرتونه یه جا یادداشت کنید و روز انتخاب واحد فقط اونارو وارد کنید

     و والاسلام...

    توضیحات بیشترم که راجع به انتخاب واحد توی بخش راهنمای سایت هست...

    اگه سوالی دارید بگید اینجا آدم زیاده که جوابتونو بده

    حالا والسلام(این اصلیه بود)

    نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 23:13 توسط masi|

    داستانی بسیار جالب از پیرمرد تنها و پسر باهوش

    alt

    پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.
    تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
    پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی . دوستدار تو پدر .
    پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :
    پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

     صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟

    پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .


    داستان آبدارچی شرکت مایکروسافت
    alt


    مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبهش کرد و تميز کردن زمينش رو - به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنين و همينطور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين...

    مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!»
    رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين. و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نميتونه داشته باشه.»
    مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد. نميدونست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه فرنگي بخره. يعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگيها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايهش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد ميتونه به اين طريق زندگيش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر ميشد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت ....

    پنج�سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده فروشان امريکاست. شروع کرد تا براي آيندهي خانوادهش برنامه ربزي کنه، و تصميم گرفت بيمه عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. وقتي صحبت شون به نتيجه رسيد، نماينده بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»


    نماينده بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين.. ميتونين فکر کنين به کجاها ميرسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد براي مدتي فکر کرد و گفت:

    آره! احتمالاً ميشدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت.

    نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 0:53 توسط masi|

    سلام

    اول از همه این خبرو بدم که خیلیا می خواستن بدونن که بلاخره شهریه ثابت این ترم چقدره...

    خوب به اطلاع آهاد دانشجویان  می رسونم که شهریه ثابت برای ورودی بهمن ۸۵ ناقابل

    مبلغ ۵۱۰۰۰۰ تومان و برای ورودی های ۸۶ مبلغ ۴۸۰۰۰۰ تومان می باشد!!!

    خیلی از دوستانم از من راجع به نحوه ثبت نام پرسیده بودن (تو دانشگاه) که ازشون

    می خوام این صفحه راهنمای ثبت نام  رو مشاهده کنن ایشالا که متوجه بشندگزج

    http://82.99.229.141/Help/E-Registration/ERegistration.aspx


    به نظر شما این ورودی دانشگاه ما کی می خواد یه نفس راحت بکشه؟

    Image and video hosting by TinyPic

    (واییییی نمی دونی عکس گرفتن با یه گوشی خوب و با کیفیت بالا چه حاااااااالی می ده!

    (قابل توجه آقای psf که می خواست اون گوشی عتیغه شو به من قالب کنه))(شوخی کردما!)

    هررررررر وقت ما اومدیم از اینجا رد بشیم با ۱۰۰۰۰ جور عمل شاغه (یا شایدم شاقه)

    مواجه شدیم..

    یه چیزی تو مایه های ۷خان رستم می مونه!!! یه مدت که خاکی بود و هر وقت یه باد

    میومد کورمی شدیم و تا ۲ ساعت باید سفله(یا شایدم سرفه-سلفه....یه همچین چیزایی)

    می کردیم!!

    فکر می کنم پارسال هم برای یه کاری جلوی دانشگاه کنده کاری انجام شده بود..

    حالا ما گفتیم خدارو شکر که بعد از اینهمه وقت جلوی دانشگاه رو آسفالت کردن حالا

    امروز رفتیم دیدیم دوباره دل و روده اون منطقه رو ریختن بیرون!

    به امید اینکه بلاخره اون منطقه یه نفس راحت بکشه


    واماااااااا.....

    قضیه اون عکاسه که رفته بود توی غار و از جن عکس گرفته بود و بعدشم مرده بود رو

     که یادتونه؟؟!!!

    خوب حالا با دقت به عکسهای زیر نگاه کنید عزیزان من::



    واقعا نمی فهمم این جفنگیات و مسخره بازیها کار چه کسایی می تونه باشه و هدفشون

     ازین خیال پردازیا چیه؟

    بعد از همین قضیه هم وقتی فهمیدن یه سری احمق وجود دارن که حرفاشونو باور می کنن

    قضیه اون دختره که قران رو آتیش زده بود و به یه موجود عجیب (شبیه کانگرو) تبدیل شده

    بود رو پیش کشیدن که اونم باز معلوم شد که مجسمه بوده....

    الان هرچی گشتم متاسفانه عکس اون مجسمه کانگرو رو پیدا نکردم

    (اگه کسی داره لینک کنه)

    نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 19:51 توسط masi|

    گلشيفته فراهاني ممنوع الخروج شد 

    درپي اقدام گلشيفته فراهاني براي بازي در فيلم مجموعه دروغها ، خروج وي از كشور ممنوع شد.


    در همين رابطه يك منبع آگاه به ايرنا گفت:گلشيفته فراهاني بازيگر زن سينماي ايران كه پيش از اين در فيلم سنتوري ايفاي نقش كرده بود ،به دنبال بازي در فيلم آمريكايي‪ Body of Lies‬در كنار بازيگران هاليوود چون لئوناردو دي كاپريو و راسل كرو و كارگرداني رايدلي اسكات ، پيشنهاد جديدي را براي بازي در يك فيلم هاليوودي دريافت داشت.
    اين منبع آگاه تاكيد كرد: گلشيفته فراهاني روز سه شنبه براي بررسي اين پيشنهاد تازه عازم هاليوود بود كه در فرودگاه از سوي دستگاه‌هاي ذيربط با حكم ممانعت از خروج مواجه شد.
    با آنكه شنيده‌ها حاكي از آن است كه بازيگران ايراني براي بازي در فيلم هاي خارجي موظف به اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هستند ، با اين حال وزارت ارشاد تا اين لحظه در برابر خبر بازي گلشيفته فراهاني در يك فيلم خارجي و ممنوع الخروج شدن وي موضعي اتخاذ نكرده است.


    اتفاقات جالب المپیک در ادامه مطلب




    ادامه مطلب
    نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 12:26 توسط masi|

    در مملکتی زندگی می کنیم که یک نفر، فقط و تنها فقط بخاطر

    حاضر نشدن در برابر یک حریف اسرائیلی، می شود اسطوره ملی و

    ده برابر کسانی که با تلاششان طلا گرفته اند پاداش می گیرد و

    اعتبار کسب می کند. با آرش کمانگیر! مقایسه اش می کنند و

    برایش سرود می سازند.

    آنوقت طرف در المپیک بعدی بدون حتی یک برد حذف می شود و

    معلوم می شود در المپیک قبلی بزرگترین شانس زندگی اش را

    آورده است و قرعه کشی به مرادش بوده است.


     

    حالا یک بازیگر ایرانی، می رود در فیلم ریدلی اسکات بازی می کند.

    کارگردانی که خیلی از ستارگان هالیوود آرزوی کار کردن با او را

    دارند. آن هم در کنار لئوناردو دی کاپریو و راسل کرو. بازیگرانی که

    خیلی از هالیوودیها دوست دارند در کنارشان کسب اعتبار کنند.

    در فیلم کسی بازی می کند که فیلمهایش تا کنون کمترین مشکل

    اخلاقی را در هالیوود و حتی جهان داشته اند. نقشی دارد که در

    آنونس فیلم دو بار دیده می شود. آنوقت مغضوب می شود و ممنوع

    الخروج و یقینا تا اطلاع ثانوی ممنوع التصویر!

    در مملکتی که آرش میراسماعیلی افتخار ملی است، اصلا عجیب

    نیست که گلشیفته فراهانی مغضوب باشد!

     

    این عکس متعلق به فیلم body of lies و به کارگردانی رایدلی

    اسکات کارگردان معروف هالیوود است که در آن گلشیفته فراهانی

    با لئوناردو دی کاپریو و راسل کرو همبازی شده که برای دیدن عکس

    های بیشتر و در سایز بزرگتر ” اسکرین شات ” بر روی اعداد 1 تا 6 و

    برای دیدن آنونس فیلم که مدت آن تقریباً 27/1 دقیقه است می

    توانید اینجا کلیک کنید.

    1     2     3     4     5     6

    حالا به نظر شما افتخار ملی کیه؟

    ادامه مطلب رو هم بخونید..


    ادامه مطلب
    نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 16:3 توسط masi|

    alt

    A 45 year old woman had a heart attack and was taken to the hospital. While
    on the operating table she had a near death experience. Seeing God she asked
    "Is my time up?" God said, "No, you have another 43 years, 2 months and 8 days to live.

    یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود .
    در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید
    آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.

    "Upon recovery, the woman decided to stay in the hospital and have a
    Face-lift, liposuction, breast implants and a tummy tuck. She even had someone come in and change her hair colour and brighten her teeth!
    در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد
    کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه هاو جمع و جور کردن شکم .
    او حالا کسی رو نداشت که بیاد و موهاشو رنگ کنه و دندوناشو سفید کنه !!.

    Since she had so much more time to live, she figured she might as well make the most
    of it. After her last operation, she was released from the hospital.

    از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت كه بتواند بيشترين استفاده را از اين موقعيت (زندگي) ببرد.بعد از آخرين عملش او از بيمارستان مرخص شد


    While crossing the street on her way home, she was killed by an ambulance.

    Arriving in front of God, she demanded, "I thought you said I had another 43
    years? Why didn't you pull me from out of the path of the ambulance?"

    در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد .
    وقتی با خدا روبرو شد او پرسید:: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟

    God replied: "I didn't recognize you .

    خدا جواب داد :من شمارو تشخیص ندادم!!!"
    نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 15:27 توسط masi|

    شرکت Hasselblad را معمولا طرفداران دوربین های حرفه ای میشناسند. و طبق معمول این بار هم دوربین جدید این شرکت در نوع خود یک شاهکار محسوب میشود. دوربین 50 مگاپیکسلی مدل H3DII-50 دارای سنسوری ساخت شرکت کداک است که در سایز 36 در 48 میلیمتر است. و این دوبرابر سایز سنسور دوربین های DSLR فول فریم است.با این سنسور هر عکس این دوربین 300 مگابایت حجم دارد. یعنی اگر من کارت حافظه ی 2 گیگابایتی خودم را روی این دوربین قرار بدهم فقط 6 عکس میتوانم بگیرم!

    نکته جالب دیگر در مورد این دوربین سرعت عکاسی 1 فریم در ثانیه است که برای چنین دوربینی خیلی خوب محسوب میشود. این دوربین در ماه اکتبر به بازار عرضه خواهد شد.قیمت؟ هنوز اعلام نشده. ولی گفته میشود که برای داشتن این هیولای عکاسی باید اتومبیل خود را بفروشید و حدود 37000 دلار پول آن را پرداخت کنید.

    نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 15:26 توسط masi|

    سلام بچه ها

    برنامه زمانبندی ثبت نام اینترنتی نیمسال اول 88/87

    اعلام شده است برای مشاهده مبلغ و مهلت و چگونگی

    ثبت نام ترم آتی روی لینک زیر کلیک کنید..

    http://shahryariau.ac.ir/azd.htm

    اگر سوالی یا مشکلی داشتید بگید تا حلش کنیم با هم.

     

    نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 20:12 توسط masi|

    از اونجایی که فعلا در یونی خبری نیست و همه چیز عادی پیش می ره و

    تروریستای ما هم در اوقات فراغت به سر می برن و اسلحه هارو غلاف کردن

    فعلا با اخبار و اتفاقای جدید آپ می کنم و اگرم از دانشگاه خبری شد و

    اطلاعاتی راجع به ترم بعد دستم اومد حتما خواهم نوشت..

    خدمت اون دوستمون که فرمودن عکسها باز نمی شه هم بگم که اگه

    منظورتون عکسای قدیمی وبلاگ هست که خوب طبیعیه چون هر عکسی که

    آپلود می شه بعد از چند ماه لینکش خراب می شه ولی اگه منظورتون اینه که

    عکسای جدید باز نمی شه احتمالا سرعت اینترنت شما پایینه چون من

    همیشه حجم عکسارو میارم پایین که سریعتر و راحتتر باز بشه!


    آماده باش جهان مجازی در آستانه بازی های المپیك پكن
     

    منبع: WinBeta.Net
    فرا رسیدن رقابت های المپیك مراجعه به اینترنت و نیز مشاهده محتوای چندرسانه ای در این مورد را به شدت افزایش داده و همین مساله باعث شده شركت های بزرگ سرویس دهنده اینترنت در جهان برای تامین پهنای باند مورد نیاز كاربران به حالت اماده باش دربیایند.


    به گزارش NetworkWorld، در حالی كه كمتر از یك هفته به آغاز رقابت های المپیك باقی مانده، مراجعه به جهان مجازی و وب برای كسب اطلاع در این مورد به شدت افزایش یافته است.

    از سوی دیگر برخی شركت های تجاری نیز برای مطلع نگهداشتن كارمندان خود از آخرین تحولات مرتبط با این رویداد مهم ورزشی دست به اجرای ابتكارعمل های جالبی زده اند.

    به عنوان مثال شركتی به نام Brunswick Corp، اعلام كرده با به كارگیری یك فناوری خاص به 20 هزار كارمند خود در سراسر جهان امكان می دهد تا ویدیوهای مربوط به مهم ترین رقابت های المپیك را به صورت آنلاین مشاهده كنند. اما از آنان خواسته تا بیش از یكی دو ساعت ویدیو تماشا نكنند تا دسترسی دیگر كاربران به این خدمات مختل نشود.
    این شركت ویدیوهای منتخب را از اینترنت بارگذاری كرده و در شبكه محلی خود ذخیره می كند تا كاربران راحت تر بتوانند به آنها دسترسی پیدا كنند.

    برخی موسسات تجاری دیگر نیز به علت نگرانی از احتمال از كار افتادن سایت های ارائه دهنده خبر و فیلم در زمان برگزاری رقابت های حساس ورزشی به علت مراجعه بیش از حد كاربران قصد دارند محتوای مورد علاقه مشتركان خود را در شبكه های محلی آپلود كنند.

    منبع خبر:
    خبرگزاری فارس

    مشترک سیم کارت اعتباری از ایذه برنده هواپیمای ایرانسل شد!
    منبع: WinBeta.Net
    با برگزاری مراسم قرعه کشی، برنده جایزه بزرگ جشنواره بهاری ایرانسل که یک هواپیمای تفریحی دو نفره همراه با آموزش و مجوز پرواز بود مشخص شد.

    این مراسم با حضور نمایندگان دادستانی کل کشور، صدا و سیما، مدیرعامل ایرانسل و اصحاب رسانه در محل شرکت ایرانسل برگزار شد. بدین ترتیب "احمدرضا سیفی" دارنده سیم کارت اعتباری ایرانسل از شهر ایذه استان خوزستان با 41 امتیاز برنده هواپیمای تفریحی دو نفره با آموزش و مجوز پرواز شد.

    بنا بر این گزارش در جشنواره بهاری ایرانسل که از 20 فروردین تا 7 تیر ماه سال جاری برگزار شد، تمامی مشترکین قدیم و جدید ایرانسل، به ازای هر 5 هزار تومان شارژ و مصرف خدمات سیم کارت اعتباری خود و یا به همین میزان پرداخت صورتحساب سیم کارت دائمی خود یک امتیاز دریافت کرده و با کسب حداقل 4 امتیاز در قرعه کشی هواپیمای دونفره ایرانسل شرکت داده شدند.

    همچنین تمام مشترکین جدید ایرانسل که از 20 فروردین تا 7 تیر ماه نخستین تماس را از سیم کارت خود برقرار و ثبت نام خود را تکمیل کرده بودند، در قرعه کشی 10 خودروی پژو 206 شرکت داده شدند.

    بر این اساس "مهران رجبی کیا"، "سکینه فرجی"، "مهرداد فردی" "سمیه بصیری"، "آذر نورالهی"، "طیبه تبریزی"، "محمدرضا یاری زاده"، "مسعود شایق"، "انور هادی قورقی" و "سید حسن موسوی نسب" از شهرهای کرج، شهریار، شوشتر، تهران، دزفول، قائم شهر و اهواز که همگی از دارندگان سیم کارت های اعتباری ایرانسل بودند، هر کدام برنده یک دستگاه خودردی پژو 206 از مجموعه جوایز جشنواره بهاری ایرانسل شدند.


    نسخه‌ ویرایش شده نرم‌افزار پیامك فارسی قابل دانلود شد
     
    منبع: WinBeta.Net
    نرم‌افزار پیام‌رسان یك سرویس ارزش‌افزوده برای ارسال و دریافت پیامك‌های فارسی با حجم بالاست كه امكان فشرده‌سازی تا 200 كاراكتر در یك پیامك در آن وجود دارد.

    در این نسخه ویژگی‌هایی از جمله امكان دسترسی به دفترچه تلفن، امكان درج شكلك‌ها، درج تاریخ شمسی در پیام‌ها، اضافه شدن جعبه‌ی ذخیره پیام‌ها، امكان ویرایش الگوها، اضافه كردن میانبرها به منوها، گزینه‌ها و صفحات و درج آیكون‌های گرافیكی نشان دهنده‌ی وضعیت پیامك‌ها در جعبه‌ها گنجانده شده است.

    درج تعداد پیام‌های خوانده نشده، ارسال نشده و پیش‌نویس در جلوی جعبه‌ها، تسهیل تایپ با صفحه كلید فینگیلیش، امكان تنظیم سرعت تایپ، اجرای خودكار برنامه با دریافت پیامك (بدون سوال از كاربر)، حذف سوال‌و جواب‌های امنیتی از كاربر هنگام اجرای برنامه یا ارسال پیامك هم از دیگر ویژگی‌ها است.

    دانلود:
    نرم افزار پیامک فارسی
    منبع خبر: خبرگزاری کار ایران
     

    نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 13:45 توسط masi|

    سلام بچه ها حال و احوالتون چطوره؟ تابستون بهتون خوش می گذره؟

    امیدوارم توی این تابستون گرم و کسل کننده برنامه های خوبی واسه خودتون ریخته

    باشید و حسابی خوش بگذرونید و استراحت کنید تا برای ترم بعد که برای بعضیامون

    ترم سختی هست آماده باشید.

    دیروز برای کاری رفتم یونی که چندتا تغییر قابل توجه دیدم که بد نیست شماهم اونها

    رو ببینید...

    اولین تغییر گلهای زیبایی بودن که با تلاش و زحمت مامورین شهرداری دانشگاه در

    محوطه جنب ساختمون فنی و مهندسی کاشته شده و یک سری هم اینجا که

    نمی دونم چطوری مختصات جغرافیاییشو بگم.خودتون ببینید.

    Image and video hosting by TinyPic

    واما تغییر دیگر چیزی شبیه سینک ظرفشویی هست که بچه ها بهش می گن

    آبخوری که واقعا معلومهخیلی روش کار شده و با مشاوره دانشگاه کمبریج و

    آکسفورد این رو ساختن!!!

     ...

    Image and video hosting by TinyPic

    واما نکته جالب دیگه نشریه ای هست که با همت بعضی از دوستان راجع به

    دانشگاه ما چاپ می شه و این هم جزیی از  اقدامات بسیار جالب هست که از کلیه

    دست اندر کاران تشکر می کنیم.

    و از نکات بد و بسیار مهم هم می شه به رفتن برق در دانشگاه اشاره کرد.حالا

     نمی دونم این وسط مقصر کیه ولی واقعا چرا برق دانشگاه هم مثل برق خونه ها

    قطع می شه؟

    پرسنل دانشگاه هم از این قضیه شاکی بودن چون الان اکثر کارها از طریق برق و

    کامپیوتر تو دانشگاه انجام می شه و وقتی برق قطع بشه انگار که دانشگاه تعطیل

    شده...بیچاره بچه ها هم که سر کلاسا

    ازشون بخار بلند می شد و معلوم بود که خیلی دارن عذاب می کشن.

    اخیرا یه دستگاههی به اسم ups اومده که در هنگام قطع شدن برق می تونه

    جایگزین شه و برق ساختمونها و مثلا دانشگاه رو تامین کنه که امیدوارم مسئولین به

    فکر باشن.

    امیدوارم همتون از تابستون لذت ببرید و هرجاکه هستید و هرکاری می کنید موفق

    باشید.

    نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 16:42 توسط masi|

    سلام

    واقعا نمی دونم از کجا و چجوری شروع کنم ولی واقعا این نمره هایی که از خودم و

    بقیه بچه ها می بینم بدجوری شوکه ام کرده...واقعا چرا؟

    همیشه همه می گفتن که دانشگاههای تهران شمال و مرکز و جنوب سختتر از

    دانشگاههای حومه تهران می گیرن و بدتر نمره می دن و از وقتی که ماهم شدیم

    تهران غرب انگار این بلایا داره سرمون میاد..

    آآخه واقعا موندم ما ترمای قبل هم همین قدر درس می خوندیم و تلاش می کردیم

    و نمره زیر ۱۲-۱۳ نداشتیم پس چرا این ترم نمره های همه انقدر اومده پایین و اکثر

    بچه ها نمرشون حول ۱۰-۱۱-۱۲ می چرخه و چرا انقدر درصد قبولی اومده پایین؟

    آنتنهای دانشگاه هم که رفتن زیراب منو پیش استاد حقی و بقیه زدن که مسعود به

    فلان استاد توهین کرده و بد نوشته و استادا رو مسخره می کنه و....

    ببین دوست عزیز و بدبخت من که رفتی راپورت دادی و استاد حقی هم ایمیلتو بهم

    نشون داد و من خودم اسمتو اونجا دیدم و فهمیدم کی هستی> من اگه اینجا چیزی

    می نویسم بعضیاش برای سرگرمیه بچه هاس و بعضیاشم برای انتقاد و بهتر شدن

    اوضاع دانشگاهه که مثل همین پستم باید به فکر چاره ای باشیم...شما هم به جای

    راپورت دادن و زیراب زدن بهتره بری کله ماهی بخوری تا هوشت زیاد شه و نمره

    بگیری عزیزم چون خراب کردن بقیه راه خوبی برای نمره گرفتن نیست!

    حالا از بحث اصلی دور نشیم ولی واقعا موندم که چرا استادها انقدر بد نمره

    می دن.؟؟!!

    مثلا استاد تاجداری روز اول فرمودن که ۱۰نمره تحقیق-۶نمره تمرینات و ۴نمره هم

    حضور کلاسی و ۲۰ نمره برای برگه امتحانه که نمره کل تقسیم بر ۲ می شه!!!

    من و چندتا از دوستانم که ۲۰ نمره تحقیق و تمرین و حضور کلاسی رو گرفتیم و سر

    امتحان هم که کتاب باز بود حداقل ۱۴ نمره نوشتیم و تازه یکی از دوستان هم که

    جلوی من نشسته بود و من برگشو دیدم کل سوالا رو نوشته بود ولی الان نمره ما ۱۰

    شده!!! آخه یعنی ما توی برگمون هیچی ننوشتیم که استاد همون نمره ۱۰ (تمرین و

    تحقیق ) رو برای ما رد کردن؟

    بعضی از اساتید هم ماشالا انقدر  عجله دارن که تا نمره رو اعلام کردن

    همون فرداش نمره رو نهایی کرده بودن  و قتی هم من بهشون میل زدم که استاد یه

    کمکی به ما بکنید گفتن شما باید قبل از اینکه من نمره رو نهایی کنم این ایمیلو می

    فرستادی(همون عکسی که چندتا پست قبلی گذاشته بودم) و بعضیها هم که مثل

    استاد تاجداری و استاد قربانی نمره هارو از اول نهایی اعلام کردن و فرصت

    هیچگونه اعتراض و تجدید نظری به بچه ها ندادن! آخه این یعنی چی؟؟

    یه مطلب دیگه هم که می خواستم بگم نمرات میان ترم هستش که واقعا معلوم

    نیست این نمرات چی می شه چون موقع  دادن نمرات پایان ترم اون نمرات میان ترم

    رو جمع نمی کنن و از یادشون می ره!

    اینهمه درس خوندیم و در طول امتحانا تلاش کردیم و شب و روز بیدار بودیم تا نمره

    خوبی بگیریم...

    یعنی واقعا این نمره ها مال ماست؟

    خوب حالا نظر شما جیه و شما می گید مشکل از کجاست و چی می تونه باشه و

    چه باید کرد؟

    نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 16:52 توسط masi|

    خسرو شکیبایی درگذشت
    مروری بر زندگی و آثار «خسرو شكیبایی»...
    «خسرو شكیبایی» هنرمند فقید، بعد از دریافت آخرین جایزه‌اش برای فیلم «اتوبوس شب» گفته بود: بردن این جایزه یك جور لطف خدا در مورد من بود...
    «خسرو شكیبایی» بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ساعت ۹ صبح امروز جمعه ۲۸ تیر در سن ۶۴ سالگی به علت نارسایی قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.
    در شناسنامه اسمش «خسرو» است ولی خانواده و بچه محل‌ها او را «محمود» صدا می‌كردند. خسرو شكیبایی متولد فروردین ۱۳۲۳ در خیابان مولوی تهران.
    پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ۱۴ ساله بود بر اثر سرطان از دنیا رفت.
    او قبل از اینكه وارد عرصه تئاتر شود ، در حرفه‌هایی چون خیاطی و كانال سازی وآسانسور سازی كار می‌كند. در ۱۹ سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر می‌رود و بعد از مدتی به عباس جوانمرد ، معرفی و به صورت كاملا حرفه‌ای بازیگر تئاتر می‌شود.
    او تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد. او تا پیش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعالیت داشت و فعالیت حرفه ای در عرصه سینما را با بازی در فیلم «خط قرمز» (۱۳۶۱، كیمیایی) آغاز كرد اما سرآغاز دوره تازه فعالیت بازیگری شكیبایی را باید فیلم «هامون» (۱۳۶۹، مهرجویی) دانست. او به خاطر بازی در این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را در هشتمین جشنواره فیلم فجر به دست آورد. او همچنین برای بازی در فیلم «كیمیا» (۱۳۷۴، درویش) بار دیگر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد و برای فیلم‌ «سالاد فصل»(۱۳۸۳،جیرانی) نیز سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مكمل را به دست آورد.
    این بازیگر همچنین برای فیلم «كاغذ بی خط» تندیس حافظ را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر دریافت كرد و در سال ۱۳۸۶ تندیس جشن یازدهم خانه سینما را برای فیلم «اتوبوس شب» از آن خود كرد.
    «خسرو شكیبایی» اخیرا در دومین جشن منتقدان سینمایی، جایزه یكی از برترین بازیگران سی سال سینمای پس از انقلاب را روی صحنه از دستان محمدباقر قالیباف، محمد خزاعی و محمدرضا جعفری‌جلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.
    تله‌فیلم‌های «بختك» ساخته یوسف صیادی، «پیوند» ساخته سعید عالم‌زاده و «آشیانه‌ای برای زندگی» ساخته حمید طالقانی از آخرین كارهای شكیبایی بود.
    شكیبایی بازی در نمایش‌هایی چون زیر گذر لوطی صالح، سنگ و سرنا، لحظه،‌كتیبه، پنجه عدالت، صیادان، سمك عیار، همه‌ پسران من، شب بیست و یكم و بیا تا گل برافشانیم، مجموعه‌های تلویزیونی مدرس، روزی روزگاری، خانه سبز، سرزمین سبز، كاكتوس، تفنگ سرپر و در كنار هم را در كارنامه خود دارد.
    او برای فیلم‌های «یكبار برای همیشه»، «سایه به سایه» و «كاغذ بی خط» نامزد دریافت سیمرغ بلورین بوده است. خط قرمز، دادشاه، صاعقه، رابطه، دزد و نویسنده، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابلیس، جستجو در جزیره، سارا، پرواز را بخاطر بسپار ، یكبار برای همیشه، بلوف،
    كیمیا، پری ، درد مشترك ، لژیون ، سایه به سایه، خواهران غریب، سرزمین خورشید، عاشقانه ، روانی، زندگی ، دختردایی گمشده، میكس،
    دختری بنام تندر، كاغذ بی‌خط ، مزاحم، اثیری، صبحانه برای دو نفر، ازدواج صورتی، سالاد فصل ، حكم، ستاره‌ها ، عروسك فرنگی، چه كسی امیر را كشت؟، دلشكسته، دوشیزه باران، حیران، از جمله كارهای سینمایی وی بوده‌اند.
    خسرو شكیبایی علاوه بر هنرنمائی درنقش آفرینی در سینما و تئاتر، برخی از شعرهایی سهراب سپهری دكلمه كرده است و در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر نیز بازیگر و گوینده تیزر جشنواره بوده است.
    «خسرو شكیبایی» ۱۳ مهر سال گذشته نیز به دلیل حادشدن بیماری‌اش و ابتلا به دیابت در بستری شده بود اما به درخواست خودش، این خبر تكذیب شد.
    خسرو شكیبایی برنده تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد در جشن یازدهم خانه سینما، گفت: در میان مردم مرسوم است كه آن را كه بیشتر به دیده می آید و گره ژانر به دست او باز می شود، به عنوان بازیگر اول می‌شناسند، اما بردن این جایزه یك جور لطف خدا در مورد من بوده، درست است كه این نقش برایم یك مقدار سخت بود به این علت كه در جاده‌ای كه ما می‌رفتیم در هر لحظه اش خطرات مختلفی وجود داشت، مثل چپ كردن اتوبوس و... همین طور فرصت نداشتیم تمرین كنیم كه ببینیم قلق آن چگونه است و حتی دو بار هم نزدیك بود كه در یك زاویه ۹۰ درجه ماشین چپ شود اما به هر حال لطف خدا بود؛ چون ۴۳ نفر در آن اتوبوس بودند و من اگر سكاندار آن بودم حتماً دستی روی شانه من و حتی روی شانه كیومرث پوراحمد بوده كه این فیلم ساخته شده است. آنجا حتی باران هم كه می‌آمد، خوب بود و از آن استفاده می‌شد.
    شكیبایی در مورد اولین كار پوراحمد در خصوص سینمای جنگ و اعتمادش به وی اظهار كرد: «وقتی كسی كارگردان هست دیگر فرق نمی‌كند، اگر صد فیلم بسازد، صد و یك‌اش را هم اگر در ژانر دیگری باشد می‌سازد. یك كارگردان جدا از هر چیزی كه منسوب به اوست، باید چیزی مانند ژن در وجودش باشد كه بتواند هر نوع فیلمی را بسازد و از آنجایی «اتوبوس شب» اولین كار جنگی كیومرث است، آن را دوست دارم.
    او می‌افزاید: «از طرفی من فكر می‌كنم دلنوشته های حبیب احمدزاده، پوراحمد را به سمت این فضا كشانده و بر روی آن تأثیر گذاشته است.»
    شكیبایی برای اولین بار توانسته در جشن خانه سینما به دور از مشغله‌های كاری‌اش شركت كند و دور قبل نیز تنها پیامی برای جشن فرستاده بود كه خود در این‌باره می‌گوید: «خجالت می‌كشم كه نتوانستم برایشان كاری انجام دهم، چرا كه آنجا كسانی حضور داشتند كه وقتی به یادشان می‌افتیم بدنمان حتی برای لحظه‌ای و می‌لرزد؛ یعنی یك اتفاق روحی است كه به صورت فیزیكال هم احساس می‌شود، من دیشب جعفر والی را دیدم و بسیاری عزیزان دیگر مثل عزت الله انتظامی، محمدعلی كشاورز، علی نصیریان و... پرویز پرستویی هم كه یك استثناست و چه اجرای زیبایی داشت و چقدر برای مخاطبش احترام قائل بود و... شاید اگر به بعضی از ما كه جز بازیگری كاری نكرده‌ایم و آبرویی در این زمینه داریم بگویند بیایید و كار اجرا انجام دهیم، می‌ترسیم برویم به سمتش، اما پرویز آن را به خوبی انجام داد.»

    خبرهاي تکميلي از درگذشت خسرو شکيبايي

    خسرو شکيبايي ساعت 3 و 45 دقيقه صبح امروز پس از بروز مشکل نارسايي قلبي به بيمارستان پارسيان تهران منتقل شد که پس از دوبار ايست قلبي و تلاش پزشکان براي باز گرداندن او در ساعت 9 صبح در گذشت.

    حمزه اي؛ سر پرستار بيمارستان پارسيان در گفتگو با خبرنگار سرويس هنري برنا گفت : خسرو شکيبايي ساعت 3 و 45 دقيقه صبح امروز در حالي به بيمارستان انتقال داده شد که با مشکل شديد تنفسي و فشار خون پايين مواجه شده بود و ما بالا فاصله مراقبت هاي ويژه پزشکي را در مورد ايشان آغاز کرديم.
     
    وي در ادامه افزود : آقاي شکيبايي از قبل نيز دچار بيماري هاي سرطان کبد و هپاتيت C بود و با توجه به اين شرايط مراقبت هاي پزشکي ويژه اي در نظر گرفته شد. اين مراقبت ها تا ساعت 8 صبح که بيمار دچار ايست قلبي شد ادامه داشت . پس از ايست قلبي با استفاده از شوک برقي دوباره آقاي شکيبايي احيا شد .
     
    حمزه اي همچنين گفت : حدود ساعت 9 صبح براي بار دوم آقاي شکيبايي دچار ايست قلبي شد که اين بار تلاش هاي پرسنل بيمارستان جواب نداد و ايشان فوت شدند.
     
    سرپرستار بيمارستان پارسيان در ادامه افزود : در حال حاضر پيکر آقاي خسرو شکيبايي در سردخانه بيمارستان قرار دارد و فرزند ايشان در مورد محل تشييع پدرشان تصميمات را به خانه سينما و انجمن سينما واگذار کرده اند.
    نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:58 توسط masi|

    سلام بچه ها

     

    از همتون خواهش می کنم روی لینک زیر کلیک کنید::

     

    http://i36.tinypic.com/2hfhtkw.jpg

     

    ببینید و نظرتونو بگید.

     

    فقط خواهشا اسمی از استاد نبرید یعنی نگید فلان استاده فقط نظرتونو بگید..همین

     

    مرسی!

    راستی نمره های برنامه سازی پیشرفته(استاد حسینی) و اخلاق(استاد احمدی)

     

    و معادلات(استاد رستمی) و فیزیک۲(استاد اسماعیلی ادبی) هم اعلام شده.

     

    برای مشاهده نمره هاتون روی لینک زیر کلیک کنید و شماره دانشجویی و شماره

     

    شناسنامتونو بزنید و برید یه قسمت تجدید نظر و نمرتونو ببینید و اگه اعتراض داشتین

     

    جلوی نمرتون تجدید نظر رو بزنید..

     

    http://78.39.187.3/Portal/Std/inout/StdLog.aspx

    نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 18:27 توسط masi|

    سلام بچه ها

    شاید برای گفتن این مطلب یکم دیره ولی واسه اونایی که نمی دونن بگم که

     از این به بعدهمه کارها یعنی دیدن نمره-اعتراض-دیدن کارنامه-انتخاب واحد و.....

    فقط از طریق سایت دانشگاه انجام می شه...

    درضمن برای باز کردن سایت دانشگاه و قسمت ورود به دانشجو از

     نرم افزار Fire fox استفاده کنید چون مثل اینکه اینترنت اکسپلورر با سایت

     ما مشکل داره!!

    لینک این نرم افزار رو هم اینجا می ذارم تا اونایی که ندارن دانلود کنن...

    خیلی از اکسپلورر بهتره

    fire fox 3 download

    اونایی هم که هرچی زوور می زنن و بازم نمی تونن نمرشونو ببینین روی این لینک کلیک کنن

    http://78.39.187.3/Portal/Std/inout/StdLog.aspx

    تا الان نمره های برنامه سازی پیشرفته و مدار الکتریکی اعلام شده!

    که برای اعتراض جلوی نمرتون گزینه تجدید نظر رو بزنید..

     

    نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 16:23 توسط masi|

    اینم از نمرات برنامه نویسی پیشرفته استاد حقی:

    http://www.compfo.com/web/Nomreh862/C++Kashani.jpg


     

    نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 23:45 توسط masi|

    یه چند مدتی هست که اتفاقات جالبی در ایران و مخصوصن در تهران در حال رخ دادنه که آدم با شنیدنشون شاخ در میاره !

    یکی از اونها  ارائه جدول خاموشی های تهران هست که امروز منتشر شد ! چند نکته جالب این طرح داره که خیلی خوبه بهش بپردازیم ! تا قبل از انتشار این فهرست که در تمام سر لیست ها هم ذکر شده که بنا به خواست مردم بوده (!) " تا دیروز مردم رو نمیشناختن " خاموشی برق در هفته یک تا دو بار اتفاق می افتاد ولی طبق این جدول خاموشی ها هر روزه ثبت شده . در واقع این خواستن مردم از شرکت توانیر ایران مبنی بر ارائه ساعتی خاص برای اطلاع از زمان قطع برق و خاموش کردن لوازم برقیشون انگار مجوزی شرعی به این وزارت خونه کذایی داده تا هر روز برق مردم رو قطع کنن و منتی هم سرشون بذارن که ببینین ؟ بهتون اطلاع دادیم و روزی دو ساعت برق بی برق ! از طرفی وقتی به آدرس مناطق خاموشی برق تهران نگاه میکنی دو نکته بسیار جالب رو متوجه میشی ! نکته اول اینکه خیابان هایی که وزارت خانه ها و ادارات دولتی و سازمانهای دولتی و سفارت ها در اون واقع شده , مثل خیابان تخت طاووس , اصلن در این فهرست جای نداره و خاموشی برق ندارن و مخصوصن بعضی محلات شهر تهران مثل گیشا و نیاوران و شهرک محلاتی و چندین منطقه خاص (!) که انگار آغازاده نشین هستن , هم در این جدول ذکر نشده . نکته دوم این هست که بطور اتفاقی شرکت ها یا مناطقی که بعضی سازمانهای دولتی در اون قرار گرفته زمان خاموشی اونها رو طوری تنظیم کردن که به نیمه شب افتاده و عملن یعنی هیچ خاموشی ای رو تحمل نمیکنن چون هیچ شرکت و اداره دولتی ای نیمه شب باز نیست و نهایت 5 بعد از ظهر همگی تعطیل میشن ! باز هم میبینیم شاهکار اداره برق افتاد به گردن مردم بدبخت !!!!!! فقط خوشا به مردمی که منازلشون در حوالی خانه آغازاده هاست ...


    گرون شدن ارسال اس ام اس های لاتین از امروز هم اتفاق جالب دیگه ای بود که رخ داده ! کاری که باید زمانیکه تکنولوژی موبایل به ایران وارد شد انجام میگرفت نه اینکه بعد از بیش از 10 سال از ورود موبایل به ایران تازه به فکر بیافتیم برای حمایت از خط و زبان پارسی , اس ام اس های پارسی رو ارزان و لاتین رو گرون کنیم . اونم زمانیکه زبان اصلی همه موبایل ها انگلیسی هست و فقط آدم های بیسواد کم سواد هستن که موبایلشون رو فارسی میکنن و در ضمن وقتی هم زبان موبایل رو فارسی میکنی کلن نمیتونی باهاش کار کنی چون ترجمه لغات و منوهای موبایل به فارسی واقعن احمقانه و خنده دار و بی مفهمومه و اینقدر زبان لاتین در جامعه جا افتاده که ما امروزه در محاوره عادی هم اصطلاحات لاتین کامپیوتری و موبایلی رو بکار میبریم . حالا این سیاست میتونه درست زمانیکه دنیا داره به سمت زبان انگلیسی یا زبان بین المللی حرکت میکنه , یک پس رفت از جهان و علم و تکنولوژی و علوم روز تلقی بشه یا یک پیشرفت ؟!؟ چیزیه که خود آدم باید عقل داشته باشه و درکش کنه ! مسلم اینکه اون کسانیکه تا امروز اس ام اس انگلیسی ارسال میکردن باز هم این کار رو میکنن و خوشا به حال جیب گشاد و بدون انتهای مخابرات با مزخرفترین سرویس های موبایلش !!!!! ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که در هر ماه چند میلیون تومان فقط هزینه ارسال اس ام اس های نرسیده به مقصد به جیب مخابرات میره ... به علت خرابی و عدم کیفیت تجهیزات آنتن دهی موبایل در ایران !!
    یک برنامه ای رو هم شرکت مخابرات امروز اقدام به توزیع کرده که بوسیله اون میتونین پیغام فارسی ارسال کنین . مسخره بودن این برنامه اینه که بیشتر از 70 کاراکتر رو نمیتونه ارسال کنه ولی به شما نشون داده نمیشه در واقع وقتی شما پیغام فارسی ارسال میکنین به دلیل حروف بیشتر و استفاده از یونیکد , در واقع یک پیغام شما از سوی دستگاههای مخابرات 2 پیغام به حساب میاد و در نهایت اختلاف نهایی یک پیغام فارسی با یک انگلیسی فقط 4 تومان میشه سوای اینکه به هیچ نرم افزار ایرانی – دولتی ای نمیشه و نباید اعتماد کرد و از کجا معلوم وسیله ای برای شناسایی شما نباشه و فردا به دلیل ارسال مثلن یه پیغام جوک در مورد ا... نژاد , اونجاتونو پرچم نکنن ؟!؟


    رسمی شدن کارت ملی بجای شناسنامه از امروز جای شکر داره و لازم نیست یه دفترچه یه منی رو دائم با خودت اینور اونور ببری ! اگه در کشوری خارجی پناهنده یا مقیم شده باشین میدونین که به محض اینکه با اجازه اقامت شما در اون کشور موافقت بشه , به شما یک کارت شناسایی داده میشه که عکس و امضا و شماره ویژه شما روی اون حک شده و این کارت هر جایی که برین چه تیمارستان چه بیمارستان چه اداره پلیس و مهاجرات و هر جایی , باید همراهتون باشه و هر اقدامی هم میکنین اون چند رقم شماره از شما درخواست میشه و کاری به باقی چیزها ندارن و مثل زندانی ها با اون ارقام شناخته میشین . مشابه این اقدام رو دولت ایران با پروژه کارت ملی انجام داده و حالا شما آب بخورین دولت میدونه کجا هستین و کی هستین . اقدام خوبیه ولی خیلی دیر !!! شناسنامه ها از امروز کنار گذاشته شدن و تنها برای مواردی مثل ازدواج به درد میخورن و بس ! حسن این کار اینه که تجارت شناسنامه و خیلی از جعل ها جلوش گرفته شد و از طرفی هم شما بیشتر زیر فیلتر حکومت قرار گرفتین !! چیزی که در 100 سال آینده چیزی شبیه به فیلمهای علمی تخیلی میشه و شما با ارقام و یا در آینده با سنسورهایی در بدنتون در حد نانو در هر جای این کره خاکی شناخته میشین !!!!!!!


    به سلامتی برنامه فایر فاکس 3 نسخه نهایی هم منتشر شد ! این برنامه رو حتمن بگیرین و ازش لذت ببرین . دلایلی که میشه ازش لذت برد اینه که این برنامه سیستم شما رو کند نمیکنه ولی اسکپلورر سیستم رو بعد از چند روز کند میکنه و هر چقدر بیشتر باهاش کار بشه کندتر میشه ! سوای اینکه بسیار نا امن هست و خیلی باگ داره . در صورتیکه فایرفاکس امنیت خیلی خوبی داره و اکستنشن های جالبی روش نصب میشه از جمله فیلتر شکن با یک کیلک و یا باز کردن سایت فلیکر بدون حتا یک کلیک !!!! که همه اینها سوای سرعت بالاتر و اشغال شدن کمتر حافظه و بسیاری مزیت های دیگه اون قابل تامله با حجمی حدود هفت مگابایت !

    نظر نظر یالا

    نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 0:41 توسط masi|

    نسخه نهایی موزیلا فایرفاکس 3 ارائه شد
    منبع: WinBeta.Net
    سرانجام انتظار ها به پایان رسید و با فرا رسیدن تاریخ 17 ژوئن کمپانی موزیلا نسخه ی نهایی از مرورگر بسیار محبوب و قدرتمند خود یعنی Firefox 3.0 را همان طور که قول داده بود با قابلیت هایی جدید عرضه کرد.

    این نسخه از مرورگر FireFox نیز همانند نسخه های پیشین کاملا رایگان بوده و در ادامه پروژه ی پژوهشی شرکت Mozilla ساخته و ارائه شده است.

    پروژه ساخت و توسعه مرورگر اینترنتی صفحات وب فایرفاکس (پیش از این با نام فایربرد خوانده می شد و قبل از آن نیز با نام فونیکس) با هدف ارتقاء در بخشهایی همانند محیط بصری نرم افزار، چندکاربردی بودن مرورگر در سیستم عاملهای گوناگون و افزوده شدن امکانات به آن مرتباً از طرف بنیاد غیر انتفاعی موزیلا دنبال می شود.

    فایرفاکس، مرورگی کم حجم، با سرعت بالا جهت نمایش صفحات وب و قابلیتهای فراوان است که از جمله آنها می توان به امکان مشاهده صفحات وب به صورت Tab اشاره داشت.

    تغییر شکل ظاهری، برطرف شدن مشکلات امنیتی، تسریع در بازکردن صفحات وب، پشتیبانی بهتر از استاندارد های وب بخصوص CSS، افزایش پایداری و ثبات نرم افزار از جمله مهمترین تغییرات در موزیلا فایرفاکس 3 می باشد.


    دانلود: نسخه نهایی موزیلا فایرفاکس 3 - ویندوز
    دانلود: نسخه نهایی موزیلا فایرفاکس 3 - سایر زبانها و سیستم عامل ها
    مشاهده: سایت رسمی Mozilla
    نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 23:40 توسط masi|

    نام دختر دانشجو دانشگاه زنجان
    عکس تزئینی و مربوط به تحصن دانشجویان در حادثه تعرض مسئول حراست دانشگاه به دختر دانشجو در کرمانشاه می باشد .

    هفت تیر ۷tir.com
    گزارش ویژه : حدود دو هفته پيش دکتر حسن مددي ، معاون دانشجويي و از اعضاي اصلي کميته انضباطي دانشگاه زنجان، طي نامه اي که به خوابگاه کوثر (از خوابگاه هاي داخل شهر دانشگاه زنجان) مي فرستد ، بدون ذکر هيچ دليلي از خانم “الف” درخواست مي کند به وي مراجعه کند . مسوولين خوابگاه با توجه به غير معمول بودن اين درخواست به دانشجوي مذکور اظهار مي دارند احتمالا جهت انتقال وي به خوابگاه داخل دانشگاه ، احضار شده است.

    فرداي آن روز “الف” به دفتر معاونت دانشجويي مراجعه مي کند . دکتر مددي ابتدا بحث را با مشکلات آموزشي اين دانشجو آغاز مي کند ولي در ادامه وارد مسايل اخلاقي و روابط خصوصي او می شود و براي اين که موارد مورد ادعای خود را با خانواده “الف” در ميان بگذارد ، شماره تلفن پدرش و خودش را درخواست مي کند.

    از فرداي آن روز دکتر مددي هر روز با تلفن هاي پياپي ، آسايش را از اين دختر سلب کرده و هر بار به بهانه اي از وي مي خواهد به دفترش مراجعه کند و در اين ديدارها روابط “الف” با دانشجويان پسر دانشگاه و مسايل اخلاقي ديگر را مطرح کرده و او را مورد مؤاخذه قرار مي دهد.

    برای خواندن ادامه روی ادامه مطلب کلیک کنید


    ادامه مطلب
    نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 23:56 توسط masi|

    استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند : پنجاه گرم , صد گرم و ...استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقاً وزنش چقدر است.

    اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
    شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی‌افتد.


    استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟
    یکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد می‌گیرد.
    حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
    شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.


    استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟
    شاگردان جواب دادند: نه
    پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من چه باید بکنم؟
    شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.


    استاد گفت: دقیقاً. مشکلات زندگى هم مثل همین است.
    اگر آنها را چند دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
    اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.
    فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
    به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می‌آید، برآیید...

    امیدوارم بچه های گل دانشگاهمون مشکلی تو زندیگشون نداشته باشن)

    نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 0:23 توسط masi|

    برنامه زمانبندي ثبت نام دوره تابستان 87:



    كليه رشته ها - وروديهاي 81 - 82 - 83 - روز پنج شنبه 20 تيرماه 87
    كليه رشته ها - وروديهاي 84 و مهر 85 - روز شنبه 22 تيرماه 87
    كليه رشته ها - وروديهاي بهمن 85 و 86- روز يكشنبه 23 تيرماه 87

    ضمنا انتخاب واحد، اينترنتي بوده و رمز عبور هر يك از دانشجويان بر روي كارت امتحاني
    نيمسال دوم 87-86 آنها درج شده است.


    آخ جون بلاخره دانشگاه ما هم پیشرفت کرد...بلاخره ما هم می تونیم اینترنتی انتخاب واحد کنیم..

    ای خدا یعنی من خوابم یا بیدار؟ یعنی ممکنه؟


    نوشته شده در تاریخ20خرداد1387(سیر تکاملی دختران)0 magnify
    سیر تکاملی دخترا:
    سال 1230
    مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم...
    زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...
    مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...
    -- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
    سال 1280
    مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط می کنی. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
    زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...
    مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...
    -- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
    سال1330
    مرد: چي؟ دانشرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...
    زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...
    مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم. يه دانشرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...
    -- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
    سال1380
    مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...
    زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).
    مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره...
    سال1400
    دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه ی ****؟ دارم بهت مي گم ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي خوام. ميخواي بري بيرون پياده برو...
    باباه:جیکش در نمی یاد...
    زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...
    -- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي
    گناهکارشو مي بخشه


     

    نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 12:52 توسط masi|

    سلام سلام...اول از همه بگم که جواب مسابقه قبلی آقای پیام خادمی بود..))

    فعلا من خبری از دانشگاه ندارم ولی اگه خبری شد حتما اینجا می نویسم که شما هم در

    جریان باشید...فقط اینکه اونایی که کارتشونو نگرفتن همراه با یک قطعه عکس نزد خانم کربلایی

     برن و کارت ورود به جلسشونو تحویل بگیرن..

    برای همه شما دوستای عزیزم آرزوی موفقیت می کنم شما هم واسه من دعا کنید..


    بعضی مواقع عکسهايي در خاطره ها می مانند

    china3-1.jpg

    مانند اين عکس که در زلزله اخير چين گرفته شده است و مردی پيکر بيجان همسرش را که در زلزله جانش را از دست داده برای خاکسپاری به گورستان می برد.
    Qilai Shen/sinopix


    در سکوتی ماتم افزا من کناری و مرغ شیدا................ با من دل خسته گوید از چه بنشسته ای تو تنها
    عشق یاری در دل دارم
    می دهد هر دم آزارم
    شکوه ها تا بر دل دارم
    می گریزم از رسوایی
    می ستیزم با تنهایی
    جام نوشین بر لب دارم
    مرغ شیدا بیا بیا شاهد ناله حزینم شو ...... با نوایی به روز و شب هم صدای دل غمینم شو
    ای صبا گر شنیده ای راز قلب شکسته ام امشب...... با پیامی به او رسان گه گذار دل حزینم شو
    لحظه ای آسمان تو بنگر چهره ی ارغوانیم......... با غم عشق او خزان شد نو بهار جوانیم
    نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 23:31 توسط masi|

    دیشب با دوستم علی نوروزپور تو استدیو آوا که مال یکی از بچه های قدیمی دانشگاهه که رپ

     می خونه(مهدی MPIII) بودیم و این دوتا یه آهنگ خوندن که دهنم ۳ کیلومتر باز شد..الیته برای شعر

    و آهنگش۴-۵ روز زحمت کشیده بودن و واقعا هر کی این آهنگو گوش بده مو به تنش سیخ

     می شه..>> بچه ها از من می شنوید این آهنگو دانلود کنید چون واقعا ارزششو داره...

    یه آهنگ DISS LOVE خیلی قشنگی شده))

    Image and video hosting by TinyPic

    البته قراره کلیپشم بسازن که منم از علی قول گرفتم که تو کلیپشون باشم...اونم هروقت آماده شد

    براتون می ذارم...

    دانلود آهنگ

    (تو صفحه ای که باز می شه ابتدا FREE رو بزنید و تو صفحه جدید DOWNLOAD VIA ... رو

    بزنید و حدودا 10 دقیقه طول می کشه تا دانلود بشه..)


    برای دیدن کارای قبلی مهدی که این آقا از بچه های قدیمی و گل دانشگاهه برید به ادامه مطلب

     

     


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 16:20 توسط masi|

    سلام خدمت همه دوستای عزیزم...حالتون چطوره؟

    اول از همه از همه اونایی که چه رودررو چه در اینجا یک سالگی وبلاگو تبریک گفتن واقعا تشکر

     می کنم که به من و بچه های وبلاگ دلگرمی دادن..نتایج نظر سنجی رو هم در زیر مشاهده کنید::

    عالی:: ۴۲٪

    خوب:: ۲۱.۴٪

    متوسط:: ۷.۱٪

    ضعیف:: ۱۴.۲٪

    افتضاح:: ۱۴.۲٪

    البته از اونایی که رای به افتضاح یا بد بودن وبلاگ دادن می خوام که دلیلشم بگن که ما خودمونو درست

    کنیم و اگه عیب و نقصی هست رفع بشه>>

    امیدوارم ترم خوبی رو پشت سر گذاشته باشید و آماده واسه امتحانایی که در پیش داریم و

    تو این چند وقت تعطیلی بتونید از پس همشون بربیاید..


    زیر میز یا محل چسبوندن آدامس؟؟؟!!

    اگه دقت کرده باشید بعضی وقتا که دستتونو زیر میر می کشید به یه چیز سفت بر می خوره که

    یه کم که روش مانور می دید یهو چهرتون سبز می شه و حالت تهوع بهتون دست می ده چون

     دستتون روی یه آدامس خشک شدست...

    Image and video hosting by TinyPic

    زیر هر میزی رو که نگاه می کنم می بینیم حداقل یه آدامس اونجا چسبیده...زیر بعضیاشم که ۳-۴ تا!!

    بعضیا هم که با الفاظ رکیک صندلیاشونو مزین می کنن...واقعا نمی دونم چی بگم..بعضی وقتا

    روی این صندلیا یه کلمات و نقاشیایی می بینم که مخم قفل می کنه!!!

    بابا ادبم خوب چیزیه به خدا!! اولا که اصلا این کار درست نیست..بعدشم حالا اگه مجبورت کردن

    و حتما باید یه چیزی بنویسی حتما که نباید تربیت خونوادگیتو به رخ همه بکشی...گل و بلبل بکش.))


    بدون شرح

    Image and video hosting by TinyPic


    خوب حالا دوباره می خوام یه مسابقه راه بندازم...البته می دونم بچه های ما تو زمینه حدس

     تصویر استعداد خاصی دارن چون دفعه های قبل توی اولین یا دومین نظر فرد رو شناسایی می کردن.

    ولی ایندفه قضیه فرق داره...چون واقعا تشخیصش سخته::

    Image and video hosting by TinyPic

    خوب حالا حدس بزنید طرف کیه...اگرم نتونستید حدس بزنید کمک می دم>>>


    راستی بچه ها منتظر یه خبر خیییییییییلی جالب و بترکون از دوستم علی نوروزپور(BIGBANG)

    باشید..

    نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 14:54 توسط masi|

    سلام بچه ها..

    اول از همه بگم که این پست قبلی مال امیر محمده..بیخودی مارو وارد عشق و عاشقی نکنید..

    من یه بار عاشق شدم واسه هفت پشتم بسه!!

    ...واما دیروز یعنی ۸خرداد وبلاگ ما یک ساله شد:::

    درست پارسال در چنین روزی من و علی نوروز پور به فکر تاسیس یه وبلاگ افتادیم که بتونیم

    از این طریق بین بچه ها یه رابطه ای ایجاد کنیو و خبرا و اتفاقایی که تو دانشگاه میوفته به

    اطلاع همه برسونیو و کلا می خواستیم بچه ها از اون جو بد اولیه ای که وجد داست دربیان 

    و باهم راحتترو دوستانه تر برخورد کنن و اینجا هم محلی باشه واسه تبادل نظرا و بحث بین بچه ها

    خلاصه اولین مطلبمون این بود:::

    من(samoud)و ریفیقم (bigbang) سر کلاس ریاضی پیش با بروبکس نشسته بودیم و داشتیم اسم و فامیل بازی می کردیم که یهو گفتم:حسن چرا ما وبلاگ نداریم.این شد که این وبلاگ رو راه انداختیم. .

    تاریخ : سه شنبه هشتم خرداد 1386


    حالا می خوام خلاصه ای از اتفاقات این یک ساله وبلاگ رو کپی می کنم

     که واسه بچه های قدیمی تجدید خاطره باشه و اوناییم که تازگیا با وبلاگ

     ما آشنا شدن بدونن که اینجا چه خبرا بوده..(تاریخشم زیرش می نویسم)

    دیروز یه خبر بد از یکی از بچه ها شنیدم که حالم گرفته شد.

    دیروز فهمیدم که متاسفانه یکی از دوستامون آقای علیرضا فیضی

    پدر خودش رو از دست داده....

    تاریخ : سه شنبه هشتم خرداد 1386

    فردا یه تاتر در سن آمفی تاتر دانشگاه با نام شمع مدینه در ساعت ۱۱:۳۰ برگزار می شه..

    تاریخ : چهارشنبه شانزدهم خرداد

    بدینوسیله ابراز پشیمانی خویش را در راستای طرح دوستیابی اعلام می نمایم....

    دوستان منو ببخشید...

    تاریخ : شنبه نوزدهم خرداد 1386

    علی:منو مسعود به این نتیجه رسیدیم که از علیرضا دعوت به همکاری کنیم.این خبر قابل توجه اون دسته از

     دوستانیه که با علیرضاloveمی ترکوندن.

    تاریخ : سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386

    در راستای طرح بیشتر دور هم بودن و از تابستان لذت بردن و فراموش کردن گندهای زده شده

    یک عدد طرح می دهم :

    پنجشنبه ۴ مرداد ساعت ۶ صبح بیاید بریم کوه (کلکچال) دیگه هم عوض نمیشه

    تاریخ : چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386

    دیروز عجب روزی بود...واقعا از صمیم قلب به بچه های بعداز ظهری تسلیت می گم..

    ما که انتخاب واحدمون صبح بودپدرمون در اومد یعنی من که ۳-۲ تا از کلاسایی که انتخاب

     کرده بودم پر شده بود و مجبور شدم برناممو عوض کنم....

     تاریخ : جمعه بیست و سوم شهریور 1386

    خوب از اتفاقاتی که تو این ۳-۲ روزه افتاده و من تو جریانشم اینه که ژتون غذا ۵۰ تومن گرون شده

    واااااییی چه خبر مهممیی....بله البته این گرونی احتمالا برمیگرده به قضیه جیره بندی بنزین...

    چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386

    یه سری آدم روانی معلول المخ در طی ۳-۲ روز گذشته تو این وبلاگ نظر های خیلی زشت و زننده ای

    نوشته بودن و الفاظ رکیک به کار برده بودن و دخترها رو مسخره کرده بودن...

    حالا می خوام بهتون بگم بهتره که تربیت خانوادگیتونو به رخ همه نکشید و بذاریدش واسه خودتون..

    کسی که ظاهر دیگری رو مسخره می کنه حتما خودش از ظاهر خوبی برخوردار نیست..

    خدا هر کدوم از ما رو یه جور آفریده.......

    پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386

    سلام..خوبید؟
    امروز اعصابم از این آقا خورده...بله جناب استاد استاد استاد استاد استاد باشی رو می گم..یکی از
    اعصاب خورد کن ترین و بد درس بده ترین استادای دانشگاه هستند..از ابتدای ترم تاحالا ۴-۳ تا از کلاساشون یا
    تشکیل نشده یاخودشون به قول استاد صنعتی تشکیل نیومدن..
    جمعه شانزدهم آذر 1386

    امروز شاهد اتفاقات و تغیرات جالبی در دانشگاه بودیم که به شرح آن می پردازم:

    از آنجا که احتمالا فردا دکتر جاسبی به منظور افتتاح دانشگاه ما(بعد از یک سال و اندی) پا به این

    مکان می گذارند مسئولین یونی تدارکات ویجه(ویژه)ای به همین مناسبت دیده بودند...

    سه شنبه بیستم آذر 1386

    وای که امروز دانشگاه چه خبر بود..چه برف بازی کردیم

    صبح که از بدو ورودم به دانشگاه دوستان با گوله های برف حسابی از ما پذیرایی کردن و ۲تا از دوستان

    هم که دست و پای ما رو گرفتن و با شمارش ۱-۲-۳ ما رو ولو کردن تو برفا

     چهارشنبه دوازدهم دی 1386

    از اونجایی که خودم دست تنهایی نمی توم اینجا رو زیاد up کنم یکیو آوردم که باهام همکاری کنه..

    و ایشون کسی نیست جز امین خان حبیبی

    شنبه بیست و نهم دی 1386

    می خواستم از همینجا اعلام کنم که خانم نیک عادت خوشبختانه حالش بهتر شده و از بیمارستان

    مرخص شده....ایشالا که هرچه سریعتر خوب شه و بیاد سر کلاساش))

    سیزدهم اسفند 1386

    امروز با یک پدیده و تحول عظیمی در دانشگاه مواجه شدم...اونم این بود که جلوی ساختمون۴ و

    ساختمون گروه باجه تلفون نصب شده بود...البته باجه تلفن که چه عرض کنم!!!

    سیم که نداشت و توی تلفن خالی بود!!

    از تحولات عظیم مشاهده شده می توان به پروژه عظیم سایت دانشگاه اشاره کرد که واقعا نشون

    می ده که خییلی روش کار شده و مدیراش واقعا زحمت کشیدن))

    چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386

    سلام خدمت همه دوستا و هم دانشگاهیای خوبم))

    عید نوروز باستانی و سال ۱۳۸۷ رو خدمت همه شما عزیزان تبریک می گم و ایشلا تعطیلات

     و سال خوبی رو در پیش داشته باشید..

    سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386

    سلام . من حسینم همونی که وبلاگ saz be saz رو مینویسه و عشق دانلود داره . من با اهداف تروریستی وارد این وبلاگ شدم اما چون فعلا زیاد حالو حوصله ندارم این عملیات رو به تعویق میندازم .

    یکشنبه هجدهم فروردین 1387

    خوب می پردازیم به اولین روز دانشگاه(شنبه) در سال۸۷(سال نوآوری و شکوفایی):

    اولین کلاسم که با این استاد تاجداری بود....من واقعا نمی دونم سواد و معلومات ایشون به کی بر می

    گرده!!! چون بعضی وقتا یه حرفا و اصطلاحاتی توی صحبتاشون به کار می برن که من به سن

    ایشون شک می کنم که مبادا ایشون بازمانده ای از زمان هخامنشی باشن چون طرز صحبتشون به

    زبون میخی و هخامی(هخامنشی) بر می گرده!!!!!!

    دوشنبه نوزدهم فروردین ۸۷

    سلام به همه ی دوستان

    امیر محمد هستم.

    خوشحالم که به عنوان نویسنده تو این وبلاگ با مسعود و حسین همکاری میکنم.

    امین هم که طبق قرار فبلی باید... 

    اعلام میکنم که ما یعنی من و حسین با اهداف تروریستی وارد این وبلاگ شدیم  و دیگه همین...

    شنبه بیست و چهارم فروردین 1387

    فردا پنجشنبه سالگرد پدر دوستمون(علیرضا) حاج حسن فیض مشکینی

     هست که از همه شما بچه ها که علیرضا رو دوست دارید و برای شاد

    کردن روح اون مرحوم دعوت می کنم که فردا به مراسمی که برای

    سالگرد تدارک دیدن تشریف بیارید و معرفتتونو به علیرضا نشون بدید.

    چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387


    ببخشید اگه زیاد شد فقط خواستم یه یاداوری کوچکی از قدیما واسه بچه ها داشته باشم...

    یه سال..چقد زود گذشت..امیدوارم تو این یه سال توانسته باشیم خبرای دانشگاهو به موقع بهتون

     برسونیم و جو بینمونو خوب کنیم و یه خاطره خوش واسه هم به جا بذاریم...

    بچه ها اینم بگم که من کوچیک همه شما هستم و همتونو دوست دارم و می خوام که این رابطه ها

    هیچوقت تعطیل نشه و احترامها گذاشته بشه....شما هم بازم مثل همیشه با نظرای گرمتون من و

    دوستامو کمک کنید تا بتونیم بیشتر و بهتر در خدمتتون باشیم))

    راستی یه نظر سنجی هم راه انداختم که وبلاگ ما رو تو این یک سال چطور دیدید....

    لطفا تو این نظر سنجی شرکت کنید))

    مرسی

    نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 15:52 توسط masi|

    پشت پرده اخراج علی کریمی پس از انتقاد از فدراسيون

     karimi_2_1024x7681.jpg

    سه شنبه 31 ارديبهشت 1387، شب مهمي در تاريخ فوتبال ايران بود؛ شبي که پروژه «گذر از علي کريمي» به نتيجه رسيد. ساعاتي پس از پايان مکالمه علي دايي و علي آبادي، سرمربي تيم ملي خود را به فرودگاه اردبيل رساند تا به موقع خود را به جلسه با رئيس سازمان تربيت بدني در تهران برساند. صورتجلسه ساده بود؛ «علي کريمي به دليل مصاحبه عليه فدراسيون فوتبال از تيم ملي کنار گذاشته مي شود.»

    روی ادامه مطلب کلیک کن


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 13:43 توسط masi|

    یک شوکلات KitKat به ظرفیت 500GB در جیب شما
    منبع: WinBeta.Net
    کمپانی Buffalo این بار هارد دیسک خود را با حجم 500GB تولید کرد. این هارد دیسک کمی از یک شوکلات KitKat بزرگتر است!

    این هارد دیسک جدید با نام MiniStation که در گذشته با حجم های 120GB ، 160GB ، 250GB و 320GB ارائه شده بود، هم اکنون با حجم 500GB وارد بازار شده است.

    MiniStation به وسیله USB به کامپیوتر شما متصل می شود و با سیستم عامل های Windows و MAC سازگار است.

    تصاوير: لینک 1 | لینک 2
    مشاهده: لینک سایت
    منبع خبر: WinBeta.Net

    اظهارات وزير درباره سرعت اينترنت مضحك است
    منبع: WinBeta.Net
    آخرین اخبار از وزارت محترم ICT كه روز شنبه روی خروجی یك خبرگزاری نزدیك به دولت قرار گرفت، نقل قول بحث‌برانگیزی از شخص وزیر است: "پهنای باند 56 كیلو بیت برای مصارف كاربران اینترنتی خانگی و دانشگاه‌ها حتی برای دانلود كتاب‌های 500 صفحه‌ای مناسب است؛ اظهار نظری عجیب كه اگر آن را با تلاش كشورهای پیشرفته دنیا برای افزایش سرعت اینترنت در حد چند گیگابایت مقایسه كنیم، بسیار مضحك به‌نظر می‌آید."

    انتقاد مجلس و كارشناسان از اظهارات تعجب‌برانگیز وزیر

    گذشته از آن‌ كارشناسان این سؤال را مطرح می‌كنند كه آیا وزیر تاكنون با سرویس Dial Up به اینترنت متصل شده است تا دركی از سرویس‌های 56 كیلوبیتی داشته باشد؟ و یا اینكه واقعاً شایسته است مصارف خانگی و دانشگاهی را هم رده بدانیم؟ سلیمانی در ادامه اظهارات جنجال‌برانگیزش گفته است: "در حال حاضر پهنای باند 128 كیلو بیت یا 56 كیلو بیت مشكل اینترنت كشور نیست، بلكه نحوه ارائه این میزان از سوی شركت‌های ارائه دهنده اینترنت مورد بحث است."

    رمضانعلی صادق‌زاده، رئیس كمیسیون مخابرات مجلس هفتم، در واكنش به این سخنان وزیر ICT با بیان این‌كه در مورد سرعت اینترنت پیمانكارانی انتخاب شده‌اند و اینها با شركت مخابرات قرارداد دارند، به همشهری می‌گوید: اگر هدف از واگذاری اینترنت این باشد كه فقط تا 56 كیلو بیت سرعت داشته باشد كه دیگر نیازی به پیمانكاران و سرمایه‌گذاران نیست و در واقع در این عرصه، سرمایه‌گذاری، توجیه اقتصادی خود را از دست می‌دهد.

    او اضافه می‌كند: این سرعت برای استفاده كاربران خانگی، از نظر حجم شاید توجیه پذیر باشد ولی از نظر سرعت نمی‌تواند كافی باشد و این در حالی است كه اینترنت پرسرعت یا ADSL با قرارداد پیمانكاران عمدتاً برای مصارف خانگی بوده است.

    رئیس كمیسیون مخابرات مجلس هفتم، با بیان این‌كه متأسفانه وزارت ارتباطات حتی در جایی كه می‌توانسته اینترنت پر سرعت ارائه كند آن را محدود كرده می‌گوید: "مسئولان وزارت ICT با منفی بافی‌هایشان كاربران را محدود می‌كنند. ما نباید تعیین كنیم كه چه كسی، چقدر مصرف كند و در واقع نباید به خاطر حواشی، اصل موضوع را فراموش كنیم."

    اظهارنظر سلیمانی درحالی است كه در چند سال اخیر همایش‌های بسیاری در ایران در باب تولید محتوای الكترونیكی و دولت الكترونیك برگزار شده است و این اظهارنظرها تناقضی آشكار بین گفتار و رفتار وزارت ICT است.

    مشاهده: وزير و اظهار نظرهای مضحک
    منبع خبر: روزنامه همشهری
    نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:32 توسط masi|


    آخرين مطالب
    » قل خودتو رو پیدا کن!
    » دی شد و بهمـــن گذشت فصل بهاران رسید
    » مایه بده مایه بده بیشتر حتا شما کوچولو شما هم مایه بده بیشتر!
    » بهتر بهتره یا بهترتر بهتره؟
    »
    » مدیر گروه
    » انتخاب واحد
    » باتری بنز؟
    » مدیر گروه جدید؟
    » کف کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
    Design By : Pars Skin